تبليغاتX
با ما سرگرم شوید
تاريخ : جمعه 3 دی1389 | 17:36 | نویسنده : سمانه و زینب و نویسندگان بی نام

  Sümbül Abad Benim anadili Arsam  

بخش اس ام اس وبلاگ راه اندازی شد برای ورود در اینجا کلیک کنید.

sonboli.blogfa@yahoo.com

برای ارسال ایمیل در اینجا کلیک کنید

فقط در صورت ارائه مطلب برای قرار دادن در وبلاگ ایمیل ارسال کنید در غیر اینصورت نظراتتونو درباره وبلاگ در بخش نظرات بنویسید و پاسخ نظراتتونو در بخش پاسخ به نظرات شما دریافت کنید .در ضمن ایمیل خودکارمون رو هم حذف کردیم.

** روی لینک زیر کلیک کنید **

**پاسخ به نظرات شما**

 


برچسب‌ها: ایمیل فقط برای ارائه مطلب

تاريخ : پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 | 11:9 | نویسنده : سمانه و زینب و نویسندگان بی نام
چند سالی هست که سنبل آباد شده مرکز مهاجر پذیر(به قول خودمون غریبه توشر) البته اینا اطلاعات و آمار رسمی مسئولین هست ولی بهر حال واقعا هم این طوریه الان بحث ما اینه که چرا مردم بومی ما کوچ می کنند و غریبه ها میان و محیط ما رو کثیف می کنند ما از غریبه ها خوشمون نمیاد..چرا برا پسراتون از روستاهای اطراف زن می گیرید؟! (حالا فکر نکنید من میام به پسراتوناااا) چرا دختراتونو به غریبه های از خودمون پایین تر میدین... بابا اینجا سنبل آباده ه ه ه چرا نسل کشی می کنید ما می خوایم اصیل بمونیم حداقل اونایی رو که انتخاب می کنید میارید اینجا زندگی کنند از خونواده های اصیل و بافرهنگ باشند نه آدمایی که نمی دونند صبح که از خواب بلند می شن حتما باید دسو روشونو بشورند..واقعا بعضی وقتها از دیدن حرکات و رفتارهای این غریبه ها افسوس می خورم دارید چه به روز اینجا میارید آی غریبه هااااااااااااااااااااا برید خونه خودتون یا با ما سازگار شید بچه های مارو با روش افغانی خودتون تربیت نکنید رو فرهنگ اصیل ما تاثیر منفی گذاشتید بعد هم ادعاهای بزرگ تر از دهنتون نکنید هر چی باشه ما سنبل آبادی های اصیل هستیم و

 نژاد برتریییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییمممممممممممممممم

 



تاريخ : سه شنبه 26 اردیبهشت1391 | 12:10 | نویسنده : سمانه و زینب و نویسندگان بی نام

 قالب قرمزی کتدی گذاشتیم نخندین



تاريخ : سه شنبه 26 اردیبهشت1391 | 11:40 | نویسنده : سمانه و زینب و نویسندگان بی نام
  • وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه!{#moods_dlg.1}
  • اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافی یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه میفهمن!{#moods_dlg.1}

  • موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه
  • میری دستشویی، میای میبینی بازی ۲-۲ تموم شده!{#moods_dlg.1}

  • هرچقدر هم دلیل منطقی واسه خرید یه چیز داشته باشی، همیشه یکی اون نزدیکی ها هست که بگه سرت کلاه گذاشتن عجیب!Blah Blah Blah...

  • وقتی پیاده باشی تاکسی گیرت نمی آد، اما وقتی با ماشین باشی توی ترافیکی از تاکسی ها گیر می کنی.{#moods_dlg.1}

  • هروقت گرسنه میای خونه، اون شب اتفاقی غذا ندارین. اما یه شب که بیرون غذا می خوری وقتی میای خونه می بینی غذای مورد علاقت رو درست کردن.{#moods_dlg.1}


  • تو یه ظرف آجیل اولین چیزی که می خوری یه بادوم تلخه.{#moods_dlg.1}

  • موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه. دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.{#moods_dlg.1}

  • سر جلسه به دوستت که هیچی نخونده کل سوال ها رو برسونی و برگه هاتون با هم مو نزنه، نمره اون بیشتر می شه. این از قوانین ثابت مورفی هستش، شک نکن!{#moods_dlg.1}

  • اگه یک بار سر کلاس نری و استاد بگه جلسه بعد امتحانه، هیشکی بهت خبر نمیده! اما امان از اون روزی که یکی از اساتید حذف کنه، شونصد نفر یادت می افتن و بابای گوشیت رو در میارن از بس مسیج میدن که فلانی، استاد گفت حذفی!{#moods_dlg.1}
  • برای موفق شدن تنها یک راه وجود دارد، اما برای شکست خوردن راه های زیاد.{#moods_dlg.1}

  • اگه یه ماشین صفر بخری، هرچقدر هم مواظبش باشی و سعی کنی جای مطمئنی پارکش کنی، بازم خط روش می افته، ولی ماشین کهنه داغونت رو بزار وسط اتوبان کرج، شب بیا سالم برش دار.{#moods_dlg.1}

  • یه وقت هایی که خیلی عجله داری اگه لاستیک هواپیما هم زیر ماشین انداخته باشی، میای می بینی ۲تاش پنچره!Sad

  • دقیقا همون روزی که ۵ دقیقه دیرتر بیدار شدی تمام وسایلت مفقود میشن!{#moods_dlg.1}
  • دقیقا وقتی جفت دستات تا آرنج گریسی یا گلی هستش، چشمت خارش می گیره!{#moods_dlg.1}

  • اگر یک تاریخ برای شما خیلی مهمه، ۱۰ روز قبل از اون یادتونه و دقیقا همون روز یادتون میره. ۳۵۵ روز بعدش هم دارید حرص از یادرفتنش رو می خورید. این قضیه فقط تا وقتی که اون تاریخ مهمه ادامه داره و بعدش برعکس میشه


تاريخ : یکشنبه 24 اردیبهشت1391 | 19:50 | نویسنده : سمانه و زینب و نویسندگان بی نام

با تشکر از پیام های ایمیلی مسئولان وبلاگها و سایتهاو انجمن های مختلف (به خصوص انجمن وب ایران ) دو پیام تبریک پایینی خیلی بهم چسبید واسه همینم گذاشتمشون وبلاگ (پیامهایی که منو با نام سنبلیها میشناسن)


تبریک با آرزوی بهترین‌ها

سنبلیها عزیز سلام

کادر مدیریتی مرکز علمی دانش‌جویان ایران تولد شما را تبریک می‌گوید و آرزوی موفقیت برای شما دوست عزیز دارد. سال‌های سال زنده و سلامت در پناه حق باشید.


 Salam sonboli,

 مهد کودک کوچ Tavalodeton Ra Be Shoma Tabrik Migoyad .
Ba Arezoye Movafaghiyat Baraye Shoma
Ba Tashakor.
مهد کودک کوچ Team



تاريخ : شنبه 23 اردیبهشت1391 | 19:52 | نویسنده : سمانه و زینب و نویسندگان بی نام

بچه های بیگناه آذربایجانی قربانی سیاست شوونیستی

خبر های رسیده حاکی از آن است که برنامه ویژه ای که برای کودکان شهر
خرمدره با عنوان «خاله شادونه» برگذار شد به دلیل بی عرضگی و بی برنامگی
و همچنین سود جویی بیشترخاله شادونه وگروهش حداقل چهار کودک بیگناه و
معصوم  را پرپر کردند.
   ازاهداف مهم این مراسم سیاست کثیف آسیمیلاسیون بیشتر و سریع ترکودکان
تورک آذربایجانی ،که طی نود سال اجراشده است .
این حادثه تلخ سکوت مسولین شهری واستانی رادرپی داشتنه است.

قاراداغلی

 ( مطلب ارسالی از رستم کاظم پور به ایمیل وبلاگ)


خبر تکمیلی سنبلی :

اسامی سه نفر از کشته شدگان حادثه ”در شهرستان اعلام شد.

مهر:بنا به اعلام بوعلی سینای خرمدره، بر اثر ازدحام در زمان خروج از سالن خرمدره که برنامه”خاله شاودنه” در آن در حال اجرا بوده است، نگار صالحی(۷ ساله)، مهدی مولایی(۷ ساله) و بهاره شادمهر(۶ ساله) کشته شده اند.همچنین در حال حاضر وضعیت سایر مصدومان حادثه خوب است.ساعت ۱۸ و ۱۰ دقیقه روز پنج شنبه به دلیل ازدحام جمعیت در سالن شهدای خرمدره که برنامه خاله شادونه در آن محل در حال اجرا بود، هشت نفر از حاضر در برنامه در بین ازدحام جمعیت مصدوم شدند که دو نفر از در محل فوت کردند و دو نفر دیگر به دلیل جراحات وارده به موسوی شهر منتقل می شوند.همچنین دو نفر از کودکان انتقال داده شده به موسوی شهر زنجان که دچار ضربه مغزی شده بودند صبح روز جمعه فوت کرده و حال دیگر منتقل شده به وخیم است.حال چهار مصدوم دیگر این حادثه خوب گزارش شده است.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 اردیبهشت1391 | 18:20 | نویسنده : سمانه و زینب و نویسندگان بی نام
روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی! روز مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری ! روز مادر یعنی بهانه  بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد روز مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن  او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود روز مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....        مامان خوشگلم الهی خودم فدات شم روزت مبارک...



تاريخ : دوشنبه 18 اردیبهشت1391 | 17:59 | نویسنده : سمانه و زینب و نویسندگان بی نام

بیوگرافی کسی که با هنرش در کنار ما خواهد ماند ......

ایرج قادری کارگردان بازیگر و تهیه کننده سینمای ایران در سن ۷۶ سالگی دار فانی را وداع گفت …

این بازیگر و کارگردان سینما سال ۱۳۱۴ در تهران به دنیا آمده بود، او که تحصیلاتش را در رشته پزشکی و داروسازی نا تمام گذشته بود، سال ۱۳۳۴ برای نخستین بار در فیلم «چهار راه حوادث» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان بازی کرد.قادری طی سال های فعالیتش در بیش از ۷۰ فیلم به عنوان بازیگر مقابل دوربین رفت.  در کارنامه کاری او کارگردانی بیش از ۴۰ فیلم سینمایی نیز دیده می شود.

ایرج قادری در اردیبهشت ۱۳۹۱ به دلیل تشدید بیماری سرطان ریه در بیمارستان بستری شد و به دلیل همین بیماری در ساعت چهار صبح ۱۷ اردیبهشت ماه درگذشت

خاکسپاری ایرج قادری طبق خواست همسرش در همان روز مرگ او ( ۱۷ اردیبهشت) و در یکی از امامزاده‌های کرج (آرامگاه بهشت سکینه) برگزار شد. طبق وصیت ایرج قادری کلیه هزینه مراسم و یادبود وی به موسسه حمایت از کودکان سرطانی اهدا گردید

او در سال های اخیر با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد و از فروردین سالجاری در بیمارستان مهراد تهران بستری بود.

طی هفته های گذشته این کارگردان به کما رفته بود از چند روز پیش ملاقات با او ممنوع شده بود.

آخرین فیلم این کارگردان «شبکه» نام داشت که همچنان در انتظار نوبت اکران است.



تاريخ : دوشنبه 18 اردیبهشت1391 | 17:2 | نویسنده : سمانه و زینب و نویسندگان بی نام

این برنامه شغلی رو من به خواهرزادم گفتم نوشته که در مورد خانه داری بود . اما خانم معلم از عقاید من خوشش نیومده و یه نمره به خاطر وجود عبارت " آقای خانه دار " از خواهرزادم کم کرده  البته به نظر من خانه داری که تو ایران شغل محسوب نمیشه چون درآمد نداره


میگم بیچاره خانه دار از اول صبح تا آخر شب در حال نوکری بود



تاريخ : شنبه 16 اردیبهشت1391 | 18:20 | نویسنده : سمانه و زینب و نویسندگان بی نام

ببینم بختت وامیشه یا نه !

فروردین : انتظار به پایان رسید و بعد از سالها انتطار و فراز و نشیب و غم و غصه و اشک و نا امیدی، به زودی ازدواج می کنی و به خانه بخت می روی، اما شب عروسی هنگام صرف شام برق می رود و داماد فرار می کند.

سنبلی : بالاخره از ترشیدگی دراومدی

اردیبهشت: کسی در این دنیا هست که هر لحظه به تو فکر می کند و بی تو زنده نیست و نفس نمی کشد و قلبش نمی زند و اگر با او تماس نگیری، به کما می رود.او به زودی به خواستگاریت میاید و تو را با اسب سفید به قصر خوشبختی ها می برد.

سنبلی : لگد نزن به بختت زنگ بزن بهش

خرداد : امروز دوست مامانت بعد از سالها زنگ می زنه خونه شما و با مامانت حرف می زنه و تورو واسه پسرش خواستگاری می کنه . البته تا سه سال دیگه نمی تونید ازدواج کنید چون پسره زندانه و سه سال از حبسش مونده.

سنبلی : آی لعنت به این بخت . خوب بهش بگو: نه! خاک برسرت

تیر: تو با هر کسی که ازدواج کنی یکسال نشده پست می دن و باز برمی گردی خونه بابات.

سنبلی : هزار بار گفتم آدم باش .

مرداد : تا ۴۳ روز دیگه ازدواج می کنی با پسر مورد علاقه ات و تا ۳۴۲ روز دیگه بچه دار میشین پسره اسمشو می زارین بهرام بعد از ۷۴۰ روز دیگه بچه دومت بدنیا میاد که اونم پسره اسمش می زارین شهرام و ….

سنبلی : بد سلیقه اینام شدن اسم ؟

شهریور : هر خواستگاری که واست میاد بعلت نامعلومی بعد از سه روز ناپدید میشه و دیگه خبری ازش نمیشه.

سنبلی : اینهمه سرخوری نکن

مهر : تا یکسال دیگه ازدواج می کنی اما شوهرت معتاد ازآب در میاد و طلاق میگیری بعد از یکسال باز ازدواج می کنی اما اون یکی هم معتاد در میاد و باز طلاق دوباره یکسال صبر می کنی و باز ازدواج می کنی در ازدواج سوم موفق میشی و پسر یک کارخونه دار میلیاردر و فوق العاده زیبا تو رو میگیره و کلی خوشبخت میشی.

سنبلی :به جای ...اینهمه آب دماغ خوردی آخرش خدا بهت رسوند

آبان :پسری که همیشه در دانشگاه از تو جزوه می گیرد، هیچ فکری در کله اش ندارد و فقط عادت کرده از تو کمک بگیرد، نه قیافه داری، نه اخلاق. چرا این جوری فکر می کنی که باید در دوران دانشگاه ازدواج کنی؟ خلاصه بگم تا آخر عمر واست خواستگار نمیاد الکی منتظر نباش.

سنبلی :پیف . از ترشی هم گذشته بوی لیته یا ترشی سیر میاد

آذر:دوتا خواستگار سمج تا ۲ ماه آینده میان خواستگاریت که هر دو دیوانه وار عاشقتن و وقتی می فهمن یک خواستگار دیگه داری با هم دعواشون میشه (دعوای عشقی) و هر دو با ضربات چاقو به قلب هم می زنن و هر دو می میرن. و تو تا آخر عمرت می مونی خونه بابات!

سنبلی :تو هم خودتو بکش .

دی: به زودی با نویسنده محبوبت آشنا می شوی و از تو خواستگاری می کند. اما چند ماه بعد با بهانه های مختلف از ازدواج با تو منصرف می شود. تو دلیل این عمل او را نمی فهمی، اما به زودی متوجه می شوی رمانی از او منتشر شده که شخصیت های آن بسیار شبته تو و پدر و مادر و خواهر و برادر و فامیلهایت هستند و در مقدمه کتاب هم توضیح داده که برای دستیابی به این داستان واقعی، مجبور شده به دختری زشت پیشنهاد ازدواج بدهد.

سنبلی :

بهمن : امروز همه از این که به زودی ازدواج می کنی خوشحال هستند، چون از دست غرغرهایت راحت می شوند و از این به بعد شوهر بیچاره ات است که باید تو را تحمل کند.

سنبلی :خداروشکر

اسفند : عید نوروز بعدی عروسیته و با اونی که سالها منتظرش بودی ازدواج می کنی واسه ماه عسل، با کشتی شخصی داماد میرین به یک ویلا توی یک جزیره زیبا در اسپانیا! اما کشتی وسط راه میخوره به کوه یخ و غرق میشه! شوهرت تو رو سوار یه تخته میکنه و چون اون تخته تحمل وزن دوتاتون رو نداشته ، تخته رو ول میکنه و تو آب یخ میزنه و میمیره !تو هم برمیگردی خونه بابات و تا آخر عمر شوهر گیرت نمیاد!

سنبلی :مثل تایتانیک به گوبک (go back) نگی کپک کوپک


 اگه من نبودم هیچکس به این طنز نمیخندید . حق نمیگم ؟ 

چارلی چاپلینی شدیم واسه خودمون . به مناسبت تولدش :

لبخند بزن!
بدون انتظار پاسخی از دنیا ،
بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود
که به جای پاسخ لبخند ،
با تمام سازهایت می رقصد …