جایی برای بهتر شدن
اولین وبلاگ در سنبل آباد Sümbül Abad Benim Anavatan 
لینک دوستان

 Sonbol is Land of Angels

sonboli.blogfa@yahoo.com

برای ارسال ایمیل در اینجا کلیک کنید

فقط در صورت ارائه مطلب برای قرار دادن در وبلاگ ایمیل ارسال کنید در غیر اینصورت نظراتتونو درباره وبلاگ در بخش نظرات بنویسید و پاسخ نظراتتونو در همان بخش زیر کامنتتان دریافت کنید .

برای نظر دادن نیازی به وارد کردن ایمیل و وب سایت نیست فقط  وارد کردن نام الزامی است.


پروفایل مدیر وبلاگ 

این وبلاگ به شکل عجیبی برگشته فقط آرشیو سال 93 رو نداره و گفتن اونم برمیگردونن اما فعلا من خودم یه قسمتهایی که بهتر از بقیه بود رو بر می گردونم تا ببینیم چی میشه ...


برچسب‌ها: ایمیل فقط برای ارائه مطلب
[ جمعه ۱۳۸۹/۱۰/۰۳ ] [ 17:36 PM ] [ سنبلیها ]

"احترام متقابل" در عروسی های سنبل آبادی

از زمانی که سنبل آباد ۵۰ نفر جمعیت داشته تا امروز که بیش از ۷۰۰ نفر جمعیت داره٬ رسم بر این بوده که در مراسمات مختلف از تمام اهالی دعوت به عمل بیاد ! عروسی هم یکی از مراسماتی است که شامل این رسم سنبل آبادی های شده ! در عروسی های سنبل اباد دعوت از اهالی به سبکی عجیب و نه چندان محترمانه صورت می گیرد! حتی برخلاف عهد باستان سایر نقاط ایران که لااقل از کبوتر نامه بر و یک کارت دعوت استفاده میشده ٬ در سنبل آباد هیچ اعتقادی به کارت عروسی وجود ندارد و از پیک ناطق (ف) به جای کارت عروسی استفاده میشه! البته به نظر میرسه سرعت عمل این پیک بیشتر از کارت عروسیه، چون شما هرجا که باشی، آشپزخونه ، حال، اتاق خواب، سرویس بهداشتی یا حتی خونه همسایه٬ این پیک پیغام دعوت عروسی را به شما انتقال می دهد! از مدل دعوت که عبور کنیم میرسیم به نحوه برگزاری عروسی ! در سالهای نه چندان دور عروسی های سنبل اباد طولانی و از نظر زمانی طاقت فرسا اما جذاب بود. هر کاری که عروس دوماد میکردن مراسم خاصی داشت و یک روز رو به خودش اختصاص میداد٬ از خرید عروسی گرفته تا حنابندون و عروسی و پاتختی که مراسمات مربوط به هر کدوم تو یک روز برگزار شده و به تبع آن از مهمانان هدیه جمع آوری میشد که معمولا هدیه اصلی عروسی روز پاتختی دریافت میشد! تو اون زمونها که جمعیت سنبل آباد زیاد نبود اینجور عروسی ها هم دردسر خاصی نداشت و مهمانها رو آزار نمیداد و همینطور میزبان فرصت و مکان کافی برای پذیرایی و تکریم میهمانان را داشت. اما کم کم با زیاد شدن جمعیت روزهای عروسی هم آب رفت و به یک شب و یک روز (شب حنابندون و روز عروسی) تقلیل یافت! روز عروسی مهمانان هدایای خودشونو به میزبان میدادن و میرفتن٬ یکم پذیرایی دچار مشکل شده بود البته به صورتی که صدای همه رو دربیاره!از یه طرف هدایا هم تعریفی نداشت چون سنبلیها عادت ندارن واسه عروسی هرکسی دست به جیب شن و بیشتر ترجیح میدادن پول غذا رو حساب کنن که اونهم اکثرا کمتر از مقدار واقعی حساب میشد مثلا تو دفتر ثبت هدایای دریافتی مربوط به یک عروسی در سال ۷۹ ٬ سنبل نشینها ۲تا۵هزار تومان و سنبلیهای شهرنشین ۵تا۸هزار تومان به عنوان هدیه پرداخت کردند! با این وجود این عروسی ها هم زیاد بد نبود چون مراسمات سنبل آبادی در اون اجرا میشد! ولی بعد از این با رسیدن متولدین دهه ۶۰ به سن ازدواج و با زیاد شدن جمعیت عروسی ها مشکل دار شد! از یه طرف مردم همچنان اصرار داشتن تو عروسی هاشون همه سنبل آبادی ها حاضر شن و از یه مکانی برای پذیرایی وجود نداشت و هزینه ها بالا رفته بود و امکان دو روز عروسی وجود نداشت برای همین عروسی ها یک شبه شد و به تبع آن تعداد اجرای تمام مراسمات سنبل آبادی کمتر شد! همین هم حس نارضایتی رو در میهمانان به وجود آورده و اکثر اونها احساس میکنن تو عروسی های سنبل آبادی مورد بی احترامی واقع میشد! نمی دونم چه اصراری وجود داره از هرکس که یه رگ سنبل آبادی داره دعوت به عمل بیاد ؟ بعضیا اینجور استنباط میکنند که چون پدرشون تو عروسی فلانی حاضر شده و مبلغی به عنوان هدیه پرداخت کرده حالا باید اون فرد به همراه تمام فرزندانش و نوه نتیجه هاش باید بیاد عروسی و هدیه رو بجا پرداخت کنه!! فکر نمیکنید هدیه با قرض فرق داره و واسه هدیه بجا نمیگیرن؟؟ فکر نمیکنید با حضور اینهمه مهمان نامربوط جا برای مهمانان اصلی هم کم میاد و تو پذیرایی و تکریم اونها دچار مشکل میشید؟ فکر نمکنید حضور اقوام تا درجه ۴ تو میهمانی هاتون کافیه؟ و یا فکر نمیکنید بهتر است حضور دوستان فقط به دوستان عروس و داماد و دوستان خانوادگی محدود شود؟ چرا باید از تمام فامیلهای آبا و اجدادیمون تو عروسی ها دعوت به عمل بیاد؟ چرا برای دعوت یک دوست باید از تمام اقوام وی هم دعوت به عمل بیاد؟ خب همین دعوتهاست که موجب بی احترامی به مهمونها میشه و باعث میشه هرکی از عروسی دراومد بگه تو عروسیهای سنبل آباد بهمون بی احترامی میشه!! همین تعداد مهمانان چنان کمبود جا بوجود میاره که میزبان فقط میگه یه غذایی بدین اینا بخورن برن ! کار به جایی میرسه که انگار به جای مراسم عروسی ٬ طرح اطعام گرسنگان سومالی در حال برگزاریه که یه پرس غذا رو خشک و خالی میذارن بغل مهمون یه قاشق هم از ده متری پرت میکنن سمتش که بخور و برو!! آخه طرف از گرسنگی نیومده که خونه شما! یارو اومده عروسی! عروسی هم که میدونید چیه؟ میدونید که عروسی چمباته زدن نیست و یک نوع جشنه که باید مهمونها توش حس رفاه و شادی داشته باشن ؟ همین رفتارهای میزبان عروسی٬ این سوال رو تو مهمون بوجود میاره که واقعا چرا با وجود نسبت دور و کمبود جا از اونها واسه عروسی دعوت به عمل اومده؟؟ و این تفکر رو بوجود میاره که اونها بخاطر پول و هدیه دادن دعوت شدن٬ و همین تفکر حس مورد بی احترامی واقع شدن رو در اونها بوجود میاره و موقع خروج همه با اخم و عصبانیت اقرار میکنن که بهشون بی احترامی شده! خب حق دارن! البته مورد بی احترامی واقع شدن فقط مختص مهمون نیست٬ میزبان هم از طرف مهمون مورد بی احترامی واقع میشه! یارو از راه دور میاد عروسی نق هم میزنه که بهش بی احترامی شده یکی نیست ازش بپرسه تو که از راه دور اومدی چه احترامی به میزبان گذاشتی؟؟ ۳۰۰ کیلومتر راه اومدی واسه ۲۰ هزار هدیه؟؟ آقا متری چند حساب میکنی؟؟ اینجاست که میگن: "در و تخته با هم جور شدن" مهمون بی احترامی میکنه٬ میزبان هم همینطور! مهمون و میزبان هردور بی احترامی میبینن اونهم توسط هم!! حالا که امکان ساخت تالار تو سنبل آباد فراهم نیست نمیتونیم دست رو دست بذاریم و بگیم کاش تالار داشتیم! پس خودتون دست به کار شین و یکم عروسی ها رو جمع و جور برگزار کنین و مهمونهای کمی دعوت کنید تا یه غریبه نیاد به عروسیتون و با ۲۰هزار تحقیرتون کنه و نق هم بزنه که پذیراییتون بد بود ! بخدا اگه اینکارو کنید هیچ کس هم گله نمیکنه و همه راضی خواهند بود! ضمنا واسه دعوت از سنبل نشینها هم از کارت عروسی استفاده کنید ! حالا چون تو دهاتین نباید به همدیگه شخصیت قائل شید؟ به هم احترام بذارید! اصالتتونو فراموش نکنید٬ از کارتهای عروسی ترکی استفاده کنید! مثل این کارتها:

[ یکشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۰۹ ] [ 14:47 PM ] [ سنبلیها ]

زیر آب زدن عادت بدی است که متاسفانه از قدیم الایام در جامعه سنبل آبادی ریشه دوانده است! ابعاد زیر آب زنی آنقدر گسترده است که نمی توان آنرا به بخش خاصی از جامعه نسبت داد. مردم سنبل آباد زیرآب هرکس رو که فکرشو بکنید می زنند ٬ از پسران و دختران دم بخت گرفته تا کارکنان دولتی و کارگران و ... تو این زمینه خودی و غیر خودی هم نمیشناسن و اگه قرار به زیر آب زنی باشه پته هرکسو رو آب میریزن! واقعا دلیل این ناهنجاری فرهنگی چیست؟ کمبود مردم سنبل آباد کجاست که چاره ی برطرف شدن آنرا در بدگویی از همدیگر می بینند؟ در سری دوم بحث فرهنگی به این موضوع می پردازیم ٬ البته امیدواریم از بحث امروز مثل بحث سری اول که درمورد پارک بود سوءبرداشت نشه ما تو بحث اول گفتیم با فرهنگ برید پارک و بهره ببرید نه اینکه اصلا نرید پارک!!قبل از شروع بحث لازمه بگم نظر یه سری از دوستان رو در قالب جملات خودمون بیان کردیم تا نیازی به نوشتن اسمشان نباشد! اما بحث امروز:


سمانه: فکر کنم لازمه اول بحث منظور از "زیرآب زدن" رو با مثال به طور کامل توضیح بدیم و بعد بریم سراغ دلایل و راه حل ها! زینب توضیح بده!

زینب: مصداق اول اینه که مثلا طرف رفته تو یه کارخونه استخدام شده ٬ همکارشم یکی از هم محلی هاش بوده بعد اون هم محلی میره سراغ رئیس و با بدگویی از همکارش رئیس رو مجاب به اخراج فرد تازه استخدام شده میکنه و با گفتن مطالب نادرست و غیر واقعی و برعکس جلوه دادن حقایق یا بیان اشتباهات گذشته آن فرد٬ یه خانواده رو از نون خوردن میندازه! البته روزی دست خداست و اون آدم فقط خودشو پیش خدا روسیاه میکنه ٬ ولی خب این یه نمونه پرتکرار از "زیرآب زنی" تو سنبل آباد بود! مصداق دوم اینه که به عنوان مثال تو جریان خواستگاری خانواده یکی از طرفین واسه تحقیق از پسر یا دختر سنبل آبادی تشریف میارن سنبل آباد! همون نرسیده به روستا چند نفر معلوم الحال چنان زیرآب هم ولایتیشونو میزنن که اون شخصی که واسه تحقیق اومده چهار دست و پا از همون راهی که اومده برمیگرده یا اگه تونست از اول روستا به سلامت عبور کنه میاد میرسه وسط روستا تو تقاطع ۳خیابون اصلی سنبل آباد مخش شستشو داده میشه! اگه جوان دم بخت سنبل آبادی که مورد تحقیق واقع شده پسر باشه اهالی میگن معتاده٬ بیکاره٬ بی عاره٬ جلفه٬ مامانش بده٬ بی غیرته٬ طلاق تو خانوادشونه و... اگه دختر باشه میگن خانوادش بده٬ داداشاش معتادن ٬ یه بار پلیس با یه پسر گرفتتش٬ بردنش صحرا٬ پسربازه

معصوم: حالا پسرباز چیه خدا میدونه ؟؟

زینب: آخه تو دهات چه پسر بازیی؟ دوتا اس ام اس شد پسر بازی؟ حالا اینایی که زیرآب میزنن اگه از یارو خوششون بیاد میگن بیا من خودم دخترمو میدم بهت ٬ دختر دارم کدبانوووووو کتدی بانوو!  خب الان همه دوست پسر دوست دختر دارن دیگه! اینا دوستی اجتماعیه پسر بازی نیست دختر بازی نیست! اگه دو طرف از هم خوششون بیاد ازدواج میکنن٬ دیگه اینارو خودشون میدونن! البته خدارو شکر دخترای سنبل آباد نشون دادن اهل شلوغ کاری نیستن!

معصوم:مصداق سومشو من میگم به طور مثال یارو یه جا مشغول کاره اتفاقا همکار سنبل آبادی هم نداره اصلا سنبل آبادیا دور وبرش نیستن و فقط مردم خبر دارن ایشون تو فلان اداره مشغول کاره! طرف به کسی هم کاری نداره اما مردم زنگ میزنن محل کارش و زیرآبشو پیش رئیسش میزنن ٬ تازه جانشینشم انتخاب میکنن! متاسفانه این مورد هم زیاد اتفاق افتاده!

سمانه: نمونشم تو (معصوم) و زینب!!

نرگس: مصداق چهارم اینه که طرف نشسته تو خونش با مردم هم کاری نداره ولی یه عده جمع میشن جوری پشت سر این فرد بدگویی میکنن که دیگه نه کسی حاضر میشه باهاش رفت وآمد کنه نه حاضر میشن باهاش معامله کنن٬ حتی حاضر به وصلت هم نمیشن! چون همه پشت سرش بدگویی کردن و اون فرد از همه جا بی خبر به بدذاتی مشهور شده!

سمانه: خب این مصداق های زیرآب زنی بود بریم سراغ چرایی ماجرا و راه حل هاش! به نظر من مردم اینجا کمبودهاشونو از چشم سنبل آباد و جماعتش میبینن برا همین حرص ناشی از کمبودهای خودشونو سر همدیگه خالی میکنن ! اصلا وقتی میبینن خودشون جایی نرسیدن دوست دارن بقیه هم در سطح خودشون باقی بمونن و پیشرفتی نکنن! مردم اینجا میگن اگه بدبخیتم چه بهتر که همه همدرد باشیم!

زینب: مردم چشم دیدن خوشی همو ندارن این بیهوده گویی ها هم بیشتر از سر بیکاریه و ریشه در عقب ماندگی فرهنگی داره! اهالی اینجا مسائل عهد بوق رو هنوز به یاد دارن مثلا یادشونه که جد فلانی با هفتادمین جد خودشون درافتاده و بهش ظلم کرده حالا باید ما عقده هفتادمین جدمونو سر نوه نتیجه های ظالم عهد بوق خالی کنیم! اصلا چرا از مردم مثال بزنم٬ از رفتارهای خودمون و بازدیدکنندگانمون تو این وبلاگ مثال میزنم که یکی دیگه از دلایل زیر آب زنی واستون روشن بشه! اول دلیل رو میگم . به نظرم انتقاد پذیر نبودن ما ٬ یکی از دلایل یا بهتره بگم مهمترین دلیل "زیرآب زنی" تو سنبل آباده! مثلا یادتونه ما اولین بار پس از یکی از برنامه های شبکه اشراق و بعد از گفته عجیب دهیار سابق مبنی بر مشکل نداشتن سنبل آباد به جز آلودگی هوا!٬ خیلی مودبانه و به زبون ساده از دهیار سابق گله کردیم! اما دهیار انتقادناپذیر از ما کینه به دل گرفته و سعی در تلافی برآمد و موفق هم شد ٬ از این طرف ما هم به رفتار انتقام جویانه دهیار سابق واکنش نشون داده و با خراب کردن وجهه اجتماعی و مشروعیت کاری وی تلافی رفتارشو در آوردیم!

سمانه: صبر کن ! خب حقش بود٬ این به اون در !  نه شوخی کردم کار هردوطرف اشتباه بود ٬ از این مثال زینب نتیجه میگیریم که انتقادناپذیری و به تبع آن انتقام جویی یکی از دلایل "زیرآب زنی" تو سنبل آباده!

زینب: آخه اهالی سنبل آباد اگه کسی ازتون انتقاد میکنه اونو به حساب زیرآب زدن نذارید این انتقام جویی شماست که میشه زیرآب زدن! انتقاد واسه این نیست که حتما طرف منتقد میخواد زیرآب شما رو بزنه بلکه انتقاد واسه اینه که با برطرف کردن عیب و ایرادتون موفق تر باشید! یکم دیدتون رو نسبت به انتقادات مثبت کنید به نفع همه ست! دیگه زیر آب زنی تو سنبل آباد به جایی رسیده که طرف واسه اینکه از یه تحقیق ساده کاری تو سنبل آباد موفق بیرون بیاد نذر میلیونی میکنه! اتحاد و همدلی رو از مردم حسین آباد یاد بگیرید!

نرگس: من با الگو قرار دادن غریبه ها به خصوص حسین آبادیا مخالفم! به نظرم مردم می تونن اعضای خانواده خودشونو الگو قرار بدن مثلا ببینن رفتارشون تو خونه نسبت به خواهر برادراشون یا بچه هاشون چجوریه نسبت به هم ولایتی های خودشونم همونطور باشن! همونجور که اعضای یه خانواده حامی هم هستن شما مردم هم حامی همدیگه باشید و سنبل آباد رو به چشم یه خانواده ببینید!

سمانه: منم با نرگس موافقم! آخه چرا با یه حرف نسنجیده٬ با یه کار نسنجیده باعث سیاه شدن زندگی مردم میشین؟ چرا فرصتهای پیشرفت رو با اونچه که بهش اطمینان ندارین از هم محلی هاتون میگیرید؟ چه سودی میبرین از این کار؟ جز اینه که دل خودتونم سیاه میکنید؟ جز اینه که فکرتونو برای گرفتن فرصتهای مردم بی جهت مشغول میکنید و از کار و زندگی خودتون میفتید؟ واقعا چرا مردم بدون اینکه مطمئن باشن حرف میزنن؟ از کجا میدونید همشهریهاتون بدذاتن که زیرآبشونو میزنید؟ شما کارهای بد اونارو با چشم خودتون دیدین؟ اگه دیدین از کجا میدونید طرف هنوزم بده و توبه نکرده؟ بهتره بحثو تموم کنیم فقط آخر بحث یه حکایت که تو کتابهای درسی دیدینش رو واستون مینویسیم ایشالا بخونید و ندونسته به مردم نگید: بـــــــــــد !!

زینب: واقعا از اینکارا چه سودی میبرین؟ هم از این دنیا هم از اون دنیا میفتین! دلتونو از کینه خالی کنید اول عیبهای خودتونو ببینید بعد رو مردم عیب بذارید مهربون باشید ٬ ندیده و بدون اطمینان حاصل کردن درمورد دیگران قضاوت نکنید! این حکایتم تا آخر بخونید جالبه!


 درمورد خوب و بد بودن مردم قضاوت نکنید چون شما تو دلشون نیستید! با شنیده ها متهم نکنید!

حکایت بدترین و بهترین شخص بنی اسرائیل!!

وحي آمد به موسي كه بني اسرائيل را بگوي كه بهترين نفر را اختيار كنيد . صد نفر را اختيار كردند. وحي آمد كه از اين صد نفر بهترين اختيار كنيد ده نفر اختيار كردند وحي آمد از اين ده نفر بهترين را انتخاب كنيد , سه نفر را اختيار كردند وحي آمد از اين سه نفر بهترين را اختيار كنيد يكي را اختيار كردند وحي آمد كه اين يگانه را بگوييد تا بدترين بني اسرائيل را بياورد . او چهار روز مهلت خواست و گرد عالم مي گشت كه نفري طلب كند روز چهارم به كويي فرو مي شد مردي را ديد كه به فساد و ناشايستگي معروف بود چنان كه انگشت نما گشته بود خواست كه او را ببرد انديشه ای به دلش افتاد كه به ظاهر حكم نبايد كرد دستار در گردن خويش انداخت و به نزد موسي آمد و گفت : هر چند نگاه كردم هيچ كس بدتر از خود نديدم وحي آمد به موسي كه آن مرد بهترين ايشان است نه به خاطر آن كه اطاعت او بيش است بلكه به خاطر آن كه خويشتن را بدترين دانست.

[ پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۰۶ ] [ 13:57 PM ] [ سنبلیها ]

چند وقت پیش یه سری نظرات به وبلاگمون اومد که سوالاتی درمورد سفرهای دسته جمعی دختران سنبل آبادی به شهر قم و خوشگذرونیهای اونها از ما پرسیده بودن ٬ هرچند که این سوالات و تهمتها تاسف آور بود و هیچ کدوم از نظرات به دلیل اسم آوردن از دخترای مردم تائید نشد اما لازم دیدیم یه سری از خاطرات قم رو واستون بنویسیم تا شبهات برطرف شه! مطمئنا پس از خوندن این خاطرات خواهید فهمید لذت سفر قم برای سنبلیها تو رفتار خودمون بود نه اهالی مذکر شهر آخوندها!!! لازم به ذکر است اکثر این خاطرات با توافق دخترها هیچ جا نقل نشده اما الان وقته گفتنشه!!

خاطرات مربوط به اولین سفر

تو اولین سفر مردم صلاح ندیدن دخترا رو تنهایی بفرستن به یه شهر غریب٬ واسه همین با تصمیم پدران سنبلی آقای "ط" که از قضا هیچکدوم از اعضای خانوادش تو سفر نبودن ٬ دخترا رو همراهی کرد! پس از جمع شدن تو مسجد٬ حدودا ساعت ۱۰ شب همه با سلام و صلوات سوار ماشین شدن و به سمت قم حرکت کردیم! نیمه شب که به جمکران رسیدیم همون اول بسم الله یکی از دخترا افتاد تو جوب (جوی آب)... جوی های آب جمکران رو هم که میدونید چه شکلیه؟؟ ماشالا هرکدوم یه کارونه!! محافظ گردان سنبلی جناب آقای "ط" با مشاهده این صحنه افسار از دست داده و پس از ۱۰۰متر شنا در جوی های جمکران با ذکر "کور صغیر" خودشو به دختر مورد نظر رسوند و قهرمانانه با یک دست دختر سنبل آبادی رو از چنگال موش و قورباغه های جمکران نجات داد . پس از ختم به خیر شدن ماجرای جوب ٬ آقای "ط" دستور داد برای خواب همه تو محوطه مسجد جمع شن !! این هم ترتیب خواب دختران سنبلی تحت نظر آقای "ط" :

 البته به جز آقای "ط" که مثلا مسئول مراقبت از دخترا بود ٬ خواب به چشم بقیه نیومد!! یکی از خانومای سنبل آبادی هم رو ویلچر نشسته بود و هرکسی که از کنارمون رد میشد آرزوی سلامتی واسه این خانوم میکرد٬ تا اینکه پس از ۲ساعت خانوم سنبلی از رو ویلچر بلند شد و با این بلند شدن کل جمعیت حاضر در محوطه جمکران ٬ دور خانوم سنبلی جمع شده و به عنوان شفا یافته زیارتش کردن  جالبش اینجاست که خانومه هم نمیگفت اصلا معلول نبوده یعنی خنده امونش نمیداد که توضیح بده! بهرحال صبح شد و رفتیم قم! آقای "ط" که کلا خانوما رو به حال خود رها کرده و مشغول خالی کردن مخازن آب شهر آخوندها شد٬ برآوردهای دختران سنبلی مشخص کرد آقای "ط" به تنهایی ذخیره یک سال آب شیرین اطراف حرم رو فقط در یک روز نوش جان کرده!!! در همین حین خانومها هم رفته بودن زیارت و قراربود قبل از اذان ظهر همه از حرم خارج شده و روی پل جمع شن٬ ولی زینب و دوستش نتونسته بودن به موقع از حرم بیرون بیان و درهای حرم هم برای نماز بسته شده بود ٬ از یه طرف این دوتا خنگ حتی شماره خواهراشونم نداشتن که اطلاع بدن موندن تو حرم برای همین تصمیم میگیرن زنگ بزنن دهات و شماره یکی از خانومها رو بگیرن تا بهشون بگن موندن تو حرم! همین تماس با دهات برابر شد با شایعه گم شدن زینب و دوستش! ۷۰۰نفر جمعیت سنبل آباد + ۱۰۰نفر سنبل آبادی شهرنشین در تکاپو بودن که زینب و دوستشو از شهر قم پیدا کنن غافل از اینکه تو قم همه خونسرد و آرومن چون عقیده ای به گم شدن ندارن و معتقد بودن اونها فقط جاموندن و گم نشدن البته حق هم با سنبلیهای قم بود! بهرحال معصوم به عنوان فرمانده پایگاه با فشار سنبل آبادی های اقصی نقاط جهان به همراه جانشینش و آقای "ط" رفتن تو حرم و دخترا رو آوردن ٬ در همین حین یکی از از دخترها سرخود میره خرید و واقعا گم میشه اما هیچ وقت گم شدنش سر زبونا نیفتاد چون زینب شاهکاری خلق کرده بود که گم شدن که هیچ٬ بلکه مرگ یک گردان رو هم تحت شعاع قرار می داد!!  زینب تو ماشین پس از یه جرّ و بحث ساده با مامان ٬ با پا کفشش رو بدون هدف شوت کرد و کفش زینب مستقیم رفت خورد تو چشم یکی از خانومهای مظلوم سنبل آباد!! یعنی بشر به این بدشانسی ندیده بودم فکر کنم این خانوم نگون بخت جزو اون دسته آدمایی باشه که اگه تو خیابونهای تهران پیاده روی کنه یه هواپیما میفته رو سرش و می میره  با چشم پوشی از دعواها و درگیری هایی که از اول سفر بین خانوما درمیگرفت و تا آخر سفر هم ادامه داشت خاطرات سفر اول که جنجال زیادی هم به پا کرد رو خاتمه میدیم.


[ چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۰۵ ] [ 12:59 PM ] [ سنبلیها ]

سریال یوسف پیامبر رو یادتون هست؟؟؟ یه معبد بود به اسم معبد آمون که کاهنان نمیذاشتن مردم از کارشون سر دربیارن٬ فقط وقتی پولشون (توفیلم همون طلا) ته میکشید میرفتن سراغ مردم و واسه معبد پول جمع میکردن پولها که جمع میشد دوباره مردمو راه نمیدادن و تکخوری میکردن !!! حکایت مسجد سنبل آباد هم شده حکایت معبد آمون!! و سه نفر فقط از مردم پول میگیرن و هیچوقت هم مردم رو از نحوه خرج شدن پولها باخبر نمیکنن!! چرا وقعا؟؟ این سه نفر مثل همون کاهنان معبدن...

یه نفر هم شده بت آمون و بزرگ مجلس و فقط وایستاده نگاه میکنه! شاید هم خودشو زده به بتی و شاید ایشونم پشت پرده یه سودی می بره که اینچنین سکوت کرده!!

الانم بهونشون واسه پول جمع کردن شده : حضور مردم در نماز جماعت!!!!!! یارو میکروفن رو برداشته دستش میگه خانمها یا به آقاهاتون بگین بیان مسجد یا خودتون پول مسجد رو بیارید!! پول مسجد!! کدوم پول ؟؟ کدوم مسلمانی واسه نماز خوندن تو مسجد پول داده که سنبل آبادیا دومیش باشن؟؟ اصلا کدوم خداپرستی واسه عبادت پول داده؟؟ میگم مسجد شده معبد واسه همینه دیگه! مثل بت پرستا از مردم واسه عبادتشون طلب پول میکنن!! این آقای پیش نماز واسه انجام فریضه نماز و بیان احکام (شغلش) حقوق دریافت میکنه ! چه ایشون بیاد چه نیاد ٬ بالاخره سازمان تبلیغات اسلامی واسه تمام روستاها با هزینه خودش پیش نماز میفرست ! (همونطور که چندسال ایشون نبود به سنبل آباد هم روحانی اعزام کردن) باز هم تاکید میکنم این سازمان خودش هزینه ها و حقوق روحانی رو میده و نیازی نیست از مردم بابت حقوق پیش نماز پول گرفته شه!!! هرچند از قدیم سنبل آبادیا همچین رسمی داشتن و سنبل آباد کم جمعیت هزینه زیادی بابت روحانی پرداخت میکرده٬ اما تعجبم از اینه ایشون که مبلغ اسلامن چطور حاضر میشن این پول رو دریافت کنن؟؟؟ میدونم که کسی گوش نمیده اما مردم چرا به یه نفر بابت کاری که حقوق و مزایاشو گرفته دوباره حقوق میدین؟؟؟ اینبار بیاید و اینکار رو نکنید! مطمئن باشید پیش نماز مسجد هم هیچ اعتراضی نخواهد کرد چون حقوقشو بابت شغلش گرفته!

**تو مسجد اتفاقات زیادی میفته مثل مخالفت عجیب همین آقایون با افتتاح حساب رسمی برای مسجد٬ که میتونست به شفافیت مالی مسجد کمک زیادی کنه! ولی افسوس یه "مــــــــــــرد" نبود بره بگه چرا مخالفید؟؟


(قصد توهین نداشتیم ما فقط اعتراض مردم رو در قالب شبهاتی که وجود داشت بیان کردیم)

[ شنبه ۱۳۹۳/۰۵/۰۴ ] [ 17:7 PM ] [ سنبلیها ]

نگاه از بالا به پایین٬٬ چرا آقای روحانی مسجد روستای ۸۰۰نفری سنبل آباد؟

از اول ماه رمضون همش شده یه حدیث که زندگی در روستا رو واسه بزرگان بدبختی شمرده! حالا معلومم نیست این حدیث منبع معتبری داره یا نه؟؟؟ روحانی مسجد روستای کوچک سنبل آباد دم به دقیقه این حرف رو میزنه و گله میکنه که چرا مردم بهش احترام نمیذارن!!! آقای آخوند مگه قراره مردم به شما تعظیم کنن؟؟ مردم از آدمایی که برن بالای منبر و بجای روضه خوندن و احکام گفتن منم منم کنن و از خودشون تعریف کنن خوششون نمیاد! شما تو جامعه سنبلی شخصیت بزرگ و قابل احترامی هستید و همه محترمانه در موردتون صحبت میکنن اما مثل اینکه تو افکار خودتون خیلی خیلی بزرگتر از جامعه هستین که سبب بروز نارضایتی در شما شده! یادتون نره که شما امام جمعه شهر ۱۰ میلیونی نیستید و شما پیش نماز روستایی هستین که کمتر از ۸۰۰نفر جمعیت داره! پس لطفا خودتونو رو سر مردم نکوبید! به یاد بیارید زمانی هم که امام جمعه بودین تو سلطانیه ۷هزار نفری که تا اون زمان تو نقشه کشوری دهستان به شمار میرفت امامت میکردین!

قصدمون از این نوشته توهین و یادآوری جایگاه پیش نماز مسجد نبود فقط مردم یکم از نحوه صحبت کردن ایشون و نگاه از بالا به پایینی (نگاه ارباب بندگی) که دارن ناراحت شده بودن و به ما گفتن که ناراحتیشونو اعلام کنیم٬ والا همه میدونن که نویسنده های این وبلاگ مسجد نمیرن و طبیعتا از صحبتهای انجام شده اطلاعی ندارن! در ضمن ما عادت داریم وقتی بی احترامی و کم توجهی دیدیم ایراد رو تو خودمون جستجو کنیم تا دلیل رفتار مردم رو بیابیم! از پیش نماز مسجد هم تقاضاداریم بجای گلایه ٬ خودشونو نگاه کنن!

[ چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۰۱ ] [ 15:55 PM ] [ سنبلیها ]
ﺩﺭﻣﺼﺮﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺑﻮﺩﻧﺪ،ﮐﻪ ﻓﺮﻋﻮﻥﻣﺼﺮ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﺗﻤﺎﻣﻰ ﺣﺎﺿﺮﻳﻦ ﺑﻪ ﺧﺎﻙ
ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺗﻌﻈﯿﻢﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﺑﺠﺰ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻛﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﻯ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﻣﻴﻜﺮﺩ، ﻓﺮﻋﻮﻥ ﺑﺮﺁﺷﻔﺖ ﻭ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺯﺩ :
ﻛﻴﺴﺖ ﺁﻥ ﮔﺴﺘﺎﺥ ﮐﻪ ﺟﺮﺃﺕ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻈﻤﺖ ﻣﺼﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ سخره ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﻳﺪﻩ ﺍﻧﮕﺎﺭﺩ؟
ﻛﺎﻫﻦ ﺍﻋﻈﻢ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ :

ﺑﭽﻪ سنبل آباد است ﻭ ﺑﻪ ﮔﻨﺪﻩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺝ ﻧﻤﻴﺪﻫﺪ ..... !!

ﻓﺮﻋﻮﻥ ﺯﻳﺮ ﻟﺐ ﮔﻔﺖ : ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﻯ ﭘﺮﭼﻤﺶ ﻣﻴﻔﻬﻤﻴﺪﻡ !!


[ سه شنبه ۱۳۹۳/۰۴/۳۱ ] [ 11:55 AM ] [ سنبلیها ]

ما همیشه از حضور سنبلیهای تهران نشین در سنبل آباد حمایت کردیم!

اما الان با این کمبود آب که حتی تو خود تهران هم بعضا آب جیره بندی میشه٬حق رو میدیم به یه سری از سنبل نشینها که اعتقاد دارن حقشون در حال ضایع شدنه! به نظرم واقعا هم اینطوره! این انصاف نیست که تو این کم آبی که فشار آب در حد افتضاحی کمه و حتی بعضی محله ها اصلا آب نمیرسه٬ یه عده بیان حیاط خونشونو به زمین کشاورزی و باغ تبدیل کنن و بعد هم ادعا کنن آبیاری قطره ایه و مشکلی پیش نمیاد!! خب آخه عزیزی که میای این حرفو میزنی٬ اصلا میدونی همین آبیاری قطره ای وقتی شبانه روزی انجام میشه چند متر مکعب آب مصرف میکنه؟؟ میدونی؟؟ پیشنهاد میکنیم یه نگاه به کنتور آب بندازین! این انصاف نیست که مردم از حق آب آشامیدنی و مصرفی روزانه خودشون بگذرن و آب آشامیدنی رو به مصرف کشاورزی شما ببخشن!

حاجی فلان ... حاجی فلان ... حاجی فلان.....حاجی حاجی حاجی...

ماشالا اسامیتونم گنده ست ...

حــــاجــــی خدارو به سیب زمینی کاشته شده تو حیاطت میفروشی یا

مکّتو با برگردوندن حق آب مردم روستا بهشون ٬ حفظ میکنی؟؟؟

بهرحال این آب حق نوشیدن و مصرف روزانه ۸۰۰نفر مردم اینجاست و کفاف

 کشاورزی حتی به شیوه قطره ای رو نمیده!

[ سه شنبه ۱۳۹۳/۰۴/۰۳ ] [ 10:55 AM ] [ سنبلیها ]
چون قول داده بودم هر مطلبی بفرستین میره رو صفحه اول ٬ این مطلبو میذارم:

hey khanom yavash yavash

To
  • sonboli.blogfa@yahoo.com
 
آخه شما سونبولي ها چرا خودتون رو باد ميكنيد، در صورتيكه كوچيكترين سوزن شمارو ميتركونه !!
اصالت شما برميگرده به روس هاي غارتگركه اون زمان تو سنبل آباد فعلي ساكن شدن شمارو چه به قوم آريايي!!
خواهشن شعار مدرنيزم ندين كه به گروه خوني شما نميخوره!!
درباره ي شباهت سنبل آباد به لس آنجلس لاف ميزنيد چون آسمانخراشهاي شما بيشتر از فضولات حيواني ساخته شده تا بتن آرمه!!
آخه سنبل آباد فرهنگش كجا بود! از كي تا حالا دله دزدي و تزوير و بدحسابي و اعتياد اكثريت سنبل آبادي ها شده فرهنگ!؟
خلاصه ....مشك آن است كه خود ببويد، نه آنكه عطار بگويد
 
***************************************************************
فرهنگ ما میگه جواب کسانی که درحدمون نیستن رو ندیم! به تمدن ما نمیخوری برو با مغولیها بحث کن  روسیه رو از کجا آوردین
سنبلیهای محترم بیاید یکم واسه این جمله :"اصالت شما برميگرده به روس ها" جوک بسازیم بخنیدم
[ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۹ ] [ 11:35 AM ] [ سنبلیها ]

وآلا ما از چرچی های عکس گرفتیم نفهمیدیم با اینکار ولنتاینتون بهم میخوره!!

میخوام داستان عشق بازیتون با چرچی ها رو بنویسم وبلاگ!!

.

.

.

.

.

.

.

جملات بالا حرف های بی مبنا و چرند بود !! فقط خواستم بگم اگه میخواستیم حرف دربیاریم کارسختی نداشتیم!

این حرفایی که درباره قصد و نیت ما بابت قرار دادن عکس چرچی ها تو وبلاگ دراومده چرت و پرتی بیش نیست! و ما به هیچ وجه قصد برهم زدن آرامش بعضی از خانوما(!!!!!!) و همینطور حرف و حدیث درآوردن واسه دیگران رو نداشته و نداریم و صددرصد نخواهیم داشت! چون اصلا از این خاله زنک بازیا خوشمون نمیاد ! قصد ما از این عکسها فقط وفقط معرفی چرچی ها بود و بس!!!

************************************************

توضیح: این پستو واسه این گذاشتم که شنیدم چندنفر گفتن ما میخوایم با این عکسها یواش یواش واسه خانومای سنبلی حرف دربیاریم و با عکس چرچی ها زمینه رو واسه حرف درآوردن مهیا کردیم که اما همونطور که گفتم اگه قرار به حرف درآوردن بود کار سختی نداشتیم ولی واقعیت اینه ما اهل اینکارا نیستیم!!!

[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۴ ] [ 13:33 PM ] [ سنبلیها ]

چرچی: مخفف کلمه جارچی است و به فروشندگانی اطلاق می شود که در خیابانها بدون اینکه مغازه داشته باشند با ماشین یا دستی با جار زدن به فروشندگی می پردازند!! تو سنبل آباد هم چرچی زیاد داریم که دوشنبه ها یک جا جمع میشن و میشه گفت دوشنبه بازار بوجود آوردن!!

اینم دوشنبه بازار سنبل

اینجا بساط وحیده وحید

اینم همکار وحیده

سر وحید شلوغه وسایل آرایشی بهداشتی میفروشه

این زیاد نسیه میفروشه بیچاره نمیدونه آخرش سرش بی کلاه می مونه

مردم مواد سالادو فقط از این آقا میخرن چون میگن واسه این بهتره(چی گفتم )

ایشون گرون فروشه هیشکی سراغش نمیره

این یارو از همه ارزون فروشتره اما مشتری نداره چون آشغال میفروشه

اینم لباس فروش مودب که آروم نشسته نگاه میکنه! مشتریش کمه چون لباساش زشته

ایشون انواع اقسام لباس زیر میفروشه مشتریشم زیاد شد بعد عکس!

به این یارو هم که ظروف مختلف میفروشه میگن جیدقه لی (اهل جداقیه)

اینم مشتریش زیاد چون نون خشک و پلاستیک میخره ظروف تازه میفروشه

یه سری چرچی هم بودن که قبلا به سنبل میومدن اما الان دیگه نمیان که از اونا میتونیم به این آقایون اشاره کنیم: رشید (رعشید خوانده شود) که پارچه فروش بود و ناکس در دولّار محله سی (محله زنان بیوه) بساط میکرد! بعد از مرگ زنهای بیوه (کلمه دول خیلی بی ادبه اینبار ننوشتمش) دیگه نیومد سنبل!!

چهارشنبه چی: یکی دیگه از چرچی ها بود یه پسر جوون به اسم اوروج (یا عروج) که چون چهارشنبه ها میومد بهش میگفتن چهارشنبه چی ! ایشون لباس فروش بود و عاشق یه دختر سنبلی شد و اومد خواستگاریش اما پس از شنیدن جواب رد و شکست عشقی هرگز در سنبل آباد دیده نشد

 

قولسوز چرچی: از دیگر فروشندگانی بود که از عهد قاجار تا اوایل دهه ۸۰ بقچه بغل میومد سنبل آباد و لباس میفروخت ایشون یه دست نداشت واسه همین بهش میگفتن قولسوزر چرچی ! یعنی جارچی بی دست!

ایستیل چی (استیل چی) : ایشون لوازم استیل از سماور گرفته تا انواع ظروف استیل رو میفروخت و خیلی هم گرون فروش بود فکر کنم فوت کرده! خدا بیامرزدش! البته خانومای سنبلی میگن خدانیامرزه چون گرون فروش بود!

این هم داستان چرچی های سنبل آباد! ایشالا که خوشتون بیاد! حق ندارین خوشتون نیاد!

تا این عکسا رو بگیرم چرچی ها چشمو درآوردن

[ دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ] [ 13:25 PM ] [ سنبلیها ]

خدایا شکرت که ما اون زمان نبودیم

خب من نمی تونستم اون وضعو تحمل کنم

(قرن بیستم !! عکسها واسه یه قرن پیشه )

[ شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۹ ] [ 14:8 PM ] [ سنبلیها ]

سرما هوای سنبل آباد و عادت سنبلیها به سرما

[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۶ ] [ 14:45 PM ] [ سنبلیها ]

حذف "سنبل آبادی" از انتهای نام خانوادگی برخی سنبلیها!!! دلیل چیست؟؟

به عنوان یک جوان سنبل آبادی به عنوان شخصی که  به واسطه وجود این وبلاگ با بسیاری از افراد روستا در ارتباط بوده ام همواره یک چیز من را آزرده خاطر کرده است و آن اینکه عده ای از افراد تحصیل کرده ی این روستا بعد از رسیدن به تحصیلات یا جایگاهی بالا و یا حتی مهاجرت به شهرها، پسوند "سنبل آبادی" را از نام خانوادگی خود حذف کرده اند! جالب اینجاست که این افراد با همشهریان و دوستان خود نیز با لهجه سنبل آبادی صحبت می کنند اما هویت خود را پنهان نگه میدارند! البته برخی حتی لهجشونم تغییر دادن تا هیچ نشانه ای از سنبل آباد نداشته باشند!! راستش با دیدن این افراد ناخودآگاه یاد داستان کلاغی می افتم که می خواست مانند کبک راه برود.کلاغی که در آخر داستان راه رفتن کبک را یاد نگرفت و نحوه راه رفتن خودش را نیز فراموش کرد! این افراد هم می خوان مثل همون کبک از اصالت و هویت خودشون فرار کنند و خود را شهری جلوه دهند!! دلیل اینکارشونم صددرصد یک اختلال یا بهتره بگم یک بحران شخصیتی است که منجربه فرار از اصالت شده است!! این افراد خود را باخته اند هویت و اصالت خود را باخته اند! افرادی که گرفتار معضل بحران هویت وخودباختگی می شوند، در زندگی فردی و اجتماعی مقصد و مقصود را گم کرده اند. برای چنین انسان های سرگشته و حیرانی، سایرین متناسب با اهداف خاص خودشان شخصیت و هویت تعیین کرده و به آنان الگو و سرمشق می دهند و اغلب استثمارش می نمایند. اما چه کنیم که سنبل آبادی ها دیگر دچار مشکل هویتی نشوند؟ ما باید قبل از هر چیزی این را بدانیم که ملاک برتری افراد و جوامع، ملیت، نژاد و زبان آن ها نیست بلکه تلاش و سواد افراد آن جامعه و ویژگی های فرهنگی آن ها است. بنابراین ما نیز با هر نژاد، ملیت و زبانی می توانیم موفق و سربلند باشیم و لزومی ندارد که ادای دیگران را در بیاوریم تا جزء آنها به حساب بیاییم.  حال سنبل آبادی که درصد سواد بالایی دارد سنبل آبادی که فرهنگ بالای مردمش برند معرفی اش در سایت رسمی و بین المللی ویکی پدیا شده چرا باید نقطه ضعف محسوب شود؟؟

همه ما می دانیم که در سنبل آباد  تعداد زیادی افراد تحصیل کرده و با کلاس داریم حال اگر همگی این افراد به اصالت خود افتخار کنند اگر همه این افراد به لهجه خود صحبت کنند دیگر کسی از اصالتش فرار نخواهد کرد این گفته ی من، از روی تعصب کورکورانه نیست بلکه اعتقاد به حفظ اصالت و دوری از خودباختگی است. هر کسی باید به زبان، ملیت، دین و نژاد  خود افتخار کند و در کنار آن به سایر نژاد ها ملیت ها و زبان ها نیز احترام بگذارد  ما باید اصالتمان را حفظ کنیم چرا که اصالت ما در واقع ریشه ماست و اگر از اصالت خود فرار کنیم در واقع تیشه بر ریشه خود زده ایم و از اعتبار خود کم کرده ایم.

و در نهایت:

بیایید اگر رشد کردیم و بزرگ شدیم٬ خانه را ترک نکنیم و به جای آن دیوار خانه را بالا ببریم!

(یعنی از اصالتمون که خونمونه فرار نکنیم بلکه با پایبندی و افتخار به اصالتمون ارزش آنرا بالاتر ببریم)

************************************************

یادمه یه بار یه نفر ایمیل زده بود : اگه می دونستم سنبل آباد وبلاگ داره هیچ وقت "سنبل آبادی" رو از فامیلیم حذف نمیکردم!! شاید برخی روستا بودن و از نظر امکانات عقب بودن و پیشرفته نبودن (که تو این ایمیل وبلاگ داشتن نماد پیشرفته تر بودنه) رو عامل حذف "سنبل آبادی" از فامیلیشون بدونن اما به نظر من اصلا قابل قبول نیست چون این ما هستیم که باعث پیشرفت زادگاهمون میشیم و به زادگاهمون که سنبل آباد باشه اعتبار می بخشیم نه اینکه سنبل آباد بیاد به ما اعتبار و هویت بده تا ما هم بتونیم با حذفش هویتمونو تغییر بدیم! نخیر از این خبرا نیست اصالت با حذف یک اسم تغییر نمیکنه!

[ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۵ ] [ 13:20 PM ] [ سنبلیها ]

توضیح: ممکنه تقلیدی و طولانی باشه اما بد نیست

*******************************************************************

سنبل آباد ۶۰ سال بعد:

سلام من پرنسس رویا هستم نوه پرنسس نرگس سنبل آباد قدیم!! مادربزرگم هیچگاه دوست نداشت در سنبل آباد بمانیم اما خوشبختانه یا بدبختانه من در سنبل آباد زندگی میکنم البته نامم در شناسنامه رقیه است ولی همچون مادربزرگم برای باکلاس شدن نام خود را تغییر داده ام همانطور که هیچکس خجه ننه ام را نرگس صدا نزد کسی هم مرا رویا صدا نمیزند جز دوست پسرانم!!! بگذریم! میخواهم از سنبل آباد امروز یعنی سنبل آباد۱۴۵۲ برایتان بگویم : سنبل آباد امروزی به شهری کوچک و زیبا تبدیل شده است و بنده خدا "قاسمک نادری" نوه مرحوم قاسم نادری شهردار اینجاست !!! البته مردم به تقلید از مدیر مرحومه وبلاگ قدیم سنبل آباد قاسمک را همچون پدربزرگش دقیار می نامند !! خدابیامرزد خواهران مادربزرگم پرنسس نرگس را ! مرحومه زینب و مرحومه سمانه را می گویم! با وبلاگشان دمار از روزگار قاسم نادری رحمة الله علیه درمیاوردند. البته نوه های زینب از طریق تلویزیون سنبل آباد قاسمک را در منگنه قرار داده اند!! مرحومه زینب در سال ۱۴۴۲ بر اثر مطالعه بیش از حد کتابهای تکراری دچار هنگ مغزی شد و جان خود را از دست داد ٬ وی ۶ فرزند به دنیا آورد خدابیامرز از ابتدا به کودکان علاقمند بود شاهدش هم قصه خوانی هایش در کتابخانه قدیم!!!! سمانه بنده خدا به دلیل اخلاق گندش ۷طلاقه شد او بارها از همان یک شوهرش طلاق گرفت و دوباره با وی ازدواج کرد اما در هربار بیش از یک ماه دوام نیاورد به همین دلیل فرزندی از وی به جای نمانده است!! وی در اثر نتایج ضعیف پرسپولیس سکته کرد و در بیمارستان با نشان دادن عدد ۱۲ به رحمت ایزدی پیوست!! خدابیامرز این اواخر به دلیل دوازدهم شدن پیاپی پرسپولیس فکر می کرد ۱۲ عدد مقدس تیمش است نه ۶ به همین دلیل در هنگام مرگش هم با کمک انگشتان پا ۱۲ را نشان داد!!!! معصوم خدابیامرز هم که فقط اسمش در وبلاگ قدیم هک شده بود و مطلبی نمی نوشت٬ پای تلفن و درحال دعوت از اقبال واحدی برای حضور در سنبل آباد در حسرت آمدن وی جان باخت!!!

برگردیم به سنبل آباد ۱۴۵۲! میخواهم گوشه ای از سنبل آباد امروز را شرح دهم!! سنبل آباد امروزی ۶ عضو اصلی شورا دارد که آقایان : "ولیک احمدی" که به آرزوی پدربزرگش مرحوم ولی اله جامه عمل پوشانده به عنوان رئیس شورا٬ "محمودک نادری" که برخلاف پدربزرگش مرحوم محمود ریاست را باخته به عنوان معاون ٬ "حسینک عزیزی" ٬ " رسولک هاشمی" و "بهمنک بیک محمدی" اعضای کنونی آن هستند!! سنبل آباد بیش از ۲۰ بانک دارد که همگی در دستان نوه های مرحومه معصوم هستند! آنهاهم همچون مادربزرگشان معصوم توانایی دفاع از حق خود را ندارند و به دلیل کمبود اعتبارات همواره در معرض اخراج قرار دارند! آخر چه کنند؟ مردم سنبل آباد مگر پول دارند که در گدابانکهای اینها قرار دهند ؟ پولدارهای سنبل آباد هم که نتیجه ها و نبیره های زنده یاد حاج حمداله بابایی و و حاج حسینعلی نادری (که هم اکنون درقید حیاته) هستند سرمایه های خود را در بانک های انگلیس و سوئیس قرار داده اند! اما دوستان عزیزم! سنبل آباد امروز ما یک مرکز نجوم و فیزیک هم دارد که پسران جوان در آن جمع شده و گردو بازی میکنند ریاست این مرکز برعهده نصرت جعفری است که به دلیل رفت و آمد زیاد به خارج از کشور (همان آذربایجان و باکی) و خوشی زیاد و البته زن نستاندن و مجرد ماندن همچنان در قید حیات است ٬ خدا عمر دهد ما که بخیل نیستیم!!!! سینما باران مشهورترین سینمای سنبل آباد می باشد که مدیریتش بر عهدهء نوه های مرحومه "باران" خالق اثر جاودان زنجیره دوستی است!! ریاست کتابخانه مرکزی سنبل آباد نیز بالاخره بعد از تلاشهای فراوان به نوه های زینب که الحق برازنده ریاست هستند رسید!!! ورزشگاه ۲۰هزار نفری سنبل آباد هم با پارتی بازی در قسمت شلوار ( همان شهرک سابق ) که محله شهردار است ساخته شد و اجازه بازی در آن به سایرین داده نمی شود!!! بیمارستان ۵۵۰ تختخوابی سنبل آباد هم افتتاح شده اما فقط یک نگهبان به اسم "محمدک هاشمی" دارد و همچون گذشته پزشکانش همه وقت در ویر به سر می برند!! سنبل آباد کبیر یک تالار پذیرایی بزرگ دارد که از صدقات جمع آوری شده مسجد ساخته شده است!! عروسی ها در این تالار مختلط برگزار میشود اما دیگر مانند ۶۰سال پیش نیست که فقط مادر داماد بیاید و دربین آقایان ویراژی بدهد و برود٬ اکنون همگان حتی عروس خانوم هم با مردان غریبه می رقصد و آب از آب تکان نمیخورد ٬ بالاخره همه ما برادران و خواهران دینی هستیم!!! فیلمبرداری ها هم توسط نوه های مرحومین فیلمبرداران قدیم و با همان دوربین قدیمی فیلمبرداری می شود!! حقشان است در تلویزیون سنبل بکوبیمشان!! سنبل آباد ۱۴۵۲ همان یک مسجد را دارد که هر سال با ازدیاد جمعیت گسترشش می دهند و ۲ توالت به آن می افزایند! این مسجد فقط ماه محرم باز است و مردم پس از سرو قلیان در خیمه های کنار مسجد که نذری جوانان هیئت است وارد مسجد شده و نیم ساعتی عزاداری کرده و سپس مشغول پخش فیلم تولد من که سالیانه در فیسبوک قرار میدهم و پخش عکسهای مامی بزرگ نرگس می شوند!! ............. یک لحظه صبر کنید مادربزرگم صدایم میزند!!.. وی پس از مرگ همسرش ۱۵ سال تمام است که پای فیسبوک نشسته و عکسهای خود را در آن آپلود می کند و مخ بچه های مردم را می زند حتی غذایش را هم در فیسبوک می خورد (فیسبوک هم جدید شده است به کاربرانش غذا می دهد) الان هم خبر خوشی را از صفحه رئیس جمهور ایران خوانده و از من خواست تا برایتان بازگو کنم : آقای "میرحسینک"  که بالاخره موفق شد حق پدربزرگش میرحسین را بگیرد و رئیس جمهور شود در صفحه رسمی خود اعلام کرده: "پایتختی ایران به پاس فرهنگ بالای مردم به شهر زیبای سنبل آباد منتقل می شود !!!" 

خوشحالی این خبر اینجاست که بالاخره مغولستان کوچک (۶۰ سال پیش سلطانیه می نامیدندش) تحت لوای  سنبل آباد کبیر قرار گرفت ! به همه شما عزیزان تبریک می گویم ! من بروم شیرینی پخش کنم ! شادی روح سنبل آبادیهای ۶۰ سال پیش صلوات!!!

*******************************************************************

 در همینجا از بزرگواران: حاج حمداله بابایی٬ حاج حسینعلی نادری٬ محمود نادری ٬ ولی اله احمدی٬ رسول هاشمی٬ بهمن بیک محمدی٬ حسین عزیزی٬ محمد هاشمی٬ قاسم نادری (که پای ثابت شوخیهای وبلاگمونه) ودکتر نصرت اله جعفری وعزیزانمون : پرنسس نرگس و باران ٬ بابت شوخی با نامهایشان معذرت می خواهیم ایشالا از دست ما ناراحت نشن! 

[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۹ ] [ 9:34 AM ] [ سنبلیها ]

سنبل آباد من

امروز برایت آرزو کردم ، بعضی از اصوات را نشنوی ، بعضی از رنگها را نبینی ،

 بعضی از افکار را نفهمی و بعضی از حالات را حس نکنی ...

آنچه حس میکنی تنها نور باشد و عشق باشد و خوشبختی

*****************************************************

اینم همون آقایی که گفتم غیرتی شد

خوشم اومد یه جور پیاده شد اومد سمت مزاحم که یارو از ترس پاشو گذاشت رو گاز و دررفت!

(تصویر زوم شده رو نمیذارم کیفیتش بده )

**********************************************************

 Sümbül Abad   Benim Anavatan

 سنبل آباد  زادگاه من

 Sümbül Abad   Benim Anavatan

 سنبل آباد  زادگاه من

 Sümbül Abad   Benim Anavatan

[ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ] [ 8:46 AM ] [ سنبلیها ]

پسرای سنبل آباد خـــااااااااااک تو سر بی غیرتتون بریزم. (بعضیاشون)

یه آشغال زنگ زده با یه لهجه دهاتی شماره یکی از دوستای ما رو میخواد مارو هم نمیشناسه بعد از اونور نمیدونم کدوم بی غیرت آشغالیه که راپورت میده که بگو باهاش دوستین وووووووو  (اینجا اداشو درآوردم مثلا  دهن کجی بود)

فقط میگم یه بار دیگه بزنگه شمارش میره صفحه اول وبلاگ ...

پسرای بقیه روستاها اینجور مواقع غیرتی میشن پشت دخترشون وامیستن اونوقت شما بی غیرتا میاید راه و چاهه گیر آوردن شماره دخترای سنبلو به غریبه ها یاد میدین ! کول باشیزا توکوم بی غیرتای .....

( یه عکس از غیرتی شدن روستاییهای اطراف رو میذارم بلکه بعضیا یاد بگیرن ! حالا این غیرتشم واس دخترای سنبل بود نه هم روستایی های خودش! باور کنید سنبلی جماعت بود خودشو حتی واسه خواهرشم به دردسر نمینداخت  چه برسه به غریبه ها )

*******************************************************

البته منظورم بعضی پسرا بودن بقیه پسرا از دستمون ناراحت نشن ! صددرصد سنبل پسرای باغیرت زیادی داره

[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۲ ] [ 9:55 AM ] [ سنبلیها ]

محض غافلگیری:

ماشالا 

محیطشم چه تمیزه

[ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۱ ] [ 9:24 AM ] [ سنبلیها ]

نوشته شده توسط: پرنسس نرگس

خطاب به:GAROS ONE

نه جونم!اشتباه نکن. اینقد به قوم گروس بودنتون نناز.اینو هیچوقت یادت نره سنبل آباد بخاطر هجده تا شهید،تو جایگاه خاصی قرار گرفته و این شهیدامون هستن که پایه سنبل آبادن. شما لطف کن یکی از اقوام گروس اسم ببر بینم بین این هیجده نفر اسمش هس آیا؟؟!من که چیزی نمی بینم.درضمن همه ما میدونیم قوم های مختلف سنبل چجوری هستن اگه بخام رتبه بندی کنم گروس جماعت توو رتبه ی آخر هم جایی ندارن. شرمنده ها قصد بدی ندارم فقط من یکم رکم!حرفی ندارم.

[ دوشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۳۰ ] [ 13:4 PM ] [ سنبلیها ]

۱۵سال تمام سن قانونی ازدواج برای دختراست
.
.
.
اونوقت تو این خراب شده دختر  سیزده ۱۲ساله رو شوهر دادن ، آخه یکی نیست بگه مگه عصرجاهلیت عربستانه که بچه رو شوهر میدین ؟ اعصاب مصاب یوخ اینهمه حرف بزنیم بنویسم اونوقت بازم درازگوشایی تو جامعه باشن که از اینکارا کنن!!! اگه قراره اینجور کارا رو دوباره رواج بدین بهتره برگردین به ده خودتون و والایش رو شرقی غربی کنید و اونجا این بی فرهنگ بازیا رو دربیارین!

یه ضرب المثل هست که میگه:

اوشاق هارا فشنگ هارا

پارتدیا باغری چاتدیا

  ()

حالا نمیدونم ... 

فکر میکنم در این مورد زیاده روی کردم . به هر حال هرکسی تو زندگیش مسیری داره هرچند که اون به نظر اکثریت اشتباه باشه.. این بخش رو سانسور میکنم

********************************************************

راستی بحث ازدواج شد ! میگم زلیخا هم نشدیم یوسفو بزرگ کنیم خودمونو بندازیم بهش

 مد شده بخدا!! تازگیا دخترای سنبل از اینکارا میکنن  

این پستو میزنم بشردوستانه

[ دوشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۳۰ ] [ 10:55 AM ] [ سنبلیها ]

یکم برگردیم خاطراتمونو مرور کنیم بخندیم!!!

پس از وصل شدن خطوط تلفن سنبل آباد اولین کاری که کردین چی بود؟؟؟ به کی زنگ زدین؟؟

راستش من زیاد یادم نمیاد اما معصوم میدونید چیکار کرده؟؟

زنگ زده روزنامه پیروزی یه متن عاشقانه واس پرسپولیس و هاشمی نسب خونده !! بعدشم زنگ زده برنامه صبح بخیر ایران و ضمن تشکر از اقبال واحدی(مجری) اونا رو دعوت کرده بیان سنبل آباد برنامه اجرا کنن !!! اونام گفتن پس فردا صدات پخش میشه!

(متن عاشقانشم به زودی میذارم وبلاگ! چون تو خاطراتش نوشته)

  آی کول عقلیین اخمخ صغیر مگه کندلر گوروشو بوده!!

یه نفرم بود همیشه مزاحم خونه ما میشد شیطونه میگه اسمشو بنویسم بخندیم بهش

[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۶ ] [ 10:42 AM ] [ سنبلیها ]

** داستانهای تلویزیون:

۱ـ میگم این تلویزیون بدجور قاطی کرده ! اون فیلم مزخرف چی بود نشون میداد کم مونده سکته بزنیم از حرصمون!! قلاده های طلا!!!! هرچی همجنس باز و دزد و روانی و جاسوس بود طرفدار موسوی بود حالا واقعا چه سالی بود سال۸۸ !! یه سرگرمی جدید داشتیم به نام حرص خوردن ولی انصافا اگه رفسنجانی کنار نمیکشید الان همه جای ایران جنگ داخلی بود و من و نرگس هم مثل اسکولا میرفتیم میمردیم  اما بین خودمون بمونه من هنوز که هنوزه از اونایی که به احمدی نژاد رای دادن بدم میاد  آخه چجوری اینکارو کردن؟؟؟ زحلم گتمیشلر  کشورو به گند کشیدن.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

۲ـ شب یلدا بود و شبکه ۳ کلی تبلیغات کرد امشب یه مهمون ویژه داریم !! ما هم رفتیم نشستیم پای تی وی دیدیم مداح میلیاردی رو آوردن اونم کلی کلاس و منت میذاره که اومده تلویزیون! البته حقم داشت وقتی یه عده اسکول شبی صدمیلیون میدن تا این واسشون عرعرکنان نعره بزنه ٬ منم بودم فکر میکردم کسیم واس خودم! اما داستان این مداح که کلی خودشو پاک و مبرا از گناه نشون داده بود همینجا تموم نمیشه و چندشب بعد این آقا تو اتوبان بابایی تهران با یه زوج جوون تصادف میکنه و از ماشین پیاده میشه و با یه کلت به طرف زوج جوون تیراندازی میکنه و میره!!!

سوال:چرا باید افرادی نظیر یک مداح مجوز حمل سلاح داشته باشد؟ مداح مشهور وسرنشینان خودرو در آن ساعت نیمه شب در چه شرایطی و از کجا به سوی کجا در حال حرکت بوده اند که براثر یک موضوع ساده اقدام به اسلحه کشی کرده اند؟

(فکر کنم از شیره خونه برمیگشتن )

http://www.entekhab.ir/fa/news/143331

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

۳- شبکه ۲ یه سریال درباره محرم نشون میداد یه عده شبا میرفتن مسجد عکس مردمو پخش

میکردن

.

.

.

فکر کنم این سریال مشاور سنبل آبادی داشته

فقط اسم دختره که عکساش پخش میشه رو اشتباه نوشتن: سمانه 

 باید مینوشتن: خواهران سمانه

*************************************************************

** از اقتصاد

۱ـ بالاخره میلیاردر معروف بابک زنجانی که متهم به اختلاس ۱۳هزارمیلیاردتومانی در ایران و دهها اختلاس دیگر در ترکیه و تاجیکستان و آذربایجان است بازداشت شد! اما....

***************************************************************

** از سنبل آباد

۱ـ یکی از معلمای دبستان دخترشم میاره اینجا درس میخونه که یه روز یه غیور پسر سنبل آبادی

 دختره رو میکشه کنار ... اجازه بدین بقیشو مثل اخبار بگم:

شنیده ها حاکی از این است که پسرک سنبل آبادی دختر معلم خود را در مدرسه کنار کشیده و با حالتی ملتمسانه از دخترک میخواهد به وی اعتماد کرده و در آینده با این پسر ازدواج کند !! وی این درخواست خود را چندین بار تکرار می کند اما جواب خود را با سیلی دختر دریافت می کند

بابا بچتونو ادب کنید آبرمونو پیش غریبه ها میبرن  شاعر برای تنبیه و تربیت کودکان چموش ٬ این شعر را پیشنهاد میدهد: آتام توتام من سنی / پهنه قاطام من سنی / آخشام بابان گلنده / آغاجا باسام من سنی

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

۲- هوای سنبل آبادم تا میاد خوب بشه یه برف میزنه همه چیو خراب میکنه! فکر کنم حالا حالاها تپه٬ توچال بمونه!! طرح کی بود که تپه رو پیست توچال کنه؟؟؟ بیاد خودشو معرفی کنه یه تشکر ازش بکنیم آدم خوش فکریه

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

۳ـ آخه این چه وضع کوچه ها و خیابونای سنبل آباده؟؟ این آقا که راهها رو باز نمیکنه و همه جا رو برف گرفته لااقل یه نمک بریزید تو این کوچه ها برفا خودجوش آب بشن خیابونا باز بشن  یعنی دهیاری پول اینم نداره؟؟ پس بودجه رو چیکار کردین؟ ما که ندیدیم روزای دیگه پولی واسه سنبل آباد خرج کنید !! میگم اگه پول ندارین از مسجد قرض بگیرین  (البته اونام تا الان پولو تقسیم کردن! یارو اومده اینجا سینه زده یه تومن گرفته رفته)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

۴ـ معصوم من از فردا نمیام سرجات  آخه به من چه ؟ من درس دارم! پاشو لوس بازی درنیار خودت بیا سرکارت !  هرچند به نظر من ولش کن بره ! پول نداره کار حساب نمیشه ! بنابراین از فردا مخابرات یه هفته تعطیله معصوم خودشو زده به مریضی 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

۵ـ بابت نبود طولانی مدتمون معذرت میخوام یه مدت نبودیم اما مطلب زده بودیم تا روزای مختلف بره رو وبلاگ! الان به نظراتتون جواب دادم! تا ۲۵ دی نیستیم امتحان داریم ولی مطلب کپی میکنم تاریخشونو میزنم از پس فردا بره رو وبلاگ! نگید کپی بود  بعد امتحانا میام جواب نظراتتونو میدم! حالا شاید معصوم پست بذاره!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

۶ـ خیلی بی ربط: واسه قبول شدن دعاتون مفاتیح بخونید مطمئن باشید اثر میکنه.

(این توصیم جریان داره شاید بعضیا بدونن )

[ شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ] [ 11:33 AM ] [ سنبلیها ]

یه چی بگم بخندیم

.

.

.

.

.

.

ذوالقدر

بالاخره این چاپلوسو انداختن بیرون! چه کیفی کردیم مااا

دیر فهمیدیم این یارو رو از فرمانداری سلطانیه انداختن بیرون و حسرت فرماندار شدنو به گور برد

این یارو سرپرست فرمانداری و یکی از ته مونده های دولت دروغ و فساد بود که از کار برکنار شد ولی

 از دهیار هم بعید بود خبر به این مهمی رو تو وبلاگش ننویسه!!!

یعنی تو این صدروزه این دولت این لذت بخش ترین خبری شنیدم

[ دوشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۰۹ ] [ 8:54 AM ] [ سنبلیها ]

پسرای سنبل آبادی خجالت نمیکشد دخترا رو مسخره میکنید؟؟؟ بابا نکنید اینکاروووووووووووو! لااقل اگه باکسی دوست میشید اندامش ضایعست ٬ بیچاره رو سرکار نذارید بهش نگید داف!!

 خاطره مخابراتی:

یه روز که طبق معمول معصوم و زینب و سمانه به همراه یکی از دوستان تو مخابرات نشسته بودیم و گپ میزدیم یکی از دخترای سنبل آباد با وزن غیرمتعارف (حالا بگذریم از قیافش) در رو باز کرد و اومد تو!! اما ادامه داستان رو در قالب مکالمه ما با این دختر خانوم بخونید:

دختره: سلوووووووووووووم

زینب٬سمانه و یکی از دوستان:

معصوم: سلام چه عجب از اینورا؟؟؟

دختره: معصومه جان میخوام یه سوال ازت بپرسم!!

معصوم: بپرس

دختره: دافی یعنی چی؟؟

سمانه:

معصومه: داف؟؟؟

دختره: نمیدونی؟؟؟ دافی یعنی چی؟؟؟؟ دافی دافی دافی؟؟؟

معصوم: نه وآلا من نمیدونم٬ زینب دافی یعنی چی؟؟؟

یکی از دوستان و سمانه:

زینب:  منم نمیدونم! تا حالا کسی به من نگفته داف!

معصوم : سمانه تو میدونی داف یعنی چی؟؟؟

سمانه رو به دختره: میخوای چیکار؟؟؟

دختره: نمیدونی یعنی چی؟؟ بگو کار دارم

سمانه: به دخترای باکلاس میگن داف!! به اینا که خوش تیپن مانکنن فشنن....

معصوم ٬زینب و یکی از دوستان:

معصوم: اصطلاح فیسبوکی بود واسه همین فقط این (سمانه) بلد شد جواب بده! حالا میخواستی چیکار؟؟

دختره: یکی از پسرای سنبل آبادی به من زنگ زد گفت: تو خیلی دافی!! منم پیش خودم گفتم یعنی باکلاس یا دوست دختر!(اینجا خودشم هنگ کرد)

معصوم٬زینب٬سمانه و یکی از دوستان:

دختره:  خداحافظ

یکی از دوستان: داآااااااااااااااااف بود شدیییییییید

معصوم ٬ زینب٬ سمانه و یکی از دوستان:

********************************************************************

آخه چرا دختر مردمو سرکار میذارید؟؟ این دختره با اون وزنش کجاش دافه؟؟؟ حالا شایدم باشه

اما داف کیست: این کلمه به دختران اطلاق می شود! دختری که در نگاه اول از نظر ظاهر ٬ تیپ و قیافه و آراستگی و خوش اندامی جلب توجه میکند! دختری که با رفتار خود دلبری میکند داف نامیده می شود (این کلمه بار منفی ندارد)

 

[ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۰۸ ] [ 10:42 AM ] [ سنبلیها ]

آماده شدن فیلمهای سنبل آباد برای جشنواره فیلم فجر 

اکشن: خاطرات توریست موتورسوار

عاشقانه: فرار از خانه

ترسناک: گودزیلا وارد می شود

غیرمجاز: قصه های خفاش

رزمی: جدال با سگها

تخیلی: سنبل آباد شهر می شود

مستند: غروب زیبای پهن زار

اجتماعی: هیس معتادها فریاد نمیزنند

مذهبی: من یک مطرب بودم

پلیسی: چه کسی عکسهای مرا پخش کرد؟

[ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۰۱ ] [ 9:48 AM ] [ سنبلیها ]

کندیمیزین طایفالاریندان یازیرام آد اولسون

 رسوللولار،گروسلولار، نوروزلودا یاد اولسون

 حسن قولو،ممدقولو ،کرم ده بیر شاد اولسون

الله سلامت ایلسین بو کندین شوفرلرین

 بوقدا دریمین یولونو گوزلوین کشاورزلرین


(این شعرم حسین پسردایی گفته)

{حالا من نمیدونم نمولدو شاعیر اولدو؟}

****************************************************

وی چت چرا فیلتر شده؟؟ امان از دست سربازان گمنام

[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۸ ] [ 10:2 AM ] [ سنبلیها ]

توضیح درباره نظرسنجی:

نظرسنجی هیچ تاکیدی رو اشخاص نداشت و فقط جایگاه شغلی مدنظر بود!

یعنی وقتی دهیار مقام اول و هیئت امنا مقام دوم رو به دست آوردن به این معنی نیست که مردم از آقای نادری یا هیئت امنای فعلی متنفرند! بلکه به این معنی است که هرکس (فارغ از اینکه کیست) در جایگاه دهیاری یا هیئت امنا قرار میگیره منفور میشه!

*************************************************************

حرف هیئت امنا و دهیاری شد یه مسئله یادم افتاد :

آقای دهیار یه حرف خوب زد و گفت که هیئت امنا یه حساب بانکی داشته باشه تا مردم کمکهاشونو به این حساب واریز کنن!

راستم میگه! شنیدیم پولی که به مسجد میاد سه برابر بودجه سنبل آباده!  مسجد یه جور پولدار شده که میخواد تالار پذیرایی هم بزنه  خب اگه واقعا کاسه ای زیر نیم کاسه نیست یه حساب بانکی باز کنن! منفعتشم اینه که اولا حساب کتاب مسجد معلوم و آشکار میشه٬ ثانیا مردم دیگه نیازی نیست واسه کمک بیان سنبل آباد و میتونن هرجا که بودن پول رو به حساب هیئت امنا واریز کنند و اما مهمتر از همه اینکه از سر و صدای محرم و اون تشکرهای بین عزاداری خلاص میشیم!! البته اگه ارکان حکومتی هیچ نقشی در انتخاب هیئت امنا ندارن این اتفاق بیفته و حساب باز کنن والا اگه قراره حکومت تو هیئت امنا هم باشه که ما به مردم خودمون بیشتر اعتماد داریم و میگیم حساب باز نکنن!

[ شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۳ ] [ 9:32 AM ] [ سنبلیها ]

مصاحبه با آقای حسین اخوان تو یکی از هفته نامه های استانی:

البته این هفته نامه خیلیییییییییییییی......

به نظر من٬۲تیتر اول همین ستونش واسه مردمی نبودن و بسته شدنش کافیه:

البته این دولت مثل قبل دیکتاتوری محض نیست ! یکی نیست بگه شما کجا سیاست کجا!

فقر رو تو این ۱۰۰ روز دیدین؟؟ قبلا فقر نبود؟؟؟ البته الان فقر  افتاده رو دوش این مفت خورا !

 طبیعیه ناراحت باشن

اصن ما همینجوری راضییم داریم کیف میکنیم به شما چه؟:

[ شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۳ ] [ 9:15 AM ] [ سنبلیها ]
خخخ
دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲ ۲۱:۱۵
منفورترین کار تلفنچی بودن بودویید برید خونتون
 
پاسخ سنبلی:
 
با معذرت از بازدیدکنندگان دیگه :
 

 آخه انگل منفور جامعه٬ این چه کاری بود کردی؟؟

خب من که گفتم بیان وبلاگ رو هم تقدیم آقا مهران کنم راحت بشن

سعی کردی نظرسنجی رو خراب کنی و به میل خودت تغییر بدی ولی با وجود ۲۱ نظر جعلی که دادی بازهم دهیار نفر اول منفورترین ها شد  یعنی آدم گوشت خر بخوره ولی اینجوری ضایع نشه

 

نظرات باRepeat (تکرار آی پی):

افراد با برعهده گرفتن کدام یک از مسئولیتهای زیر در سنبل آباد منفور می شوند؟   Repeat

(تعداد کل آرا: 50)

دهیاری   

(13 رأی)

26%
شورا   

(8 رأی)

16%
هیئت امنای مسجد   

(13 رأی)

26%
مسئولیت مخابرات و پست بانک   

(10 رأی)

20%
مسئولیت کتابخانه   

(3 رأی)

6%
روحانی بودن   

(3 رأی)

6%
 
بدجور ضایع شدی دهیاری مقام اول نفرت رو حتی تو ریپیت و تقلب هم آورده:
 
 
آخه بی فرهنگ ٬ حتی ما خودمونم بیشتر از یه بار شرکت نکردیم و تو خونمون فقط من و زینب شرکت کردیم که اونم ریپیت (تکرار) نمیاورد چون من با موبایل رای دادم و زینب با کامپیوتر رای داد که قطعا به دهیار رای دادیم! اونوقت شما میای ۲۱ نظر تکراری میدی؟؟ ولی باید عرض کنم بابت ضایع شدن شما هم که شده ما نتایج ۲۹ رای رو هم میذاریم تا مردم متوجه بشن که درصد واقعی آرا به چه شکلی بوده! (هرچند که نمودار بدون تکرار رو نداریم و متاسفانه آمار درصدیشو نیاورد و فقط آمار بیشترین و کمترین رو آورداما همین تعداد نظرات رو بدونید)
 
نظرات بدون تکرار آی پی:
 
 دهیاری (۴۶٪ ) با ۱۲ رای
شورا: ۶ رای
 هیئت امنای مسجد: ۸ رای
مسئولیت مخابرات و پست بانک: ۱ رای
کتابخانه:۰رای (۰٪)
روحانی بودن: ۲رای
 
 خب اینهم آرای اصلی که مشاهده می کنید که دهیاری با ۴۶درصد اول و هیئت امنا با نزدیک ۲۰ درصد دومه! (این واسه خود ما هم قابل پیش بینی نبود! من فکر میکردم رقابت بین دهیار و شورا باشه) یه جورایی میشه گفت مردم از کسانی که احساس کنند دستشون به بیت المال آغشته ست ٬ بدشون میاد!!
 
{ممنون از کسانی که واقعا یک بار شرکت کردن و نظرشونو دادن)
[ سه شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۹ ] [ 13:37 PM ] [ سنبلیها ]

مـــمـــنــــــــــونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

واســــــــه این زندگی و هــــــــوای تـــــــــــازه...........

***********************************************************

انصافا برف خوبی باریده! فکر کنم تا آخرسال همین برف کفاف میده!!!

[ شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۶ ] [ 10:17 AM ] [ سنبلیها ]

{میخواستن دنیارو واسمون بچرخونن اما دنیای مارو نمیشناختن}

همه چی آروم بود ٬ کسی نمیدونست وبلاگ داریم!!

مردم کم کم فهمیدن که وبلاگ نویسا ماییم! دنیا یکم کج شد!!

زبونمون تند شده بود واسه همین دنیا بیشتر کج شد ! انگار داشت میچرخید!

قمه زن نبودیم اما وبلاگ رو قمه کردیم ! مثل اینکه همه رو زدیم! بعــــله دنیا چرخید!!!

یعنی از هرطرف میخوردیم همه باهامون بد بودن!!! اما سعی کردیم چشامونو باز کنیم!

چشمامون که باز شد واقعبینتر که شدیم فهمیدیم دنیا رو اشتباه گرفتیم!

فهمیدیم دنیا واسه ما این خونه و افرادشن!!!

پس دنیا برعکس نشده چون کسایی که تو این خونه زندگی میکردن دل بزرگی داشتن!

بنابراین همه چی برگشت سرجاش ! دیگه دنیا واسمون نچرخید!

دوباره همه چی آرومه! یعنی بازهم قمه مشق می کنیم!!!

 

[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۳ ] [ 13:14 PM ] [ سنبلیها ]

چند نکته که خالی از لطف نیست اینجا ذکرش کنیم:

* اول درمورد عکسهای بی کیفیت بازهم معذرت میخوام (هرجا دیدینمون حمله کردینا)

* درباره اون آقا که نوشته بودم بیست ساله رفتی٬ باید اعتراف کنم که بیشتر خواستم تلافی کار پسرشو (درباره چاخانهایی که به معصوم کرده بود و باعث شده بود بزرگترین سوتی وبلاگو بدیم و اسمشو به عنوان مشاهیر سنبل آباد بنویسیم ) دربیارم  ولی خب درمورد خود این آقا هم واقعیتو نوشتم ٬ فقط یکم لحنم بد بود.

* اما درباره شبیه خونای قدیم : اینهمه نگید که اینا نخونن جدیدا بخونن ! چیکارشون دارین بنده خداها رو؟ اینا تمام عشقشون اینه که محرم بیاد و تعزیه بخونن و حتی واسه این که نشون بدن هنوزم روپا و رو فرمن با جوونترا رقابت میکنن و حرص میخورن ! من که از این رفتارشون خوشم میاد ! اینهمه بهشون فشار نیارین و بذارید تعزیه رو بدون فشار روانی و بدون استرس بخونن!

* من تازه میخواستم بیام یه انتقاد شدید از نحوه کار معصوم و همچنین دوستان معصوم بکنم که نامه اومد معصوم اخراجه  زینبو که انداختن بیرون ٬ معصوم هم در شرف اخراجه ٬ میگم بیان منم وبلاگو تقدیم آقا مهران کنم خیالمون راحت شه یه بار سر قضیه روستای الکترونیک پست بانک رو ترور کردم فکر کنم همون ترور وبلاگی بسشونه  حالا از شوخی گذشته انصافا اینجا جای کار دختر نیست !! البته منظورم این نیست که به ما چشم بد داشتن ولی یادمه یه بار یارو قزمیت از پست بانک اومده بود کامپیوتر رو درست کنه ٬ یکی از دخترای سنبل آباد هم اینجا بود ٬ یهو دیدم طرف چش ابرو میندازه و متلک میگه و این حرفا (کلا یجور خطرناکی شده بود) ٬ باور کنید دوست داشتم مرتیکه قزمیت لاابالی رو بکشم حیف که نمیشد چون خودمم دخی بودم اما اگه اینجا مرد بود ٬ اولا اون دختره نمیومد مخابرات ٬ ثانیا این مرتیکه جرات نمیکرد از این گوها بخوره ! هرچند فکر کنم یارو ازدواج کرده اما خب کثیف کثیفه دیگه متاهل و مجرد نداره ! 

* این سگهای سنبل آباد هم هنوز رو بورسن!! پیرزن بیچاره رو فرستادن گوشه مریضخونه!!! ولی واقعا اگه این خرابه ها نبودن ٬ سگها کجارو داشتن که توش بمونن و بعدش بیان اینجوری به مردم حمله کنن؟؟؟؟؟؟ آقای محترم ٬ خانم محترم ٬ اصن خانواده محترمی که به سنبل پشت کردی رفتی تو شهرهای از مابهترون زندگی میکنی ٬ خب واسه چی خرابتو گذاشتی و اجازه نمیدی دهیاری خرابش کنه ؟؟؟ مثلا که میخواین بگین خیلی سنبل دوستین و این خونه خرابه ها رو به عنوان یادگاری روزگار قدیمتون (روزرگار سنبل نشینیتون ) نگه داشتین؟؟؟؟؟؟  آخه ما سنبل نشینها چه گناهی داریم که باید تاوان شهری شدن شما رو بدیــــــــــــــــــــــم؟؟؟؟؟؟؟

* تو این چندروز اخیر مردم و مسئولین سنبل خیلی از این اتفاقی که برای اون پیرزن پیش اومد ناراحت بودن واسه همین یه کار خوب کردن و سگهای ولگرد و بی صاحب رو کشتن و حتی شنیدیم چنتا از خرابه ها رو بدون توجه به اینکه صاحبش اجازه میده یا نه ٬ آوارش کردن! تقاضا میکنیم خونه انجمنعلی رو هم خراب کنن  فکر کنم ۲۰تا سگ و ۶۰ توله تو این خونه زندگی میکنن

[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۳ ] [ 11:36 AM ] [ سنبلیها ]

** بابت کیفیت بد عکسها معذرت میخوام** 

 و بالاخره عکسهای عاشورای سنبل آباد

 

 

 

 

 

 

 

 

***********************************************************

حضرت ابوالفضل واقعی نیست ولی مردم طبق رسم قدیم بچشونو میبرن تا شبیه خوان حضرت ابوالفضل

 بوسشون کنه! تبرکه شاید!!! :)))))))

خدا شما رو هم خیر بده ! هنوز صداتون تو گوشمونه ! آخه یعنی چی مخمونو میخورید لااقل بدون

بلندگو دعا کنید ! ۲۰ ساله از سنبل رفتین پشت سرتونم نگاه نکردین ٬ حالا سر پیری اومدین بزرگی

 کنین و صاحب مجلس بشید!! تحملش واسه ما سنبل نشینها سخته!!!

*******************************************************

چیه اینهمه کیک میدین ! بابا هزار جور نذری میشه داد! مغازه که نمیخایم باز کنیم! لااقل یکی یه آبمیوه

 میداد کیک از گلوی مردم پایین میرفت!

************************************************************

بازم سنبل آبادیهای شهرنشین و بی نظمی! آخه چی از شهرنشینی یاد گرفتین؟؟ بی نظمیتون

باعث شد سنبل نشینها هم قاطی کنن

*****************************************************************

و اینهم پرش شبیه خوان امام که میگن پیر شده مثل اینکه نشده!

[ سه شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۵ ] [ 13:9 PM ] [ سنبلیها ]

ایول خیابون خودمون

 چالا محله

 

نکته: اینجا تنها خیابون سنبل آباده که هردو طرفش روشنایی داره

 چالا محله

 قدیمی ترین خیابون سنبل

 *************************************************************

عکسهای کامل محرم سنبل آباد هفته بعد تو وبلاگ قرار میگیره!!

عکسهای جالبی داره از دیدنش ضرر نخواهید کرد

[ یکشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۶ ] [ 12:56 PM ] [ سنبلیها ]

{ ** توضیح: صفحه اول وبلاگ تا آخر ایام عزاداری تک پسته خواهد بود!

برای دیدن ادامه مطالب به آرشیو مراجعه نمائید }

عکسهای مربوط به کاروان نمادین کربلا (روز چهارشنبه سنبل آباد)

 

بستن نمادین آب و راه بر روی کاروان امام

بلندگوی دسته اینجوری میشه

خیمه ها و مسئولش:

ایستگاه صلواتی

نمیدونم چرا آقایون سنبلی اعتماد به نفس ندارن و تو مسجد قایم میشن!!!

این قمه زنها یکم از اعتماد به نفسشونو بدن به اینها!!

قایم شدن آقایون و خالی ماندن بخش قابل مشاهده مسجد:

عکسهای مربوط به کاروان نمادین کربلا (روز چهارشنبه سنبل آباد)

 

بستن نمادین آب و راه بر روی کاروان امام

بلندگوی دسته اینجوری میشه

خیمه ها و مسئولش:

ایستگاه صلواتی

نمیدونم چرا این آقایون سنبلی اعتماد به نفس ندارن و تو مسجد قایم میشن!!!

قمه زنها یه کم از اعتماد به نفسشونو بدن به اینا!!

قایم شدن آقایون و خالی ماندن بخش قابل مشاهده مسجد:

اینجا حرمت داره جای لات بازی نیست!!!

تو رو خدا واسه سال بعد این تونل وحشتو درست کنید! (ورودی طبقه بالای مسجد)

برای عکاسی بهتر٬ ابتدا صاف بایستید سپس با آرنج هایتان زاویه ۹۰درجه ایجاد کرده و دوربین را در دستانتان گرفته و عکاسی کنید و هرگز دوربین را در جلوی چشمانتان قرار ندهید زیرا لنز چشمان شما با لنز دوربین زمین تا آسمان تفاوت دارد و دوربین نمیتواند لزوما آنچه را که می بینید و دوست دارید عکسش را بگیرید با زاویه چشمان شما ببیند!!!  نحوه عکاسی اشتباه را در تصویر زیر مشاهده میکنید!!

اینم ممدامین که تو عکسها خیلی کمکمون کرد

 اینجا حرمت داره جای لات بازی نیست!!!

 

[ جمعه ۱۳۹۲/۰۸/۱۷ ] [ 12:21 PM ] [ سنبلیها ]

هوای بارونی سنبل آباد و انعکاس زیبای تصاویر

ما عاشق سنبل آبادیم ! عاشق مردم سنبل آبادیم !

عاشق این ۸۰۰ نفریم که به سنبل آباد وفادار موندن و با وجود مشکلات هنوز اینجا زندگی میکنن!

ما عاشق شخصیت و فرهنگ بالای این ۸۰۰ نفریم٬ عاشق ادب و نزاکتشونیم!

ما عاشــــــــــق نظم و ترتیبشونیم!

{نظم و ترتیب مسجد سنبل آباد در شب دوم عزاداری}

http://sonboli.persiangig.com/%d9%86%d8%b8%d9%85.3gp/download

قصدمون از این فیلم فقط به تصویر کشیدن نظم و ترتیب مجلس بود نظمی که توسط سنبل آبادی های سنبل نشین ایجاد شده! کاش سنبلیهای مقیم شهرهای دیگه هم این نظم رو داشته باشن!!!

 ســـــــــــــــــــــنبل آبــــــــــــــاد

*************************************************************

دوتا نظر به وبلاگمون اومده من جوابی واسش ندارم چون نظر بعدی جواب نظر اولی رو داده!

نظر اول:

m.s
سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۲ شاعت ۱۱:۲۹ ۱۵
امسال جوری قمه میزنیم ک هیچکس نتونه وارد دسته بشه. شمام آبروی سنبلو نبر زینب خانم.لطفا... از طرف براداران m.s
 
نظر دوم:
 
چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۲ ۱۰:۵۴
خطاب به m.s یه جور بزن که پریود بشی

{ همچین بیراهم نگفته!! زنونه قمه میزنن! به اینکه نمیگن قمه زنی ! خب میترسین واجب نیست که واسه خودنمایی یه خراش مثل چنگ گربه بندازین رو سرتون که چی!!!! قمه زنی مدل چنگ گربه ای به بازار اومده  بمونید ایالت خودتون از این دهاتی بازیا دربیارین و بی فرهنگی و نامرتبی و لات بازیتونو به رخ بکشید! اگه فیلم رو دانلود کنید میبینید که سنبل نشینها خیلی بافرهنگ و مرتبن}

**********************************************************

سینه زنی مدل اسبی رو اشتباه کردم که نوشتم ! تو این دو شب فهمیدیم عزاداری بدون این

مدل سینه زنی جذابیت نداره!

[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۱۵ ] [ 12:23 PM ] [ سنبلیها ]

باز هم محرم و چند جمله:

** اول از کسانی که پارسال قمه زدن دلجویی کنیم که از ما ناراحت نباشن! هرچند که فکر میکنم قمه زنی روی خوشی از سنبل آباد و فرهنگ مردمش نشون نمیده اما بابت مطلب تندی که پارسال نوشتیم معذرت میخوام! ولی خب چی میشه یه بار هم قمه نزنید تا افراد بیشتری بتونن تو عزاداری صبح عاشورا شرکت کنند!

 

 **تورو جان عزیزتون پول مردمو تو جیب مفتخورا نریزید! آخه واسه چی از جاهای دیگه مداح میارید؟ مداح داریم واسه چی پول بدین به مفتخورا؟ همین آقای تقی پور اینا بخونن دیگه! کسی منظورش این نبود که شما نخونید منظور این بود که میتونید نظم رو بهتر برقرار کنید اونهم فقط با حضور مداحان سنبل آبادی ! لااقلش اینه مداحهای خودمون صداشون رو مخ نمیره و بهتر از اون یارو(شبیری) هستن که فقط داد زدن بلد بود! 

**این مرتیکه عمروعاص ک... ی رو هم کلا از ذهنتون بندازین بیرون!

** اجازه ندین یکی از قدیمی ترین آئیین های عزاداری زنجان (حسن حسین) بخاطر خونده شدن اشعار این عمروعاص(کلامی) توسط حسن حسین خراب کن معروف ٬ نیمه کاره بمونه و ناقص اجرا بشه! حسن حسین اصلی که این نبود قبلا یه طور مرتب خونده میشد و نوحه های حسن حسین بر اساس روزهای محرم انتخاب میشدند و با سبک خاصی تموم میشد!

** میگم دسته های عزاداری قبلنا بهتر نبود؟؟؟؟ الان نمیشه مثل سابق برگزار بشه؟؟ یعنی نمیتونن دوتا بلندگو بخرن واسه دسته؟؟؟ خب بجای اینکه به اسم مدرسه ٬ واسه خانه عالم پول جمع کنن بیان یه پولی هم واسه درست کردن بلندگوها جمع کنن!

** اما اصلی ترین بحث!!! یعنی سینه زنی!!! عکس پائینو ببینید! نمیدونم شما به این مدل سینه زنی چی میگید اما ما میگیم: سینه اسبی

خب آخه چه مرضی دارین خودتونو خسته میکنید و مجبور میشین بعد از سینه زنی٬ دوساعت تو همون مسجد استراحت کنید تا قواتون واسه حسن حسین برگرده؟؟؟ یعنی شما بلد نیستین صاف وایستین و محکم و یکنواخت سینه بزنید؟؟؟؟؟ تو اینجور صحنه ها مثل اسبی می مونید که تو کورس مسابقه ست و یه پاشو عقبتر از پای دیگه گذاشته و کمرشو ارتعاش میده تا تندنتر بدوئه ( البته شرمنده ها)

{برای سینه زنی مرتب و موزون(یعنی آهنگدار) لازم است ابتدا صاف بایستید (کمر و پاها صاف ٬ سینه جلو) و سپس دستهای  خود را به طور هماهنگ و مرتب و بدون تکان دادن پاها و کمر بالا برده و محکم بر سینه خود بکوبید تا مراسم هم مرتب دیده شود }

[ یکشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۱۲ ] [ 12:24 PM ] [ سنبلیها ]
کلاهبرداری بزرگ مخابرات از سنبل آبادی ها

طی یک اقدام عجیب مخابرات نرخ مکالمه تلفن های ثابت را دو برابر ( گاها تا 3 برابر) نرخ واقعی حساب کرده و قبوض تلفن را بر مبنای همین نرخ جعلی صادر کرده است! اما بعد از دریافت پرینت مکالمات برخی سنبلیها و حساب کردن دوباره قبوض ، مبلغی بسیار کمتر از مبلغ درج شده در قبوض تلفن به دست آمد (برای مثال 20 هزار تومن در قبوض 45 هزار ثبت شده) از خانواده های سنبل آبادی تقاضامندیم قبوض تلفن خود را پرداخت نکنند تا تکلیف این کلاه برداری چندماهه در ثبت مبلغ قبوض مشخص شود!!!!


[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۰۲ ] [ 15:22 PM ] [ سنبلیها ]
از دزدان محترم تقاضا داریم روشنایی را به ورودی سنبل آباد بازگردانند!

مخاطب : کمپ عادت به دزدی نزدیک سنبل آباد

[ دوشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۲ ] [ 11:18 AM ] [ سنبلیها ]

اصالت ۴ طایفه اصلی سنبل آباد:

۱ـ رسولی ها (رسولولار): محل زندگی کنونی این قوم در استان های همدان و زنجان و اصفهان می باشد ٬  زادگاه این قوم مورد اختلاف مورخان زنجانی و همدانی است!! به عقیده همدانی ها این قوم اصالتا همدانی و فارس زبان هستند که بعدها زبان ترکی را فرا گرفته اند و در همدان کنونی با نام خانوادگی رسولی و تقی نژاد شناخته می شوند. اما مورخان آذربایجانی و مشخصا زنجانی ها این قوم را متعلق به آذربایجان و ناحیه ماهنشان - دندی و مرز زنجان و همدان می دانند که در سراسر زنجان و همدان پخش شده اند و با نامهای خانوادگی رسولی ٬ محمدزاده و یا مشقاتی از نامهای رسول و تقی٬ شناخته می شوند! این قوم در اصفهان با نام حاج رسولی ها شناخته میشوند! البته تبارشناسان کشوری هم مورد دوم را قبول دارند هرچند که در سایت رسمی تبارشناسی ایران ٬ در اقدامی عجیب کل استان زنجان در ردیف استانهای فارسی زبان قرار گرفته است () بهرحال اصالت این قوم به مرز زنجان و همدان و یا ماهنشان و دندی بازمی گردد. { اینکه خیلی بد شد واسشون!! قوم اصیل سنبلی بودناااااا }

۲ـ کرمی ها (کرملی): این قوم در زبان فارسی به اشتباه قوم کرمعلی آذربایجان خوانده می شود در حالی که قوم کرملی یا کرملوی آذربایجان صحیح است! از قومهای اصیل آذربایجانی هستند و از ابتدا در سرتاسر آذربایجان از باکو تا همدان سکونت داشته اند و نمی توان شهر مشخصی را به عنوان زادگاه آنها نام برد! در آذربایجان ایران با نام های خانوادگی کریمی ٬ کرمی و مشتقات واژه کرم ٬ علیپور ٬ اکرامی٬ آذری و نام خانوادگی هایی که از نام شهرهای آذری گرفته شده اند(مانند تبریزی٬ زنجانی و...) شناخته می شوند. {یعنی اینا رو میتونیم سنبل آبادی اصیل به حساب بیاریم؟؟ یه بارم ویکی پدیا تو معرفی سنبل آباد همچین چیزی نوشته بود}

۳- کردی ها: این قوم هم ترک زبان هستند و اصالتشان به نواحی جنوبی آذربایجان غربی نزدیک مناطق کردنشین و به ایل نوروزلو باز میگردد! این قوم بعد از درگیری با همسایگان کردشان مجبور به ترک منطقه نوروزلو شده و به مناطق دیگر آذربایجان علی الخصوص تبریز و اردبیل کوچ کردند تا به طور کامل از گزند کردها درامان باشند و بیشترشان از تبریز به زنجان آمده اند!! (تو سایتهای رسمی دلیل درگیری ترکها و کردهای نوروزلو طایفه گرایی و ادعای حاکمیت گفته شده امــــــــــــا سایتهای کرد یه چی دیگه میگن) {نتیجتا اینها هم سنبل آبادی اصیل نیستند}

۴ـ گروس (ارداتمندیم):خود این طایفه به چندین فرقه کوچک تقسیم می شوند که گروس زنجان فقط در دو فرقه و گروس سنبل آباد در یک فرقه قرار دارند که ما هم بعد از توضیحی مختصر درباره طایفه گروس به معرفی این فرقه می پردازیم.

گروس نام منطقه ای در شرق استان کردستان به مرکزیت بیجار می باشد ٬ ساکنان منطقه کرد زبان بوده و به دو لهجه سورانی (سهروردی) و گروسی صحبت می کنند. اهالی این منطقه گروس نامیده شده و در سرتاسر ایران و جهان(!!) پراکنده اند!.... این قوم به چندین فرقه شامل فرقه های کبودوند٬ گروس٬ افشارگروسی٬ کلهر٬ مکری٬ منمی و..... تقسیم شده است!

فرقه گروس بزرگترین و مهمترین فرقه طایفه گروس  است! برخی مورخان معتقدند این فرقه بعد از مهاجرت به گروس(بیجار) نام خود را به گروس تغییر داده اند. میرزامحمدمستوفی ایلات ایران را به دو دسته فرعی و اصلی تقسیم کرده و می نویسد:"اما ایلات دو فرقه اند٬ فرقه ایرانی الاصل که با هیچ طایفه ای مخلوط نشده اند و فرقه ایلات بیرونی که از عهد کیان تا صفویه از مناطق دیگر کوچانیده شده اند و در ایران سکنی گزیده اند!" فرقه گروس و کلهر از طایفه گروس از دسته دوم اند یعنی ایرانی نیستند! این فرقه بعد از قتل و غارتی که فرقه منّمی به راه انداخت مجبور به فرار از بیجار و سکونت در مناطق آذربایجان بخصوص زنجان و قزوین شدند و امروزه در ایران و جهان پراکنده اند مهمترین سکونتگاه داخلی آنان در استانهای کردستان ٬ زنجان٬ قزوین٬ تهران٬ خراسان٬ ایلام ٬ کرمانشاه ٬ آذربایجان غربی و.. و در خارج از ایران در تمام کشورهایی که کرد دارند گروسها هم هستند مانند عراق٬ سوریه٬ ترکیه و انگلیس!! وضعیت این فرقه در زمان پهلوی به دلیل ایرانی گرایی و قرابت این قوم به قاجار بسیار بد بود و اکثرا از کار برکنار شدند و در همین زمان در هنگام صدور شناسنامه بدلیل حفظ جان خود و همان دلایل بالا اجبارا نامهای خانوادگی دیگری برگزیدند که اکثرا نام اجدادشان بود و امروزه با نامهای رضایی٬ امیری٬ رضائیان٬ امیرعلایی٬ ارفع٬ نادری٬ شهسواری٬ مرادی٬ خسروی٬ شقاقی٬ گروسی٬ نادریان٬ افشار٬ کلهر و.... شناخته می شوند! { یعنی گروس سنبلی که نیست آذری هم نیست  باور کنید ایندفعه تقصیر ما نبود تو کتابا نوشته بود}

منابع: سایت تبارشناسی ایران٬ سایت طایفه های ایرانی٬ آذربایجان طایفاسی٬ بیجار من٬ تبارشناسی زنجان٬ درگاه ملی ایرانیان٬ فرهنگ کردستان و شناسایی طایفه های اصیل آن٬ جغرافیای ایران٬ کتاب بیجارگروس درگذر تاریخ٬ طایفه های قوم بزرگ گروس٬ تاریخ و فرهنگ ایران زمین جلد۱و۲

*************************************************************************

جهت تلطیف فضا: حالا بگذریـــــــــــــم! مهم اینه الان همتون سنبل آبادی هستین

[ سه شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۶ ] [ 12:6 PM ] [ سنبلیها ]

آقا کار بلد نیستی واسه چی مسئولیت به عهده میگیــــــــــــــــــــری؟؟؟

یعنی چی که تا تقّی به طوقّی میخوره٬ یه باد میاد آب قطع میشه؟؟؟؟ کجای دنیا آب اینهمه قطع میشههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه؟

اگه مسئولیتت فقط واسه نوشتن قبوض آبه پس این فضولیا که زمان قطعیه آب با سهمیه بندی من درآوردی و عجیب غریب میکردی چی بوووووووووووووووووووووووووود؟؟؟

[ دوشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۵ ] [ 12:25 PM ] [ سنبلیها ]

میگن امام زاده سیار آوردن سنبل آباد!!!! ضریح امام جواد (؟؟؟؟) رو همین الان آوردنش سنبل!!!!!

چنتا سوال واسه من پیش اومده! اول اینکه امام جواد دقیقا چندمین امامه؟؟ دوم اینکه قبر امام جواد کجاست؟ اصلا امام جواد مگه ضریح داره؟؟؟ اگه ضریح داره واسه چی آوردنش اینجا؟؟؟

حالا بگذریم از این چیزا! سوال اصلی اینجاست که دقیقا چه کسی (؟) این اقدامات رو در جهت امّل سازی مردم سنبل آباد انجام میده؟؟؟؟ هدفش از اینکارای مزخرف چیه؟؟ اینکارشم مثل تبدیل عید نوروز امسال به عزاست؟؟؟ اصلا هدفشون از این صدقه جمع کنی چیه که یه روز پرچم گنبد امام رضا رو تو شهرا میگردونن از مردم صدقه میگیرن یه روز یه درب میسازن واسه حرم یه امام اونو میگردونن پول جمع میکنن یه روز ضریح میگردونن پول جمع میکنن؟؟؟ الان مردم ساده سنبل آباد هم میرن پول و اشک میریزن به پای دو تیکه جواهر !!! غافل از اینکه واسه ساختش جیب همین مردمو تیغ زدن!!!!!  پولشم سوبله چوبله از همین مردم میگیرن!!

بعضی مواقع آدم دوست داره خودشو از دست ساده لوحی این مردم حلق آویز کنه!

 

[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۰ ] [ 11:21 AM ] [ سنبلیها ]
* قدیمی های سنبل تو چه خونه هایی زندگی میکردن؟؟؟

خونه های دو درجه اونورتر از قدیمی این شکلی بودن:

سقف خونه ها هم این شکلی بوده ( خوبه نمیترسیدن)

البته نسل دوم خونه های قدیمی با یه چه مثل پارچه سقف رو می پوشندن!

درب منازل قدیمی هم اینجوری بوده (حالا هی بگن قدیما امنیت نبود!خب با این در امنیت؟)

 زمان قدیمو بیخیال! بیایم تو همین زمان حاضر!

ما و همسایمون خیلی به آثار باستانی اهمیت میدیم هردو یه قلعه بزرگ داریم که محاله خرابش کنیم!

قلعه همسایمون:

قلعه خودمون:

حالا یا ما حسودی همسایه رو کردیم یا اونا حسودی ما رو کردن!!!

البته حسودی نیستا ٬ حفظ میراث باستانیه!!!!! بالاخره این چیزا واسه آیندگان خوبه دیگه!

[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۰ ] [ 10:57 AM ] [ سنبلیها ]
میگم آقایون سنبل آبادی این دو روزو خوب کیف کردینا!! أی بی جنبه ها  ماشالا هر آقا (پیر و

جوون و بچه و مجرد و متاهل) یه جفت چشم هم قرض گرفته بودن چهار چشمی حال میکردن!!!

از قدیم گفتن سیب سرخ انار سرخ به دومن یار میزنه! نگفته که به پاچه ی مردای گنده میزنه

برید کنار این سیبا رو مجردا بگیرن  اصلا فلسفشم همینه که مجرد سیبو بگیره تا شاید ......

********************************************************************

حالا یه کم دیگه هم به مردای سنبل بخندیمقیافشون اینجوری شده بود:

[ شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۰۶ ] [ 10:44 AM ] [ سنبلیها ]

واقعا چجوری میبینه این کنتور آبو؟؟

نامردا کنتور رو جایی گذاشتن که فشار آب بالا باشه ولی........

 نمیدونستن اینجا سنبل آباده! خاکشم هوامونو داره

[ شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۰۶ ] [ 10:5 AM ] [ سنبلیها ]

از سنبل آباد چــــــــــــــــــــــــــه خبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر؟

* دانش آموزان سنبل آبادی در اعتراض به یک معلمه شدن چهار رده ابتدایی ٬ کلاسهای درس را تحریم کردند! جالبه بدونید که دبستان سنبل آباد برخلاف قانون تحصیل رایگان٬ بصورت کامل دولتی نیست و بخشی از هزینه ها از دانش آموزان گرفته می شود! (خوشم اومد از کارشون یه قلب هم واسه این بچه ها )

** دزد سنبل آباد همچنان جولان میدهد!! بعد از دزدی هایی که از منازل انجام گرفت اینبار آقای دزد بی پدر رفته سراغ خونه های بی سکنه و درب حیاط یکی از خونه ها رو از جا درآورده و دزدیدتش  بعد از این ماجرا هم رفته سراغ پارکینگ منزل تفریحی یه خانوم تنها و چهار چرخ ماشینشو دزدیده  عجب دزدیه ها!! حالا مردم تصمیم گرفتن (غلط کردن) یه نگهبان واسه سنبل بگیرن اونم در حالی که دزد مفنگی رو همه میشناسن چون روز روشن و به صورت علنی هم دزدی میکنه و یه بار هم در حال دزدی و فروش یه درب صاحب درب مچشو گرفت و جنجالی شد واسه خودش !!!

*** از پدر و مادرهای محترم تقاضا داریم سرتقهای ۱۴-۱۳ سالشون رو کنترل کنن و اجازه ترک تحصیل بهشون ندن ! الان دیگه زمان قدیم نیست که بگن به کار پسر نیاز داشتیم الان ماشالا همه تو رفاهن چرا باید بچه ها ترک تحصیل کنن؟؟؟؟؟؟؟

**** هوای سنبل آباد خیـــــــــــلی سرده ! اصلا یخبندانه!! الان همه قندیل بستن!!! آخر هفته هم هست  یعنی بعد از این عروسی های پی در پی بشینید خونتون بذارید سنبل آبادیا هم یه کم استراحت کنن

***** مخمون هنگ کرده مطلب داشتین بفرستین بذاریم تو وبلاگ! میگم سنبلیها هم با کلاس شدنـــــــــا٬ هر کی آدمو میبینه فصل پائیز رو تبریک میگه  متنفرم از این فصل! اما ایشالا پائیز شما هم به خوبی و خوشی بگذره

{ نظرات مزخرف هم ندین! خـــــــــــــــاک تو سرتون به خودمون چرا توهین میکنین  }

[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۰۴ ] [ 10:1 AM ] [ سنبلیها ]

نتایج کنکور هم اومد و یه دختر سنبل آبادی (خانم عبادی) تونست تو رشته مهندسی برق وارد دانشگاه بشه. این موفقیتشونو به ایشون تبریک میگیم ضمن اینکه یه دختر خانم دیگه هم رتبه خوبی داشت (۵۷۰۰) ولی متاسفانه انتخاب رشتش افتضاح بود امیدواریم تو تکمیل ظرفیت ثبت نام کنه ولی بهرحال به ایشون هم بابت همین رتبه تبریک میگیم. آقا پسرهای سنبل آبادی هم برن از ۱۳سالگی تو عروسیا مست کنن!!!!!!!

**************************************************************

{ راسی داشتم آرشیو رو میخوندم چه مطالب خنده داری نوشتیم ! پرسپولیس باخته به استیلی گفتم : توسی پیشیک (گربه توسی رنگ)  به سنبل آباد هم فقط گفتم لس آنجلس!! البته شما هم کم نیاوردین ! نظر دادین : چرا عکسهای لس آنجلسو نمیذاری وبلاگ؟؟ }

[ سه شنبه ۱۳۹۲/۰۶/۲۶ ] [ 8:29 AM ] [ سنبلیها ]

تو این ۳ روزی که آنتنای ایرانسل قطع بود فهمیدم از ۳۵ هزار جمعیت بخش سلطانیه ۳۴۲۰۰ نفر

قطعا آدمای بیخیالین !!!! اصلا باورش سخته که همچین مشکلی پیش بیاد و فقط

 سنبل آبادیها برای حلش اقدام کنند ! یعنی ایول به خودمون که بس زنگیدیم به اپراتور که پدر

 ایرانسلیا دراومد٬ آخرش دیروز از اپراتور زنگ زدن خونه ما تا بفهمن مشکل چیه ٬ جالبه فکر میکردن

فقط سنبل آباد این مشکلو داره چون فقط سنبلیها مشکلو به اپراتور گزارش کرده بودن! حالا

 نمی دونین این معصوم چه بلوفهایی میزد

 یه سنبل آباد میگفت که لس آنجلس و پاریس بهش تعظیم میکردن!

 آخرش یارو گفت اجازه بدین من سنبل آبادو با گوگل إرض سرچ کنم بینم چه شکلیه اونم سرچ کرد

 یکم از سنبل تعریف و تمجید کرد و حسابی هندونه گذاشت زیربغل سنبل!!! البته معصوم از

سلطانیه هم زیاد تعریف میکرد همش میگفت شهرستان سلطانیه شــــــــــهرســـــــــتان!!! اما

خوشم اومد آخرش یارو زد تو دهنش گفت:

 "البته سلطانیه حتــــــــــی شهر هم نیستا ٬ یه بخشه درسته "

کیف کردم با این جمله ! میگم بیاید بخاطر همین جمله ببخشیمشون  

( دیگه با اپراتور ایرانسل تماس نگیرید! پدر اون خانوم و آقا رو که اونجا نشستن درآوردین)

*************************************************************

این مطلبو بخاطر احترام به مردم سلطانیه ویرایش کرده و از مردم این شهرستان بابت توهینهای

 قبلی معذرت خواهی میکنیم ضمن اینکه شهرستان شدن سلطانیه رو به مردم این شهر تبریک میگیم.

[ دوشنبه ۱۳۹۲/۰۶/۱۸ ] [ 10:35 AM ] [ سنبلیها ]

چندتا عروسی سنبل آبادی تو راهه امیدواریم سنبلیهای عزیز تو انتخاب فیلمبردار دقت کنند!!!

واضحتر بگم اینکه از فیلمبردار سنبلی الاصل استفاده نکنید و یا لااقل بهش گوشزد کنید که درست فیلمبرداری کنه! آخه این چه وضع فیلمبرداریه ؟ حالا میکس و تدوین هم افتضاح تر از فیلمبرداری....چهار پنج تا فیلم عروسی دو سه سال اخیر رو دیدم یکی از یکی بدتر و رو اعصاب تر ٬ اول اینکه کیفیت دوربین ها خیلی بده و فکر کنم از زمان لورل هاردی مونده باشه! به طوری که حتی اگه یه فیلمبردار حرفه ای هم بخاد با این دوربین ها فیلم بگیره فیلمش رنگ ولعاب نخواهد داشت! (البته شاید دوربینهایی که به دهات میارن اینجورین) اما نحوه فیلمبرداری که دیگه واویلاست... شب عروسی عروس دوماد درحال رقصن فیلمبردار دوربینو بیخیال شده و معلوم نیست کجا رفته و تمام مدتی که عروس دوماد رقصیدن تصویرشون گوشه کادر دوربین ضبط شده وحتی بعضی مواقع از کادر خارج شدن و این تصاویر به همین شکل تو فیلم نهایی قرار داده شده چون تصویر دیگه ای از رقص عروس دوماد نبوده! حالا این تو تالار بود تو عروسی های خود سنبل آباد که کلا فقط کلّه دو طرف تو تصویره! و یا فوقش نیم تنه بالای بدنشونه!اما واااااااای به وقتی که فیلمبردار محترم یه آشنا تو مراسم پیدا کنهاونوقته که گاه و بی گاه هر ۲۰ ثانیه یک بار رو طرف زوم میشه و فیلم پر از تصاویر شات و بسته از این یارو میشه! اصلا من آخرشم نفهمیدم اینا چه نسبتی با کردی ها دارن که تو همه فیلمهای عروسی تصاویر خاندان محترم کردی بیشتر از خاندان غیر محترم (!!) عروس دوماد وجود داره. فیلمبرداری مجلس آقایون هم که کلا گیج میزنه محاله یه تصویر تمام قد از آقایون تو فیلما پیدا کنید همه سر و دستن ماشالا از اینکه بگذریم همه میدونیم که عروسیهای سنبلی بالای ۵۰۰ مهمون داره حالا آقای داماد میاد با همه اینا خوش وبش میکنه و بهشون خوش آمد میگه ! فیلمبردار چیکار میکنه؟؟؟ معلومه دیگه بزن و بکوبو بیخیال میشه و یه ساعت میفته دنبال دوماد و مراسم خوشامدو ضبط میکنه جالبترش اینجاست که تمام این یک ساعت تو فیلم قرار میگیره در حالی که این مراسم میتونست زمانی کمتر از ۵ دقیقه از فیلم رو بگیره اونهم فقط برای نماد خوشامدگویی! مراسم سیب پرانی معروف سنبلیها رو هم که حسرت به دل موندیم درست فیلمبرداری بشه٬ آقای فیلمبردار تو این مراسم همیشه هول میکنه و دوربین رو با سرعت عجیبی از رو دوماد به سمت مهمونها میگیره طوری که همه توش روح بیفتن! در حالی که با دو دوربینی که اینا دارن میشد تصاویر بهتری گرفت (یه دوربین تصویر دوماد و یکی تصویر مهمونها رو بگیره و بعد با تدوین تصاویر رو کنار هم قرار بدن) از همینجا میریم سراغ میکس و تدوین فیلمها : اکثر فیلمهای عروسی با تصاویر صمیمیت مصنوعی و صحنه های از رده خارج شده ی اجرای فن کمرگیری عروس دوماد و ترانه "کی بهتر از تو" شروع میشه! بعدشم که فیلم  با تصاویر هول وشلوغ خانواده دوماد و تکرار پی در پی آهنگهای "کی بهتر از تو" ٬ "به کی بگم دوستت دارم" ٬ "خانومم تویی"و غیره ادامه پیدا میکنه خودتون بهتر میدونید هرکدوم از ترانه ها کی و روی چه تصویری استفاده میشه آخرش هم که برای اینکه عروس دوماد چشم نخورن و خوشحالی بی حد دوطرف نشون داده بشه از ترانه "اسفند دونه دونه عروس اومد تو خونه امشب آخــــــــه عروسیشــــــــونه" استفاده میشه! از ترانه ها که بگذریم میرسیم به قرار دادن تصاویر آشپزخونه و نحوه کشیدن غذاها توسط آشپز در فیلم!!! خب از ضروریاته دیگه!!!!!!!! چرا باید فیلمبردار بره این تصاویر رو ضبط کنه معلوم نی! حالا بگذریم از قرار گرفتن صحنه قاشق شستن یه مهمون حساس سر میز شام که تو فیلم! راستی اینو یادم رفت بنویسم چرا از مهمونها جدا فیلمبرداری میشه! خب همینطور که از بزن و بکوب و رقص فیلمبرداری میشه هر از گاهی هم دوربین بره رو مهونها اشکالی نداره که هیچ٬ بلکه فیلم رو جذابتر هم میکنه و بهتر از اینه که نیم ساعت رقصو بگیره نیم ساعت به طور مداوم و کسل کننده تصاویر مهمونها تو فیلم باشه ! خانومای سنبلی هم که کلا فیلم خراب کن های حرفه ای هستن تا دوربین میره سمتشون یه جوری چادرو میکشن رو سرشون که آدم احساس میکنه در حال تماشای نماز جمعه ست نه فیلم عروسی! خب هرجایی لباسی داره دیگه حفظ حجاب اشکالی نداره ولی نه تا حدی که فیلم عروسیه مردمو به فیلم چادری های یک چشم تبدیل کنید اینارو نوشتم که فکر نکنن چون تو دهاتیم هیچی سرمون نمیشه ! نه ما میفهمیم این فیلمها اونی نیست که باید باشه این فیلمبرداری هم تنها دو دلیل میتونه داشته باشه: یا اینکه اینا مارو اسکل پشت کوهی فرض کردن یا خودشونم ... واقعا فیلمبرداری بلد نیستن! {نحوه عکاسی رو هم که تو متن گفتم همون: درخواست فیلمبردار برای اجرای فن کمرگیری توسط عروس دوماد عروس دوماد سنبلی هم که خجالتی (یالاندان) مجبورن این فنون رو اجرا کنن فنونی که تو عروسیا از مدافتاده اما تو کشتی و مثل اینکه تو عروسیهای سنبل آباد حرف اول رو میزنه!!!!!!!!!!!!!!!

{ناگفته نماند که قیمت فیلمبرداریشون منصفانه ست . فکر کنم این تنها نکته مثبتشون باشه}


 سمانه بیسواد میکس درسته نه میکث (خخخخخخخخخخخکلمه خارجی رو میشه هرمدلی نوشت) تو باشی دیگه از من غلط املایی نگیری یه نکته دیگه هم اضافه کنم که با این همه ایرادی که دارن قیمتشون خیلی بالاست من با یه دوربین خونگی کیفیت فیلمهام از اینی که اینا میگیرند صدبرابر بهتره حداقل مثل تو یه رقص دوربین انجام میدیم برا زیباسازی....

[ شنبه ۱۳۹۲/۰۶/۰۹ ] [ 13:14 PM ] [ سنبلیها ]

اسمشو نمیدونم اما خب از هرکی خوشم بیاد عکسشو میذارم وبلاگ.

(چشش نزنید! عکسو دیدنی بزنید به تخته)

ای جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونممممممممممممممممممممممم اسمشم کسرا کرمی هست سمانه بانو :)

[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۲۳ ] [ 10:4 AM ] [ سنبلیها ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

از دل و دیده گرامی تر هم آیا هست؟
"دست"
آری، ز دل و دیده گرامی تر دست
.
.
.
شرف دست همین بس که نوشتن با اوست
خوشترین مایه ی دلبستگی من با اوست ...