Sonbol is Land of Angels

اس ام اس (sms) 

(اس ام اس ها ماهی یک بار و همینطور در مناسبت های مختلف به روز میشه )

sonboli.blogfa@yahoo.com

برای ارسال ایمیل در اینجا کلیک کنید

فقط در صورت ارائه مطلب برای قرار دادن در وبلاگ ایمیل ارسال کنید در غیر اینصورت نظراتتونو درباره وبلاگ در بخش نظرات بنویسید و پاسخ نظراتتونو در بخش پاسخ به نظرات شما دریافت کنید .در ضمن ایمیل خودکارمون رو هم حذف کردیم.

** روی لینک زیر کلیک کنید **

**پاسخ به نظرات شما**

برای نظر دادن نیازی به وارد کردن ایمیل و وب سایت نیست فقط  وارد کردن نام الزامی است.


پروفایل مدیر وبلاگ


موضوعات مرتبط: سنبل آباد ، حرف من ، حرف روز ، داستان واقعی "خیانت در همین حوالی" ، داستان واقعی "زنجیره دوستی" ، سیاسی ، بشردوستانه
برچسب‌ها: ایمیل فقط برای ارائه مطلب

تاريخ : جمعه 1389/10/03 | 5:36 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

"احترام متقابل" در عروسی های سنبل آبادی

از زمانی که سنبل آباد ۵۰ نفر جمعیت داشته تا امروز که بیش از ۷۰۰ نفر جمعیت داره٬ رسم بر این بوده که در مراسمات مختلف از تمام اهالی دعوت به عمل بیاد ! عروسی هم یکی از مراسماتی است که شامل این رسم سنبل آبادی های شده ! در عروسی های سنبل اباد دعوت از اهالی به سبکی عجیب و نه چندان محترمانه صورت می گیرد! حتی برخلاف عهد باستان سایر نقاط ایران که لااقل از کبوتر نامه بر و یک کارت دعوت استفاده میشده ٬ در سنبل آباد هیچ اعتقادی به کارت عروسی وجود ندارد و از پیک ناطق (ف) به جای کارت عروسی استفاده میشه! البته به نظر میرسه سرعت عمل این پیک بیشتر از کارت عروسیه، چون شما هرجا که باشی، آشپزخونه ، حال، اتاق خواب، سرویس بهداشتی یا حتی خونه همسایه٬ این پیک پیغام دعوت عروسی را به شما انتقال می دهد! از مدل دعوت که عبور کنیم میرسیم به نحوه برگزاری عروسی ! در سالهای نه چندان دور عروسی های سنبل اباد طولانی و از نظر زمانی طاقت فرسا اما جذاب بود. هر کاری که عروس دوماد میکردن مراسم خاصی داشت و یک روز رو به خودش اختصاص میداد٬ از خرید عروسی گرفته تا حنابندون و عروسی و پاتختی که مراسمات مربوط به هر کدوم تو یک روز برگزار شده و به تبع آن از مهمانان هدیه جمع آوری میشد که معمولا هدیه اصلی عروسی روز پاتختی دریافت میشد! تو اون زمونها که جمعیت سنبل آباد زیاد نبود اینجور عروسی ها هم دردسر خاصی نداشت و مهمانها رو آزار نمیداد و همینطور میزبان فرصت و مکان کافی برای پذیرایی و تکریم میهمانان را داشت. اما کم کم با زیاد شدن جمعیت روزهای عروسی هم آب رفت و به یک شب و یک روز (شب حنابندون و روز عروسی) تقلیل یافت! روز عروسی مهمانان هدایای خودشونو به میزبان میدادن و میرفتن٬ یکم پذیرایی دچار مشکل شده بود البته به صورتی که صدای همه رو دربیاره!از یه طرف هدایا هم تعریفی نداشت چون سنبلیها عادت ندارن واسه عروسی هرکسی دست به جیب شن و بیشتر ترجیح میدادن پول غذا رو حساب کنن که اونهم اکثرا کمتر از مقدار واقعی حساب میشد مثلا تو دفتر ثبت هدایای دریافتی مربوط به یک عروسی در سال ۷۹ ٬ سنبل نشینها ۲تا۵هزار تومان و سنبلیهای شهرنشین ۵تا۸هزار تومان به عنوان هدیه پرداخت کردند! با این وجود این عروسی ها هم زیاد بد نبود چون مراسمات سنبل آبادی در اون اجرا میشد! ولی بعد از این با رسیدن متولدین دهه ۶۰ به سن ازدواج و با زیاد شدن جمعیت عروسی ها مشکل دار شد! از یه طرف مردم همچنان اصرار داشتن تو عروسی هاشون همه سنبل آبادی ها حاضر شن و از یه مکانی برای پذیرایی وجود نداشت و هزینه ها بالا رفته بود و امکان دو روز عروسی وجود نداشت برای همین عروسی ها یک شبه شد و به تبع آن تعداد اجرای تمام مراسمات سنبل آبادی کمتر شد! همین هم حس نارضایتی رو در میهمانان به وجود آورده و اکثر اونها احساس میکنن تو عروسی های سنبل آبادی مورد بی احترامی واقع میشد! نمی دونم چه اصراری وجود داره از هرکس که یه رگ سنبل آبادی داره دعوت به عمل بیاد ؟ بعضیا اینجور استنباط میکنند که چون پدرشون تو عروسی فلانی حاضر شده و مبلغی به عنوان هدیه پرداخت کرده حالا باید اون فرد به همراه تمام فرزندانش و نوه نتیجه هاش باید بیاد عروسی و هدیه رو بجا پرداخت کنه!! فکر نمیکنید هدیه با قرض فرق داره و واسه هدیه بجا نمیگیرن؟؟ فکر نمیکنید با حضور اینهمه مهمان نامربوط جا برای مهمانان اصلی هم کم میاد و تو پذیرایی و تکریم اونها دچار مشکل میشید؟ فکر نمکنید حضور اقوام تا درجه ۴ تو میهمانی هاتون کافیه؟ و یا فکر نمیکنید بهتر است حضور دوستان فقط به دوستان عروس و داماد و دوستان خانوادگی محدود شود؟ چرا باید از تمام فامیلهای آبا و اجدادیمون تو عروسی ها دعوت به عمل بیاد؟ چرا برای دعوت یک دوست باید از تمام اقوام وی هم دعوت به عمل بیاد؟ خب همین دعوتهاست که موجب بی احترامی به مهمونها میشه و باعث میشه هرکی از عروسی دراومد بگه تو عروسیهای سنبل آباد بهمون بی احترامی میشه!! همین تعداد مهمانان چنان کمبود جا بوجود میاره که میزبان فقط میگه یه غذایی بدین اینا بخورن برن ! کار به جایی میرسه که انگار به جای مراسم عروسی ٬ طرح اطعام گرسنگان سومالی در حال برگزاریه که یه پرس غذا رو خشک و خالی میذارن بغل مهمون یه قاشق هم از ده متری پرت میکنن سمتش که بخور و برو!! آخه طرف از گرسنگی نیومده که خونه شما! یارو اومده عروسی! عروسی هم که میدونید چیه؟ میدونید که عروسی چمباته زدن نیست و یک نوع جشنه که باید مهمونها توش حس رفاه و شادی داشته باشن ؟ همین رفتارهای میزبان عروسی٬ این سوال رو تو مهمون بوجود میاره که واقعا چرا با وجود نسبت دور و کمبود جا از اونها واسه عروسی دعوت به عمل اومده؟؟ و این تفکر رو بوجود میاره که اونها بخاطر پول و هدیه دادن دعوت شدن٬ و همین تفکر حس مورد بی احترامی واقع شدن رو در اونها بوجود میاره و موقع خروج همه با اخم و عصبانیت اقرار میکنن که بهشون بی احترامی شده! خب حق دارن! البته مورد بی احترامی واقع شدن فقط مختص مهمون نیست٬ میزبان هم از طرف مهمون مورد بی احترامی واقع میشه! یارو از راه دور میاد عروسی نق هم میزنه که بهش بی احترامی شده یکی نیست ازش بپرسه تو که از راه دور اومدی چه احترامی به میزبان گذاشتی؟؟ ۳۰۰ کیلومتر راه اومدی واسه ۲۰ هزار هدیه؟؟ آقا متری چند حساب میکنی؟؟ اینجاست که میگن: "در و تخته بهم چفت شدن" مهمون بی احترامی میکنه٬ میزبان هم همینطور! مهمون و میزبان هردور بی احترامی میبینن اونهم توسط هم!! حالا که امکان ساخت تالار تو سنبل آباد فراهم نیست نمیتونیم دست رو دست بذاریم و بگیم کاش تالار داشتیم! پس خودتون دست به کار شین و یکم عروسی ها رو جمع و جور برگزار کنین و مهمونهای کمی دعوت کنید تا یه غریبه نیاد به عروسیتون و با ۲۰هزار تحقیرتون کنه و نق هم بزنه که پذیراییتون بد بود ! بخدا اگه اینکارو کنید هیچ کس هم گله نمیکنه و همه راضی خواهند بود! ضمنا واسه دعوت از سنبل نشینها هم از کارت عروسی استفاده کنید ! حالا چون تو دهاتین نباید به همدیگه شخصیت قائل شید؟ به هم احترام بذارید! اصالتتونو فراموش نکنید٬ از کارتهای عروسی ترکی استفاده کنید! مثل این کارتها:


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1393/06/09 | 2:47 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

میگم این خاطرات قم رو دیگه نمی نویسم هرکاری میکنم مثل خاطره اول بانمک نمیشه  نمیدونم شایدم نمک ما تموم شده ٬ بدبختی شکرم نداریم  اگه کسی خواست ٬ بنویسه بده ما جمله سازیشو درست میکنیم بذاریم وبلاگ ! من که دیگه نمی نویسم  از قم بگذریم بریم سراغ دومین کودک بازیگر سنبل آبادی

سه شنبه هفته پیش "سمین کردی" مجری - بازیگر ۸ ساله سنبل آبادی مهمان برنامه گجه لر بود!

سمین خانوم (یا ثمین خانوم! املاشو دقیقا نمیدونم   ) مجری برنامه کودک شبکه استانی زنجانه ٬ بازیگر پیامهای بازرگانی هم هست ٬ در حال بازی تو یه سریال که قراره پاییز پخش شه هم هست ٬ و از همه مهمتر "سنبل آبادی" و فامیل ماست


** از کیفیت نامطلوب عکسها معذرت میخوام٬ ضمن اینکه یه فیلم هم بود ۴ روزه دارم آپلودش میکنم که آخرش آپلود نشد و به همین تصاویر اکتفا کردیم.


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1393/06/09 | 1:16 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

زیر آب زدن عادت بدی است که متاسفانه از قدیم الایام در جامعه سنبل آبادی ریشه دوانده است! ابعاد زیر آب زنی آنقدر گسترده است که نمی توان آنرا به بخش خاصی از جامعه نسبت داد. مردم سنبل آباد زیرآب هرکس رو که فکرشو بکنید می زنند ٬ از پسران و دختران دم بخت گرفته تا کارکنان دولتی و کارگران و ... تو این زمینه خودی و غیر خودی هم نمیشناسن و اگه قرار به زیر آب زنی باشه پته هرکسو رو آب میریزن! واقعا دلیل این ناهنجاری فرهنگی چیست؟ کمبود مردم سنبل آباد کجاست که چاره ی برطرف شدن آنرا در بدگویی از همدیگر می بینند؟ در سری دوم بحث فرهنگی به این موضوع می پردازیم ٬ البته امیدواریم از بحث امروز مثل بحث سری اول که درمورد پارک بود سوءبرداشت نشه ما تو بحث اول گفتیم با فرهنگ برید پارک و بهره ببرید نه اینکه اصلا نرید پارک!!قبل از شروع بحث لازمه بگم نظر یه سری از دوستان رو در قالب جملات خودمون بیان کردیم تا نیازی به نوشتن اسمشان نباشد! اما بحث امروز:


سمانه: فکر کنم لازمه اول بحث منظور از "زیرآب زدن" رو با مثال به طور کامل توضیح بدیم و بعد بریم سراغ دلایل و راه حل ها! زینب توضیح بده!

زینب: مصداق اول اینه که مثلا طرف رفته تو یه کارخونه استخدام شده ٬ همکارشم یکی از هم محلی هاش بوده بعد اون هم محلی میره سراغ رئیس و با بدگویی از همکارش رئیس رو مجاب به اخراج فرد تازه استخدام شده میکنه و با گفتن مطالب نادرست و غیر واقعی و برعکس جلوه دادن حقایق یا بیان اشتباهات گذشته آن فرد٬ یه خانواده رو از نون خوردن میندازه! البته روزی دست خداست و اون آدم فقط خودشو پیش خدا روسیاه میکنه ٬ ولی خب این یه نمونه پرتکرار از "زیرآب زنی" تو سنبل آباد بود! مصداق دوم اینه که به عنوان مثال تو جریان خواستگاری خانواده یکی از طرفین واسه تحقیق از پسر یا دختر سنبل آبادی تشریف میارن سنبل آباد! همون نرسیده به روستا چند نفر معلوم الحال چنان زیرآب هم ولایتیشونو میزنن که اون شخصی که واسه تحقیق اومده چهار دست و پا از همون راهی که اومده برمیگرده یا اگه تونست از اول روستا به سلامت عبور کنه میاد میرسه وسط روستا تو تقاطع ۳خیابون اصلی سنبل آباد مخش شستشو داده میشه! اگه جوان دم بخت سنبل آبادی که مورد تحقیق واقع شده پسر باشه اهالی میگن معتاده٬ بیکاره٬ بی عاره٬ جلفه٬ مامانش بده٬ بی غیرته٬ طلاق تو خانوادشونه و... اگه دختر باشه میگن خانوادش بده٬ داداشاش معتادن ٬ یه بار پلیس با یه پسر گرفتتش٬ بردنش صحرا٬ پسربازه

معصوم: حالا پسرباز چیه خدا میدونه ؟؟

زینب: آخه تو دهات چه پسر بازیی؟ دوتا اس ام اس شد پسر بازی؟ حالا اینایی که زیرآب میزنن اگه از یارو خوششون بیاد میگن بیا من خودم دخترمو میدم بهت ٬ دختر دارم کدبانوووووو کتدی بانوو!  خب الان همه دوست پسر دوست دختر دارن دیگه! اینا دوستی اجتماعیه پسر بازی نیست دختر بازی نیست! اگه دو طرف از هم خوششون بیاد ازدواج میکنن٬ دیگه اینارو خودشون میدونن! البته خدارو شکر دخترای سنبل آباد نشون دادن اهل شلوغ کاری نیستن!

معصوم:مصداق سومشو من میگم به طور مثال یارو یه جا مشغول کاره اتفاقا همکار سنبل آبادی هم نداره اصلا سنبل آبادیا دور وبرش نیستن و فقط مردم خبر دارن ایشون تو فلان اداره مشغول کاره! طرف به کسی هم کاری نداره اما مردم زنگ میزنن محل کارش و زیرآبشو پیش رئیسش میزنن ٬ تازه جانشینشم انتخاب میکنن! متاسفانه این مورد هم زیاد اتفاق افتاده!

سمانه: نمونشم تو (معصوم) و زینب!!

نرگس: مصداق چهارم اینه که طرف نشسته تو خونش با مردم هم کاری نداره ولی یه عده جمع میشن جوری پشت سر این فرد بدگویی میکنن که دیگه نه کسی حاضر میشه باهاش رفت وآمد کنه نه حاضر میشن باهاش معامله کنن٬ حتی حاضر به وصلت هم نمیشن! چون همه پشت سرش بدگویی کردن و اون فرد از همه جا بی خبر به بدذاتی مشهور شده!

سمانه: خب این مصداق های زیرآب زنی بود بریم سراغ چرایی ماجرا و راه حل هاش! به نظر من مردم اینجا کمبودهاشونو از چشم سنبل آباد و جماعتش میبینن برا همین حرص ناشی از کمبودهای خودشونو سر همدیگه خالی میکنن ! اصلا وقتی میبینن خودشون جایی نرسیدن دوست دارن بقیه هم در سطح خودشون باقی بمونن و پیشرفتی نکنن! مردم اینجا میگن اگه بدبخیتم چه بهتر که همه همدرد باشیم!

زینب: مردم چشم دیدن خوشی همو ندارن این بیهوده گویی ها هم بیشتر از سر بیکاریه و ریشه در عقب ماندگی فرهنگی داره! اهالی اینجا مسائل عهد بوق رو هنوز به یاد دارن مثلا یادشونه که جد فلانی با هفتادمین جد خودشون درافتاده و بهش ظلم کرده حالا باید ما عقده هفتادمین جدمونو سر نوه نتیجه های ظالم عهد بوق خالی کنیم! اصلا چرا از مردم مثال بزنم٬ از رفتارهای خودمون و بازدیدکنندگانمون تو این وبلاگ مثال میزنم که یکی دیگه از دلایل زیر آب زنی واستون روشن بشه! اول دلیل رو میگم . به نظرم انتقاد پذیر نبودن ما ٬ یکی از دلایل یا بهتره بگم مهمترین دلیل "زیرآب زنی" تو سنبل آباده! مثلا یادتونه ما اولین بار پس از یکی از برنامه های شبکه اشراق و بعد از گفته عجیب دهیار سابق مبنی بر مشکل نداشتن سنبل آباد به جز آلودگی هوا!٬ خیلی مودبانه و به زبون ساده از دهیار سابق گله کردیم! اما دهیار انتقادناپذیر از ما کینه به دل گرفته و سعی در تلافی برآمد و موفق هم شد ٬ از این طرف ما هم به رفتار انتقام جویانه دهیار سابق واکنش نشون داده و با خراب کردن وجهه اجتماعی و مشروعیت کاری وی تلافی رفتارشو در آوردیم!

سمانه: صبر کن ! خب حقش بود٬ این به اون در !  نه شوخی کردم کار هردوطرف اشتباه بود ٬ از این مثال زینب نتیجه میگیریم که انتقادناپذیری و به تبع آن انتقام جویی یکی از دلایل "زیرآب زنی" تو سنبل آباده!

زینب: آخه اهالی سنبل آباد اگه کسی ازتون انتقاد میکنه اونو به حساب زیرآب زدن نذارید این انتقام جویی شماست که میشه زیرآب زدن! انتقاد واسه این نیست که حتما طرف منتقد میخواد زیرآب شما رو بزنه بلکه انتقاد واسه اینه که با برطرف کردن عیب و ایرادتون موفق تر باشید! یکم دیدتون رو نسبت به انتقادات مثبت کنید به نفع همه ست! دیگه زیر آب زنی تو سنبل آباد به جایی رسیده که طرف واسه اینکه از یه تحقیق ساده کاری تو سنبل آباد موفق بیرون بیاد نذر میلیونی میکنه! اتحاد و همدلی رو از مردم حسین آباد یاد بگیرید!

نرگس: من با الگو قرار دادن غریبه ها به خصوص حسین آبادیا مخالفم! به نظرم مردم می تونن اعضای خانواده خودشونو الگو قرار بدن مثلا ببینن رفتارشون تو خونه نسبت به خواهر برادراشون یا بچه هاشون چجوریه نسبت به هم ولایتی های خودشونم همونطور باشن! همونجور که اعضای یه خانواده حامی هم هستن شما مردم هم حامی همدیگه باشید و سنبل آباد رو به چشم یه خانواده ببینید!

سمانه: منم با نرگس موافقم! آخه چرا با یه حرف نسنجیده٬ با یه کار نسنجیده باعث سیاه شدن زندگی مردم میشین؟ چرا فرصتهای پیشرفت رو با اونچه که بهش اطمینان ندارین از هم محلی هاتون میگیرید؟ چه سودی میبرین از این کار؟ جز اینه که دل خودتونم سیاه میکنید؟ جز اینه که فکرتونو برای گرفتن فرصتهای مردم بی جهت مشغول میکنید و از کار و زندگی خودتون میفتید؟ واقعا چرا مردم بدون اینکه مطمئن باشن حرف میزنن؟ از کجا میدونید همشهریهاتون بدذاتن که زیرآبشونو میزنید؟ شما کارهای بد اونارو با چشم خودتون دیدین؟ اگه دیدین از کجا میدونید طرف هنوزم بده و توبه نکرده؟ بهتره بحثو تموم کنیم فقط آخر بحث یه حکایت که تو کتابهای درسی دیدینش رو واستون مینویسیم ایشالا بخونید و ندونسته به مردم نگید: بـــــــــــد !!

زینب: واقعا از اینکارا چه سودی میبرین؟ هم از این دنیا هم از اون دنیا میفتین! دلتونو از کینه خالی کنید اول عیبهای خودتونو ببینید بعد رو مردم عیب بذارید مهربون باشید ٬ ندیده و بدون اطمینان حاصل کردن درمورد دیگران قضاوت نکنید! این حکایتم تا آخر بخونید جالبه!


 درمورد خوب و بد بودن مردم قضاوت نکنید چون شما تو دلشون نیستید! با شنیده ها متهم نکنید!

حکایت بدترین و بهترین شخص بنی اسرائیل!!

وحي آمد به موسي كه بني اسرائيل را بگوي كه بهترين نفر را اختيار كنيد . صد نفر را اختيار كردند. وحي آمد كه از اين صد نفر بهترين اختيار كنيد ده نفر اختيار كردند وحي آمد از اين ده نفر بهترين را انتخاب كنيد , سه نفر را اختيار كردند وحي آمد از اين سه نفر بهترين را اختيار كنيد يكي را اختيار كردند وحي آمد كه اين يگانه را بگوييد تا بدترين بني اسرائيل را بياورد . او چهار روز مهلت خواست و گرد عالم مي گشت كه نفري طلب كند روز چهارم به كويي فرو مي شد مردي را ديد كه به فساد و ناشايستگي معروف بود چنان كه انگشت نما گشته بود خواست كه او را ببرد انديشه ای به دلش افتاد كه به ظاهر حكم نبايد كرد دستار در گردن خويش انداخت و به نزد موسي آمد و گفت : هر چند نگاه كردم هيچ كس بدتر از خود نديدم وحي آمد به موسي كه آن مرد بهترين ايشان است نه به خاطر آن كه اطاعت او بيش است بلكه به خاطر آن كه خويشتن را بدترين دانست.


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : پنجشنبه 1393/06/06 | 1:57 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

یه حدیث داریم که میگه: "پاکیزگی نیمی از ایمان است". دقیقشو نمیدونم شایدم میگه: "پاکیزگی نشانه ایمان است" !! حالا هرچی!! مهم اینه که در مورد اهمیت "پاکیزگی" حرف زده  همونطور که میدونیم مسجد یکی از مظاهر ایمان و عبادته ٬ و حدیث رابطه پاکیزگی و ایمان رو هم یادمون هست امــــــــــــــــا:

دو تصویر بالا از آب سرد کن مسجده  پاکیزگیش منو کشته  با دیدن این آب سردکن تردیدهام درمورد چگونگی خرج شدن منابع مالی مسجد از بین رفت!!! فهمیدم هیئت امنای زحمت کش تمام بودجه مسجد رو واسه آسایش مومنین (!!!!) خرج کرده !! می بینید چقدر به فکر مردمن!! آب سردکن به این خوبی تهیه کردن٬ لیوانشم از اَژنا ساتان خریدن منتها نمیدونم چرا آلومینیوم از آب دراومده  از اینا گذشته٬ مهندسی رو کیف میکنید؟؟ از طراحی مدرن آب سردکن لذت می برید؟ با نخ لیوان رو نصبش کردن به شیر آب تا خدایی نکرده نیفته زمین کثیف شه و پاکیزگی رعایت نشه!!! 

 

اینم خیابون مسجده! مطمئن هستیم با این تدابیر "پاکیزگی" مورد نظر خدا رعایت میشه!!

داخل مسجد هم که خودتون خبر دارین!! فرش تمیز ٬ لیوان تمیز ٬ قند و چای تمیز ٬ در و پنجره تمیز و البته سیستم سرمایی بهشتی


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1393/05/19 | 1:14 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

ای مردان گنده ای که میرید کلوب ٬ لطف کنید از این به بعد از ممدرضا شکست بخورید

چه معنی داره بچه رو ببری و بپری هوا؟؟  اعتماد به نفس نسل آینده رو نابود میکنی؟؟

برای بالا بردن اعتماد به نفس آیندگان سنبل آباد ٬ لطفا ببـــــازیــــــد

 

 


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1393/05/19 | 12:53 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |
کنکوری های سنبل کیا بودن؟؟؟ بیان رتبه هاشونو بگن اسمشونو بنویسم تو مشاهیر سنبل آباد  تعدادشون خیلی کم شده! نمیدونم چرا ترک تحصیل میکنـــــــــــــــــــن

یکی از آرزوهام که هیچ وقت محقق نمیشه این بود که یه بار تو وبلاگ بنویسم:

رتبه یــــک کنکور سراسری ....... از سنـــــــبل آبــــــــــــــــــاد

تو جای خالی اسم یه سنبل آبادی رو مینوشتم! البته رتبه یک شدن سنبل آبادیا امکان پذیره٬ شاید همین سال بعد یه سنبل آبادی رتبه یک شد! اما قطعا ما اون موقع وبلاگ نویس نخواهیم بود ! واسه همینه میگم هیچوقت به آرزوم نمیرسم.


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : دوشنبه 1393/05/13 | 1:34 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

موذن سنبل آباد یه جور اذان میگه آدمو نصفه جون میکنه، ماشالا صدتا بلندگو خودش قورت داده ۳۰تا بلندگو هم از مسجد گرفته٬ با ۱۳۰تا بلندگو بازم داد میزنه  با الله اکبرش جون به جونم کرد ،چنان از خواب پریدم که فکرکنم ضربان قلبمو کل سنبل احساس کردن! ترسیدم الکی الکی داشتم میمردم

.

.

کاملا رک و صریح ٬ از موذن سنبل آباد خواهشمندیم بازنشسته شده و

جای خود را به افراد خــوش آوا دهــــــند!!

(همین آقای صادق بابایی بهتر و آرومتر از همه اذان میگه یا آقای حاج خلیل که لااقل صدای آرومی دارن و نصفه شب جون به جونمون نمیکنن٬ اینها جایگزین موذن بشن)


این پست از طرف همه مردم بخصوص همسایه های مسجد بود!


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1393/05/12 | 9:11 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

۱۸+

روزای آخری ماه رمضون که بحث زکات داغ بود ٬ یهو مشاهیر سنبل آباد () میکروفن رو برداشت دستش شروع کرد به شمردن انواع زکات ها :

"زکات هر زنی را که موجبات لذت شما را فراهم میکند٬ بپردازید"

"زن زیبا زکات دارد"

"زن چاق زکات دارد"

"زن چشم رنگی زکات دارد"

"زن خوش اندام زکات دارد"

"زن ...... (۱۸+) زکات دارد"

"زن سفید زکات دارد"

.

.

.

.

 وآلّا این حرفا گفته شده الکی ننوشتم! اصلا چه معنی داره کسی که زنش سیاهه تو خرج بیفته؟؟  زن باید چاق باشه دوتا استخون که ..................... !!  

حالا خارج از شوخی ٬ این حرفها بیانگر نگاه کالایی به زنه ! دیدیم تو قرآن واسه بعضی کالاها زکات نوشته شده اما ندیدیم و نشنیدیم " زن" کالا حساب بشه و  واسش زکات تعیین کنند  

کسی میدونه مشاهیر سنبل آبادو کی تو وبلاگ نوشتم؟؟ میخوام اسمشو حذف کنم!


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : پنجشنبه 1393/05/09 | 11:34 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

پریروز یه وانتی اومده بود میوه بفروشه ٬ انتظار داشتیم مثل همه به زبون ترکی کاسبی کنه!

اما وانتی همه رو متحیر کرد و نشون داد چقدر به زبون رسمی کشور احترام قائله و با صدای بلند داد زد:

اریک بـــیــــا اریـــــــــــــــــــــــــــــــک

اریک بـــیــــا اریـــــــــــــــــــــــــــــــک

.

.

.

أریک؟؟ اونوقت بیا؟؟ ابلیس تیله نشان سنبل آباد قربون زبون فارسیت٬ آخه عزیز من

أریک چیه؟ بیا چیه؟ مردم هم رفتن اریک!


یه روزم میاد که آرزو میکنین کاش یه نفر بود چرت پرتم مینوشت مهم نبود ولی فقط مینوشت:

می رسد روزی که بی هم می شویم

یک به یک از جمع هم کم می شویم

می رسد روزی که در هر خاطره

باعث خندیدن و غم می شویم

 نگین نگفتیا 


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : دوشنبه 1393/05/06 | 2:55 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

چه کسی می گوید؛ که گرانی شده است

دوره ارزانیست …
شرف اینجا ارزان …
تن عریان ارزان …
...
آبرو قیمت یک تکه نان ...
و دروغ از همه چیز ارزانتر …

و چه تخفیفی خوردست ، قیمت هر انسان!!


مصرف گازمون شده ۵۰ هزار ۳۰ تومنم مالیات و اینور اونور رفتن روش شده ۸۰ هزار تومن! مصرف آب شده ۲۵ هزار ۲۵ تومن جریمه رفتن روش شده ۵۰ هزار !

مالیات مصرف گاز خونگی ۳۰هزار؟؟ مگه داریم؟؟ همش تقصیر این اشتون کپن قیزیه ٬ زنیکه با همه آره ست به مردای سیاه بخت ایرانی که میرسه شرطی میشه! شما نمیدونید آخه ما گاز رو از کشورهای دیگه وارد میکنیم ناکسا تحریمش کردن گرون شد 

حالا قبض گاز قابل هضمه اما جریمه آب کشته منو  هیچ راهی پیدا نکردن جریمه رفتن روش!! خب کم آبیه! نمیدونم بازم کی حجابشو رعایت نکرده ٬ خدا قحطی آورده!

.

.

.

زینب تو بودی؟؟

**بازم گلی به جمال قبض برق! پیشنهاد میکنیم نیروگاه ها رو گازی کنن از اینور ما وسایلمونو برقی میکنیم !

** الان همونایی که واسه آب و برق مجانی مشتاشونو گره کردن و بردن بالای سرشون٬ مجبورنه واسه پرداخت قبوض آب و برقشون مشتاشونو بازکنن دستاشونو دراز کنن جلوی این و اون ! (کرایه اتوبوسم گرون شده٬ وعده مجانی شدن بود٬ نه؟)


راستی هوای سنبل خیلی خنک شده بزنم به تخته!

البته آب قطعه ٬ با تانکر تشریف بیارید!


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : دوشنبه 1393/05/06 | 11:55 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

این معصوم پنجشنبه شب همه رو زابراه کرده بود ! دزدگیر مخابراتو فعال و برق رو روشن گذاشته بود هی باد میزده پرده تکون میخورده سایه میفتاده دزدگیر خنگ فکر میکرده دزد اومده صروصدا میکرده ! خلاصه همه دهات به هوای گرفتن دزد نصفه شب ریخته بودن جلوی مخابرات  حالا من موندم چرا خونه ما صدا نمیومد ؟؟؟؟ ولی کلی خندیدم یعنی اینکار معصوم بدجور رو اعصاب بود من که بودم چنتا فحش میدادم اما خوب این معصومه سیاست گروسی داره واسه همین همه دوستش دارن کسی بهش اعتراض نکرد

.

.

یه روزم میاد میگید کاش یه نفر بود همین چرت و پرتها رو در مورد سنبل مینوشت! ببین کی گفتم


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1393/05/05 | 10:55 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

سریال یوسف پیامبر رو یادتون هست؟؟؟ یه معبد بود به اسم معبد آمون که کاهنان نمیذاشتن مردم از کارشون سر دربیارن٬ فقط وقتی پولشون (توفیلم همون طلا) ته میکشید میرفتن سراغ مردم و واسه معبد پول جمع میکردن پولها که جمع میشد دوباره مردمو راه نمیدادن و تکخوری میکردن !!! حکایت مسجد سنبل آباد هم شده حکایت معبد آمون!! و سه نفر فقط از مردم پول میگیرن و هیچوقت هم مردم رو از نحوه خرج شدن پولها باخبر نمیکنن!! چرا وقعا؟؟ این سه نفر مثل همون کاهنان معبدن...

یه نفر هم شده بت آمون و بزرگ مجلس و فقط وایستاده نگاه میکنه! شاید هم خودشو زده به بتی و شاید ایشونم پشت پرده یه سودی می بره که اینچنین سکوت کرده!!

الانم بهونشون واسه پول جمع کردن شده : حضور مردم در نماز جماعت!!!!!! یارو میکروفن رو برداشته دستش میگه خانمها یا به آقاهاتون بگین بیان مسجد یا خودتون پول مسجد رو بیارید!! پول مسجد!! کدوم پول ؟؟ کدوم مسلمانی واسه نماز خوندن تو مسجد پول داده که سنبل آبادیا دومیش باشن؟؟ اصلا کدوم خداپرستی واسه عبادت پول داده؟؟ میگم مسجد شده معبد واسه همینه دیگه! مثل بت پرستا از مردم واسه عبادتشون طلب پول میکنن!! این آقای پیش نماز واسه انجام فریضه نماز و بیان احکام (شغلش) حقوق دریافت میکنه ! چه ایشون بیاد چه نیاد ٬ بالاخره سازمان تبلیغات اسلامی واسه تمام روستاها با هزینه خودش پیش نماز میفرسته ! (همونطور که چندسال ایشون نبود به سنبل آباد هم روحانی اعزام کردن) باز هم تاکید میکنم این سازمان خودش هزینه ها و حقوق روحانی رو میده و نیازی نیست از مردم بابت حقوق پیش نماز پول گرفته شه!!! هرچند از قدیم سنبل آبادیا همچین رسمی داشتن و سنبل آباد کم جمعیت هزینه زیادی بابت روحانی پرداخت میکرده٬ اما تعجبم از اینه ایشون که مبلغ اسلامن چطور حاضر میشن این پول رو دریافت کنن؟؟؟ میدونم که کسی گوش نمیده اما مردم چرا به یه نفر بابت کاری که حقوق و مزایاشو گرفته دوباره حقوق میدین؟؟؟ اینبار بیاید و اینکار رو نکنید! مطمئن باشید پیش نماز مسجد هم هیچ اعتراضی نخواهد کرد چون حقوقشو بابت شغلش گرفته!

**تو مسجد اتفاقات زیادی میفته مثل مخالفت عجیب همین آقایون با افتتاح حساب رسمی برای مسجد٬ که میتونست به شفافیت مالی مسجد کمک زیادی کنه! ولی افسوس یه "مــــــــــــرد" نبود بره بگه چرا مخالفید؟؟


(قصد توهین نداشتیم ما فقط اعتراض مردم رو در قالب شباهتی که وجود داشت بیان کردیم)


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : شنبه 1393/05/04 | 5:7 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

نگاه از بالا به پایین٬٬ چرا آقای روحانی مسجد روستای ۸۰۰نفری سنبل آباد؟

از اول ماه رمضون همش شده یه حدیث که زندگی در روستا رو واسه بزرگان بدبختی شمرده! حالا معلومم نیست این حدیث منبع معتبری داره یا نه؟؟؟ روحانی مسجد روستای کوچک سنبل آباد دم به دقیقه این حرف رو میزنه و گله میکنه که چرا مردم بهش احترام نمیذارن!!! آقای آخوند مگه قراره مردم به شما تعظیم کنن؟؟ مردم از آدمایی که برن بالای منبر و بجای روضه خوندن و احکام گفتن منم منم کنن و از خودشون تعریف کنن خوششون نمیاد! شما تو جامعه سنبلی شخصیت بزرگ و قابل احترامی هستید و همه محترمانه در موردتون صحبت میکنن اما مثل اینکه تو افکار خودتون خیلی خیلی بزرگتر از جامعه هستین که سبب بروز نارضایتی در شما شده! یادتون نره که شما امام جمعه شهر ۱۰ میلیونی نیستید و شما پیش نماز روستایی هستین که کمتر از ۸۰۰نفر جمعیت داره! پس لطفا خودتونو رو سر مردم نکوبید! به یاد بیارید زمانی هم که امام جمعه بودین تو سلطانیه ۷هزار نفری که تا اون زمان تو نقشه کشوری دهستان به شمار میرفت امامت میکردین!

قصدمون از این نوشته توهین و یادآوری جایگاه پیش نماز مسجد نبود فقط مردم یکم از نحوه صحبت کردن ایشون و نگاه از بالا به پایینی (نگاه ارباب بندگی) که دارن ناراحت شده بودن و به ما گفتن که ناراحتیشونو اعلام کنیم٬ والا همه میدونن که نویسنده های این وبلاگ مسجد نمیرن و طبیعتا از صحبتهای انجام شده اطلاعی ندارن! در ضمن ما عادت داریم وقتی بی احترامی و کم توجهی دیدیم ایراد رو تو خودمون جستجو کنیم تا دلیل رفتار مردم رو بیابیم! از پیش نماز مسجد هم تقاضاداریم بجای گلایه ٬ خودشونو نگاه کنن!


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : چهارشنبه 1393/05/01 | 3:55 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |
ﺩﺭﻣﺼﺮﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺑﻮﺩﻧﺪ،ﮐﻪ ﻓﺮﻋﻮﻥﻣﺼﺮ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﺗﻤﺎﻣﻰ ﺣﺎﺿﺮﻳﻦ ﺑﻪ ﺧﺎﻙ
ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺗﻌﻈﯿﻢﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﺑﺠﺰ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻛﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﻯ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﻣﻴﻜﺮﺩ، ﻓﺮﻋﻮﻥ ﺑﺮﺁﺷﻔﺖ ﻭ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺯﺩ :
ﻛﻴﺴﺖ ﺁﻥ ﮔﺴﺘﺎﺥ ﮐﻪ ﺟﺮﺃﺕ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻈﻤﺖ ﻣﺼﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ سخره ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﻳﺪﻩ ﺍﻧﮕﺎﺭﺩ؟
ﻛﺎﻫﻦ ﺍﻋﻈﻢ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ :

ﺑﭽﻪ سنبل آباد است ﻭ ﺑﻪ ﮔﻨﺪﻩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺝ ﻧﻤﻴﺪﻫﺪ ..... !!

ﻓﺮﻋﻮﻥ ﺯﻳﺮ ﻟﺐ ﮔﻔﺖ : ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﻯ ﭘﺮﭼﻤﺶ ﻣﻴﻔﻬﻤﻴﺪﻡ !!



موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : سه شنبه 1393/04/31 | 11:55 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

ما همیشه از حضور سنبلیهای تهران نشین در سنبل آباد حمایت کردیم!

اما الان با این کمبود آب که حتی تو خود تهران هم بعضا آب جیره بندی میشه٬حق رو میدیم به یه سری از سنبل نشینها که اعتقاد دارن حقشون در حال ضایع شدنه! به نظرم واقعا هم اینطوره! این انصاف نیست که تو این کم آبی که فشار آب در حد افتضاحی کمه و حتی بعضی محله ها اصلا آب نمیرسه٬ یه عده بیان حیاط خونشونو به زمین کشاورزی و باغ تبدیل کنن و بعد هم ادعا کنن آبیاری قطره ایه و مشکلی پیش نمیاد!! خب آخه عزیزی که میای این حرفو میزنی٬ اصلا میدونی همین آبیاری قطره ای وقتی شبانه روزی انجام میشه چند متر مکعب آب مصرف میکنه؟؟ میدونی؟؟ پیشنهاد میکنیم یه نگاه به کنتور آب بندازین! این انصاف نیست که مردم از حق آب آشامیدنی و مصرفی روزانه خودشون بگذرن و آب آشامیدنی رو به مصرف کشاورزی شما ببخشن!

حاجی فلان ... حاجی فلان ... حاجی فلان.....حاجی حاجی حاجی...

ماشالا اسامیتونم گنده ست ...

حــــاجــــی خدارو به سیب زمینی کاشته شده تو حیاطت میفروشی یا

مکّتو با برگردوندن حق آب مردم روستا بهشون ٬ حفظ میکنی؟؟؟

بهرحال این آب حق نوشیدن و مصرف روزانه ۸۰۰نفر مردم اینجاست و کفاف

 کشاورزی حتی به شیوه قطره ای رو نمیده!


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : دوشنبه 1393/04/30 | 10:55 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

سنبل آباد بدجور ده کوره شده! اصلا شدیم پشت کوهی!!

آنتن همراه اول قطعه٬ آب قطعه٬ آنتن ایرانسل بجز دوساعت همیشه قطعه!

کلا همه چی قطعه٬ حتی یه نسیم خنکی که خدا میفرستادم قطعه!

همراه اول که دزد زده بهش٬ آب رو هم که تا مسئولش از مکه برگشت قطعش کرد!

ایرانسلو نمیدونیم چرا دم به دقیقه قطع میشه!!

درمورد قطع شدن لطف خدا (نسیم) هم ٬ لابد گناه کردیم دیگه!!


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1393/04/29 | 2:45 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

تعدادی قرآن تو مسجد سنبل آباد هست که تاریخش به شاهنشاهی نوشته شده!

اما متاسفانه یه افراطی خط زده رو تاریخ! واقعا عجیبه! بهرحال اینهم جزئی از تاریخ ماست که زمانی تقویممون شاهنشاهی بوده ! این کتاب میتونست به عنوان گواه ٬ واسه نسلهای آینده بمونه اما توسط یه افراطی به این شکل دراومده!!!!

 


 


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1393/04/29 | 11:55 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |
من جای "ملّا باقر" باشم ٬ سر نماز جماعت قهر میکنم میرم خونمون!! وآللا این مردم خیلی عجیبن حتی شب قدر هم هیشکی نمی مونه به روضه و سخنرانی ایشون گوش بده! ای مردم ایشون همون کسیه که پشت سرش نماز می خونید٬ این رفتار توهین آمیز چیه که وقتی میخواد حرف بزنه مسجدو خالی میکنین؟؟؟ اگه به حرفاش اعتقادی ندارین چطور پشت سرش نماز میخونید؟ مگه میشه آدم به کسی اعتقاد نداشته باشه اما نمازشو پشت سرش بخونه؟؟؟ عجب آدمایی هستیم ما سنبلیها!!! درسته ایشون بعضی مواقع یه حرفهایی میزنه که ما خوشمون نمیاد ٬ اما خب شغلش اقتضا میکنه همچین حرفهایی بزنه! ایشون از خودمونه!! بچه سنبل آباد...
موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : شنبه 1393/04/28 | 11:55 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

**قضیه واکسن کزاز چیه؟؟؟؟ تو اخبار نگفته چراااااااااااا؟؟؟؟ نکنه مثل قضیه آزمایش خون مارو دهاتی گیرآوردن موش آزمایشگاهیمون کردن؟؟  واکسن ضعیف شده جمع نشد مگه؟؟  نریم واکسن بزنیم بمیریم؟؟؟ الان موندم نرم برم! ولی همون نرم بهتره! حوصله ندارم الان بمیرم .


** میگن مهد کودک آوردن دهات! شهریشم ماهی ۲۰۰۰۰تومنه! بالاخره یه کار خوب هم از این پایگاه بسیج دیدیم! فقط صحبتی که با سنبلیها داریم اینه که مراقب ذهن بچه هاشون باشن! حتی تو مدرسه هم مغز بچه ها رو پر از چرت و پرت و وحشت میکنن ٬ مهدکودک بسیجی که جای خود داره! الان با بچه دبستانیای سنبل آبادی حرف بزنید همشون فکر میکنن نماز نخونی تو آتیش جهنم میسوزی! اینجوری فکر میکنند چون اینجوری آموزششون دادند! ولی کسی بهشون نگفته اگه قرار بود خدا از حق خودش هم نگذره هیچ وقت ابتدای همون نمازمون نمیگفتیم : "به نام خدای بخشنده و مهربان" !!


** یه سوالی هم واسم پیش اومده که چرا ما سنبلیها عادت داریم تو ماه رمضون با یه سری حرفها تمام عبادات این ماهمونو دو دستی تقدیم دیگران کنیم؟؟؟ این حرفهای عجیب چیه آخه تو این ماه که مثلا قراره خوب باشیم؟؟؟ مسجد میرید که این حرفها رو بزنید ؟ میرید مسجد که اینکارها رو بکنید؟ مثل اینکه از برکات یه بخش از پایگاه بسیج ٬دهات ریش سفید جدید هم پیدا کرده!! شما کجای دنیا هستین که امضا جمع میکنید تا یه بنده خدا رو از خونش بندازین بیرون؟؟ جمع کنید این کارهاتونو! کشور قانون داره ٬ مسئله ای هم باشه قانون رسیدگی میکنه!  


** این آنتن همراه اول هم مشکلی شده! قضیه چیه همش دزد میزنه به دکلش؟؟؟؟ راستش اولین بار که دزد زد به دکل ٬ یکم من مقصر بودم داشتم از مخابرات برمیگشتم یه خانم و یه آقا اومدن آدرس دکلو پرسیدن منم از زنه ترسیدم آدرسو گفتم  البته من نمیدونستم دکل دقیقا کجاست٬ فقط گفتم اونوره! اونا هم تشکر کردن رفتن  خب تنــــهــــا بـــودم ترسیدم زن چادری و ترسناک بود چادرشم یه جوری گرفته بود از ماشین پیاده شد اومد سمتم٬ ترسیدم گفتم شاید زیر چادرش تفنگی چیزی داشته باشه !  شانسی که آوردم این خانم و آقا خیلی زود دستگیر شدن ! دزدی امروز کار کیه خدا میدونه!!!


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : دوشنبه 1393/04/16 | 2:55 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

دنیا اگه نخواد٬ حتی خدا نخواد

من عاشق توام

از آسمون عشق سنگم اگه بیاد

من عاشق توام

"تقدیم به سنبل آباد دوست داشتنی"


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1393/04/15 | 4:27 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

درسته که شغل نمیتونه نشون دهنده بزرگیه افراد باشه اما مطمئنا شغل هرکسی میتونه نشون دهنده احترام و شخصیت و عزّت نفسی باشه که اون شخص واسه خودش قائله! مثلا یکی با وجود اینکه سواد هم نداره حاضر نمیشه بعضی کارا رو انجام بده و برا خودش عزت و احترامی فراتر از اون شغل قائل میشه ! حتی اگه درآمد اون شغل زیاد باشه حاضر نمیشه انجامش بده و تو بعضی محیطها کار کنه چون شغلشو نشون دهنده احترام شخصیتی میدونه که خودش واسه خودش قائله! اما خب بعضیا هم متاسفانه این احترام رو واسه خودشون قائل نیستن ! تو محیطی کار میکنند که هیچ عزّت و احترامی توش دیده نمیشه! شغلشون جوری هست که نشون دهنده عدم اعتماد به نفس اون اشخاص و خودکم بینی اونهاست!

مگه شما چی کم دارید که نتونید تو محیط شیک و تمیز کار کنید؟ به نظرم از خیلیا که پشت میز نشستن هم سرترید! پولش که دستتونه بهتر نیست به شغلتون یه سروسامونی بدین تا فردا بچتون بتونه سرشو بالا بگیره و بگه بابام اینکاره ست؟؟؟ شغلمون نشون دهنده شخصیتیه که خودمون واسه خودمون قائلیم! چرا شغل هایی رو انتخاب میکنید که مردم فکر کنند شخصیتی واسه خودتون قائل نیستین! چرا شغلی رو انتخاب میکنید که هرکسی بتونه براحتی به شما بی احترامی کنه! شغلی رو انتخاب کنید که بزرگتون کنه نه اینکه شخصیتتون در حد این عکس پایین بیاره!


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : جمعه 1393/04/13 | 5:55 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

اینجا سنبل آباده ! جایی که به ظاهر دوستش داریم اما ته دلمون ازش متنفریم

اینجا سنبل آباده جایی که مردمش دم از فهنگ می زنند اما افسوس.....

جایی که ظاهرا همه باهم دوستن اما دراصل سایه همدیگه رو با تیر میزنن.

اینجا سنبل آباده جایی که فکر می کنیم لس آنجلسه اما هنوز بوی پهن همسایه آزارمون میده.

جایی که همه دوست دارن از کار هم سر دربیارن!

اینجا سنبل آباده! جایی که مردم با چشم و هم چشمی زندگی می کنند!

جایی که تهمت زدن به جوون مردم شده سرگرمی آدماش...

جایی که هیشکی راضی به خوش بودن دیگری نیست...

جایی که هیچوقت نمیتونیم پیشرفت کنیم.

اینجا سنبل آباده فقط ادعا... ادعا... ادعا...

اینجا همه فکر می کنند خوبن ...!

اما ... افسوس افسوس......

**نوشته شده توسط نرگس

 


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : پنجشنبه 1393/04/12 | 10:55 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

سر کوچمون ستـــاره هاســت

تــــــه کوچمون فرشـــته هاسـت

توی کوچمـــــــــون٬ نگو نگو

شاپـــریــای قصــه هاســت

همچین کیف می کنم قربون صدقه خودمون و کوچمون میرم

مهم نیست که کجا زندگی میکنید! شمام الکی الکی قربون صدقه محلتون برید ببینید

 چه لذتی می برید.

(شاپریای قصه ها ماییم )


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : چهارشنبه 1393/04/11 | 10:55 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

از نانوای عزیز عاجزانه تقاضامندیم یا دستکش بپوشد٬

یــا مــوهای دستش را بــــــــروبد

اینم محل دقیق مو با پینت

من شک ندارم این موی سیبیل نیست و موی دست نونواست!

دستکش که نمی پوشه لااقل موهای دستشو بزنه حالمون بهم نخوره سر غذا

حسابش از دستم دررفته این چندمین باره از نون مو درمیاد ٬ ولی تعدادش اونقدر زیاد بوده که می تونیم بگیم از مو نون دراومد! من نمیدونم چطوره سر این یارو از کمبود مو رنج می بره اما دستاش اینجوری پر مو شده ! أه أه أه  


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : دوشنبه 1393/04/09 | 1:55 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

در آستانه ماه رمضان هستیم بیایید خوب بودن را از همین ماه شروع کنیم!

بیایید یاد بگیریم تو زندگی هم سرک نکشیم!

بیایید به جای بد گفتن پشت هم٬ از همدیگه وقتی حتی کنارهم نیستیم تمجید کنیم!

بیایید یاد بگیریم از اعتماد هم سوءاستفاده نکنیم!

بیایید در برخوردهایمان مهر و محبت را جایگزین طلبکاری کنیم!

بیایید نگذاریم صمیمیت ها ادب و متانتمان را زیر سوال ببرد!

بیایید دخالت نکردن را از همین امروز با نپرسیدن سوال "روزه ای؟" شروع کنیم!

بیایید رفتار یک سنبل آبادی اصیل را به همگان نشان دهیم!

بیایید خوب باشیم! هیچ وقت برای خوب بودن دیر نیست!

بیایید خوب بودن را ٬ زیبا دیدن را از دنیای کوچک اطرافمان شروع کنیم!


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : شنبه 1393/04/07 | 7:55 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

ﻣﺎ سنبل آبادیا ﺩﺭﯾــﺎ ﻧﯿﺴﺘﯿﻤـ...ﻓﻘﻂ ﺩﻟﻤــﻮﻥ ﺩﺭﯾﺎﺳﺘـ  
        ﻣﺎ سنبل آبادیا ﮐﻢ ﺣﺮﻑ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ...ﻓﻘﻂ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﻧﻤﯿﺒﺒﯿﻨﻢ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯿﻢ     
       ﻣﺎ سنبل آبادیا ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ...ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻦ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﺛﺎﺑﺖ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺳَﺮ ﺗﺮﯾﻢ
 ﻣﺎ سنبل آبادیا ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﻧﯿﺴﺘﯿﻤـ...ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺎﺭﺍﻣــﻮﻥ ﺩﺭﺳﺘــﻪ ﻣﻄﻤﺌﻨﯿﻤـ
ﻣﺎ سنبل آبادیا ﺑﺪﻭﻥ ﻗﻠﺒــــ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ...ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺳﺘـ ﺩﺍﺭﯾﻤـ ﻋﺸﻘﻤﻮﻧﻮ ﺗﻮﯼ ﮐﺎﺭﻫﺎﻣﻮﻥ ﻧﺸﻮﻥ ﺑﺪﯾﻤـ
   ﻣﺎ سنبل آبادیا ﺁﻫﻦ ﺭﺑــﺎ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ...ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺧــﺎﺹ ﺑﻮﺩﻧﻤــﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺁﺩﻣﺎ ﺟــﺬﺏ ﻣﺎ ﻣﯿﺸــﻦ

 


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : شنبه 1393/04/07 | 11:29 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |
هم شهری های من مثل گندمند،یعنی یک دنیا برکت و نعمت


و من چه خوش بختم که زردی خوشه های گندم در اطرافم موج میزند!

فردا هایتان قشنگ


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : جمعه 1393/04/06 | 11:10 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

به لطف حضور شورا کوچه ما هم روشن شد!

(البته فقط دم در خودشون روشنه )

راستی دهیارمونم تغییر کرده! میگن آقای جلیلی تو اولین اقدامش به فدراسیونهای ایتالیا٬ اسپانیا و انگلیس ایمیل فرستاده و گفته خودتونو ناراحت نکنید حالا که حذف شدین خودم عید سال بعد مسابقات جام نوروزی سنبل  آباد رو دوباره راه میندازم به همتون جام میدم! قراره اگه پرتغال هم حذف شد واسه اونا هم ایمیل بفرستن!

به جان خودم نباشه جان شما راست میگم  


بابت این تاخیرمون تو بروز رسانی وبلاگ معذرت میخوام اما خب تقصیر ما نبود تقصیر این رامون بود شیر آورده بود ما رفتیم شیر رو ببینیم مار آناکوندا اومد خوردمون ! با هزار زحمت از شکمش اومدیم بیرون

حالا واقعا مار آناکوندا بچشم بزرگ میشه! اونجوری نمیشه که ! سم نداره اما آدمو میخوره!

گفتم که ما رو هم خورده بود


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : پنجشنبه 1393/04/05 | 8:27 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

خانومای سنبل نشین ٬ میگم بیاید به سبک آزادی های یواشکی برید پارک یا سه راه سنبل ٬ بعد روسری هاتونو دربیارید عکستونو بدین بزارم وبلاگ

نه حالا این که روسریا رو بذارید زمین و کاملا بی حجاب بشید انتظار زیادیه و سنبل آباد جنبشو نداره ! بجاش بیاید بازهم به همون سبک آزادی های یواشکی بریم پارک٬ چادرامونو آتیش بزنیم  خب حجاب داریم دیگه ٬ فقط چادر نمیخوایم ! اونایی که چادر سرکردن واسشون سخته اعلام آمادگی کنن برن پارک چادراشونو دربیارن عکس بگیرن بعد عکسشونو بدن به ما٬ تحت عنوان "آزادی های یواشکی زنان سنبل آباد" بزاریم وبلاگ  شوخی کردم بابا ! به هشدارهای ۲۰:۳۰ گوش بدین دیدین گفت چه بلایی سر ادمین آزادی های یواشکی اومده؟!


آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیافتد
رویا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
ما که کاری نکرده ایم

من نه شوق رفتن به بهشت دارم و نه خوف از جهنم
برای من بهشت آنجاییست که آزادی باشد

و من زنی را در راه باغستان دیدم که با خود زمزمه میکرد:
خدایا! میوه کدام درخت باغت را گاز بگیرم، تا از زمین رانده شوم!؟


الان مردها میان میگن:

با پوشش چادر هنوز برخی برجستگیهای زنها تحریک آمیز است،ما خواستار حرکت زنها با کارتن یخچال در جامعه هستیم....

مذهبی ها هم میگن:

ﺍﻧﺎﻧﮑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺗﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ.سلام بر زنانی که از دامان آنها چمران ها و همت ها و باکری ها و صیادها و جهان ارا ها و بابایی ها و... به عرش اعلا میروند.

روشنفکرها هم میگن:

ﺁﺯﺍﺩﯼ ﯾﻌﻨﯽ
ﺗﻮ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﯿﮏ ﺷﺮﺍﺑﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽﻓﻼﻧﯽ
ﻭ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﺕ ﺭﻭﯼ ﺳﺠﺎﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻓﻼﻧﯽ ﺩﻋﺎ
ﮐﻨﺪ
ﻭ ﻓﺮﺩﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﺳﯿﺪﯾﺪ
ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺳﻼﻡ ﮐﻨﯿﺪ
ﺁﺯﺍﺩﯼ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ...

 


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : پنجشنبه 1393/03/22 | 0:1 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

این قصه رو شبها واسه بچه هاتون بخونید تا بخوابن


داستان دهکده تاریکی

یکی بود یکی نبود ! در زمانهای قدیم ٬ زیر گنبد خیلی خیلی کبود ٬ غیر از خدای مهربون ٬ ۴تا فرشته دوست داشتنی و دلسوز بودند٬ فرشته های قصه ی ما ساکن سرزمین تاریکی ها بودند! حاکم دهکده تاریکی پیرزنی بود که کودکی خود را با گدایی گذرانده به همین دلیل از دنیا دل چرکین شده و با فراگرفتن فن جادو ٬ سرزمین تاریکی را تسخیر کرده بود! او از هرگونه شادی و تمیزی بیزار بود به همین دلیل سرزمین قصه را تاریک و سرد و پر از پهن کرده بود ! جادوگر پیر گدازاده ٬ کور چشم تیله نشان٬ تتر پتر دبل کلام ٬ قصه ی ما سرزمین تاریکی را به زندان تبدیل کرده و تمام زنان این سرزمین را در گاوپروری خود به اسارت گرفته بود و آنان را سیاه پوش کرده و وادار می کرد هرروز بدون دلیل به سر و سینه خود زده و اشک بریزند! جادوگر این کارهای خود را خواسته خدا می نامید و مخالفت با خود را مخالفت با خدا می پنداشت!

وی معجون تلخ سیاه رنگی را زیر تن پوش مشکی خود قایم کرده و به مردان دهکده می خوراند تا کاری به کار زنانشان و جادوگر نداشته باشند و همواره به دنبال تهیه شیره سیاه تلخ باشند!!! او حتی این معجون را صادر هم می کرد زیرا دوست داشت با این معجون دنیا را تسخیر کند! جادوگر علاوه بر این ٬ کوه پر از عتیقه و طلا هم داشت که با فروش قسمتی از آنها از فرش به عرش رسیده و موفق شده بود دهکده را تسخیر کند! عجوزه دبل کلام شادی را مانع کارهای خود می دید به همین دلیل دهکده را غمگین کرده بود اما ۴ فرشته مهربون مخالف این کارهای او بودند آنها بر این تلاش بودند تا دهکده و زنان زندانی را آزاد کنند ! فرشته ها دوست نداشتند سبیل داشته باشند ٬ آنها ابرو موکت بودن را مایه فخر خود نمی دانستند بلکه اینگونه رفتارها را مایه ننگ نیز می دانستند ! فرشته ها می خواستند تاریکی را از روی دهکده بردارند و آنجا را به سرزمین نور و شادی تبدیل کنند! اما جادوگر این اجازه را به آنها نمی داد! فرشته ها برای اینکه بتوانند جادوگر را شکست دهند تصمیم گرفتند زیبایی را به مردم نشان دهند ! آنها برای عملی کردن نقشه شان یک روزنامه به راه انداختند و لباسهای زیبا و رنگین پوشیدند و از نقاش ماهر منطقه خواستند تصاویرشان را نقاشی کند ! فرشته های مهربون تصاویر خود را در روزنامه قرار دادند تا فرهنگ سیاه پوشی پایان یابد! سپس فرشته ها دست نقاش را گرفته و آنرا به خیابانهای دهکده تاریکی بردند و از وی خواستند هر چیز زیبایی را که می بیند تصویرنگاری کند ! هرچند عجوزه دبل کلام تمام زیبایی ها را از بین برده بود اما نقاش توانست بدون کشیدن پهن ها چند تصویر زیبا پیدا کند ! فرشته ها نیز تصاویر کشیده شده توسط نقاش را در روزنامه چاپ کرده و به طور مخفیانه بین زنان مشکی پوش پخش کردند! آنها به زنها آموختند که مشکی رنگ زیبایی نیست و دنیا پر از رنگهای شاد است! این کارهای فرشته ها لرزه بر اندام جادوگر تیله نشان انداخت ! وی تصمیم گرفت چهره فرشته ها را در بین اهالی دهکده بد جلوه دهد! برای همین شروع به تهمت و ناروا بستن کرد!  جادوگر بدبو ٬ فرشته ها را مخالف خدا معرفی می کرد و از زنان می خواست با آنها مخالفت کنند! یک روز جادوگر تصمیم گرفت برای گناهکار جلوه دادن فرشته ها مراسمی را در گاوپروری خود برگزار کند ! از قضا فرشته های دلسوز نیز تصمیم داشتند یکی از خیابانهای دهکده را که اتفاقا گاوپروری نیز در آنجا قرار داشت تصویر نگاری کنند! جادوگر بدجنس فرصت را مناسب دید و خطاب به زنان فریاد برآورد:" بشتابیــــــــــــد! گناهکـــاران آمدند ! کله ی طلایی خروسم فدایتان باد! برخیزید! آنها می خواهند تصاویر ما را در آن روزنامه کثیف قرار دهند! خدا از این کار آنها آزرده خواهد شد ! بشتابید مانع آنها شویم!!" جادوگر خبیث به زنان اسیر در گاوپروری دستور داد با پهن گلوله درست کنند و دنبال وی راه بیفتند ! آنها نیز این کار را کرده و با گلوله های پهنی و با شعارهایی که به تبع جادوگر ٬ دبل ادا می شد به سمت فرشته ها هجوم بردند ! جادوگر گلوله های پهنی را از زنان گرفت و آنها را به سمت فرشته ها پرتاب کرد ! اما خدا رو شکر به دلیل کور بودن ارثی جادوگر ٬ گلوله ها به فرشته ها برخورد نکرد و فرشته ها هم که زنان را لایق آزادی ندیدند موفق شدند با کمک خدا از زندان جادوگر فرار کنند! بدین ترتیب زنان با انتخب خود اسارت را ترجیح دادند و آنها ماندند و جادوگر!!! و باز هم عزا و عزا و عزا ........

بالا رفتیم دوغ بود ٬ پایین اومدیم ماست بود٬ قصه ی ما یکمی هم راست بود


توضیح:شما می تونید تو ذهن خودتون هرشخصی رو نماد جادوگر و ۴ فرشته بدونید و این شخصیتها را به هرکسی نسبت بدین! اما این ذهنیت فقط برداشت شما از قصه ماست! ما فقط یک داستان نوشتیم! همین!


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : شنبه 1393/03/03 | 11:48 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |
باسلام وخسته نباشید

سلام دوستان این جوابیه از طرف من یعنی معصومه حسینی به همه کسانیکه این روزا موی

دماغمون شدن هستش ربطی به سمانه وزینب نداره چون نویسنده اش منم.دوهفته ای میشه

که یه عده با اعتراض به مطالب نوشته شده تو وبلاگ باعث شدن دیگه تحمل حرفاشون برام سخت

باشه وجالب اینکه تهدید به اخراجم کردن اولا خانوم وآقای محترمی که اعتراض داری اول ببینید

توکجای صندلی ریاست نشسته اید بعد منم منم کنید آهای آقا وخانوم محترم با شماهام همخون

من ایران اسلامی رو سرافراز نگهداشته شاید یادتون رفته اون موقع که خانواده شما غمی جز نان

در آوردن نداشت بقول برادر شهیدم بفکر قیمت روغن ونان بود ماخون دل خوردیم که مبادا دشمن

به حریممان بتازد ومردم کشورمان را تار ومار کند آری درس ومدرسه را ول کردن تا از اسلام وایران

جان ومال مردممان دفاع کنند پس اونموقع شما کجا بودید باخیال راحت یا در سر کار یا خانه داری

میکردید.من نمیدونم کی چه کسی این شایعه رو پخش کرده که ما برضد دین مینویسیم یا عکس

وصدای مردم روستا رو تو وبلاگ میذاریم آخه عزیزان من انتقاد از کسانیکه بی علت به خانومهایی

که پارک میرن حرف درمیارن بنظرتون کار بدی هست ؟آیا نباید این بی فرهنگی رو ریشه کن کرد

تاکی باید سرمون عین کبک تو برف باشه بیدار بشید اگه سواد اینترنتی ندارین خواهشا اعصاب

مارو بهم نریزید من با حرف کسی سر کار نیومدم که با حرف یه عده بذارنم بیرون من باتلاش

 واستعداد خودم روی کار هستم چرا وقتی رایگان واستون از اینترنت استفاده میکنم خوبم ولی 

وقتی انتقاد منطقی میکنم بدم باید برم بیرون.خانوم وآقا نکن اینکارو والله بخدا خودت ضرر میکنی

آخه دشمنی وکینه تا کی؟؟؟دوست داری اینجارو پلمپی تقدیمت کنم تا ازسر خانواده ما شرتو کم

کنی بابا تا کی حسادت؟وبلاگ ما مشکلی داشت پس چرا بعنوان وبلاگنویس برتر کشور انتخاب

شدیم برید دنبال کارای مهمتر از وبلاگ ما .وبلاگ ما یه وبلاگ عمومیه واسه مردم روستا.من بعد

کاملا خصوصیش میکنیم تا دیگه افراد کم سواد نخوان با ما دربیفتن.

      هر که با ما درافتاد بر افتاد.

                                              نویسنده:معصومه مخلص سنبلیهای با مرام  


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : سه شنبه 1393/02/30 | 3:17 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

یعنی چی آخه؟؟؟؟

آشغال میریزین جلوی در مخابرات؟ چقدر بی فرهنگین آخه


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1393/02/28 | 12:45 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

" آزادی " مردم تو بعضی کشورا تا این حدّه که نخست وزیرشونو کتک میزنن و آب از آب تکون نمیخوره که هیــــــــــــــــچ٬ نخست وزیر هم اسعفا میده! اونوقت تو کشور ما ...........؟ یه وبلاگنویس تو یه ده کوره ٬ که تاثیر چندانی هم نداره نمی تونه آزاد باشه! میان آدمو سینجین میکنن که چرا نوشتین صلوات مشکل حل نمیکنه؟!!!!! خو مگه میشه پاتو بندازی رو پات ٬ به ریش دنیا بخندی بگی صلوات می فرستم حل میشه؟؟؟؟ یا طرف مریض بشه نره دکتر بگه صلوات می فرستم خوب میشه !!!!  نه بابا آدم باید پاشه یه تلاشی بکنه ٬ صلوات هم بشه قوّت قلبش نه پیش برنده کاراش! ولی با این حال بازم مجبور شدیم پست صلوات رو عوض کنیم .......................... اونچه که دلخواهمون نبود..........

*****************************************************************

البته آزادی تا این حدم خوب نیست! نخست وزیر به این راحتی کتک بخوره وای به حال مردم عادیش

حالا قرار نیست که چون شهرستانیم مثل تهران مرتد و محارب و ... اینا داشته باشیم! نه بابا این وصله ها به ما نمیچسبه ! البته مرتد و محارب داریم ! بیاید ما نشونتون بدیم ! کل ۳۵ هزار مردم شهرستان هم این محاربها رو میشناسن !  محارب همون کسانیند که جووناتونو منقل نشین کردن و پول رو پولشون ٬ ساختمون رو ساختمونشون گذاشتن ٬ اما کسی کاری به کارشون نداره ٬ شاید هم واقعا پلیس نمیشناسدشون که کاری باهاشون نداره! برای شناساییشون یه پرس و جوی محلی با لباس شخصی کافیه!

*****************************************************************

شرمنده که به قولمون عمل نکردیم و یک ماه تعطیل نشدیم آخه نتونستم ساکت باشم  خب اتهام سنگین و انگ مفتی بود که داشتن بهمون میچسبوندن ! سکوت جایز نبود  ولی چشم ! از این به بعد چنین مطالبی نمی نویسم البته درستش اینه که سهل انگاری کردیم ٬ از این به بعد با دقت بیشتری می نویسیم! فقط امیدوارم مشکل بخش نظراتمون حل بشه!!!!!


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : پنجشنبه 1393/02/25 | 11:41 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

ختم صلوات سنبل آبادیا چنتا نکنه داره!

**توضیح: همین الان بگم که اسم همه ۹۵ خانوم رو حذف کردم تا حرفی پیش نیاد ! دهاتی بازی دربیارید ترسه سیلی میاد

۴تا نکته داره:

۱ـ 

 

۲ـ

۳ـ از الان بگم صلواتهای ۷ مرداد واسه منه! نذر غایبانه منم دیگه نخواستم ریا بشه اسم ننوشتم.

 

۴ـ رسول خدا(ص) فرمود درمقابل ۱۰۰ صلوات ٬ خدا ۱۰۰ حاجت را برآورده کند!!!

 

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

......

*********************************************

این پست اصلاح شد(گفتن که سانسور بشه) و متنش به طور کامل جایگزین شد.


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1393/02/14 | 1:12 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |
۱ـ شماره تلفنها که ۸ رقمی شد همه جا یه رقم یا ۳ رقم به شماره های قبلیشون اضافه شده اما سنبل آباد؟؟ اینجا فقط سه رقم از شماره های قبلی مونده و ۵ رقم جدید شده چون شماره های اینجا با کد ویر ۸ رقمی شده نه کد سنبل آباد  همشم تقصیر معصومه (واسه شما خانم حسینی) که از حق سنبل آباد دفاع نکرده ! اینجا دهستان بود یا ویر پشت کوهی؟؟؟؟؟ اگه سنبل دهستانه پس چرا با شماره های ویر هم کد کردن؟؟؟؟ الان اسم معصومو از وبلاگ حذف می کنم تا این باشه سنبل آبادو نفروشه  دو ساعت میکشه شماره های جدیدمونو حفظ کنیم !

۲ـ دهیارمون رفته تو فرمانداری یا بخشداری (دقیقا نمیدونم) سمت جدید گرفته از اینجا بهش تبریک میگیم ولی اگه واسه سنبل پارتی بازی نکنه همون آشه و همون کاسه  به همین دلیل میخوان یه دهیار جدید واسه سنبل انتخاب کنن! ما از همینجا اعلام میکنیم اگه دهیار جدید از خاندان نادری نباشه ما قبولش نمی کنیم

۳ـ یعنی .... تو روح کسی که سلطانیه رو شهرستان کرده! جایی که پاسگاهش تعطیله جایی که ۱۱۰ نداره میشه بهش گفت شهرستان؟؟ دیشب میخواستیم دله دزد موبایلها رو لو بدیم هرکاری کردیم شماره پاسگاهو پیدا نکردیم! ۱۱۰ رو هم میگرفتیم یه درمیون زنجان و ابهر رو میگرفت که اونام میگفتن باید به سلطانیه بگید! ولی بالاخره این مرتیکه رو لو میدم تا مزه تلخ گه اضافی رو که خورده تو دهنش حس کنه! خب دیگه ما نمیتونیم دزد رو ببینیم و حرفی نزنیم! وجدان درد میگیریم! اگه اینا دیوونن ما جانی هستیم


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1393/02/14 | 11:58 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |
می خواهیم طی چند بحث جداگانه در مورد فرهنگ مردم سنبل آباد بحث کنیم ! فرهنگ مردم بخشهای مختلفی رو شامل میشه اما چون فعلا بحث پارک و حضور خانمها تو پارک داغه قسمت اول رو به این موضوع و نحوه برخورد مردم اختصاص میدیم:

۱ـ زینب: به نظر من به هیچکس ربطی نداره که مردم کجا میرن و چیکار میکنن ! وقتی خود خانمها با هم میرن از وسایل ورزشی استفاده میکنن و بصورت گروهی میرن پیاده روی٬ چرا دیگه واسه هم حرف درمیارن؟ خیلی عجیبه! اگه حرف و حدیثی هست شامل همه کسایی که اونجا بودن (حتی اونایی که این حرفارو میزنن) میشه و اگه هم حرفی نیست پس برای هیچکس نیست. اگه چندکلاس سواد داشتن میفهمیدن که اینجور مسائل اصلا اهمیتی نداره! اکثراً هم پیرزنها و خانومای میانسال واسه جوونترا حرف درمیارن خب ما جوونیم نمیتونیم مثل اونا رفتار کنیم!

۲ـ سمانه: من هیچ نظری ندارم  (این تیکه بعدا اضافه و نظر اصلی حذف شد)

۳ـ زینب: سنبل آباد هیچ جای تفریحی نداره به ما چه که پارکم دقیقا تو محله ای ساختن که هرچی خلاف شرعه اونجا اتفاق میفته؟ اصلا به ما چه که تو زندگی شخصی بقیه چی میگذره(البته من مخالف خیانت زن و شوهر به هم هستم) . با هم مهربون باشید ! آخه چرا دشمنی میکنید؟ مگه دنیا چندروزه؟ زندگی تو دهات چه حسنی داره که اونم واسمون تلخ میکنید؟ تو جردن نیستیم که حرف مردم به ...مونم نیاد! ما دلمون به همدیگه خوشه نمیتونیم حرف همو نشنیده بگیریم. یه شال رنگی میبندی میری بیرون کلی حرف درمیاد ! یعنی چی خب؟

۴ـ نرگس: آره واقعا از دست این مردم نمی تونیم مانتویی بریم دانشگاه!! اصلا هم به دهات بودنش ربطی نداره کلا مردمش سطح فرهنگی پایینی دارن٬ چشم آدمو درمیارن ! یه مرد بی جنبه هست همش میاد بیرون با چشمای وزغیش (قیرمیز اوز) خانومای تو پارکو می پاد که چی بشه؟ آیم ساری I'm sorry ! مثلا اونروزی تو سرخاک پیرزنه برگشته به من میگه چرا پیشونیت بیرونه!! خو زنیکه تو پیشونیتو میذاری تو ...ت؟ یا شوهرت پیشونیتو خورده؟ پیشونی خودتم بیرونه دیگه! یا مثلا فکر میکنید چرا تو دهاتها استخر نمیسازن؟ چون دهاتین جنبه ندارن٬ گوشی میبرن تو اونوقت بیا و جمعش کن.

۵ـ زینب: البته همه اینطوری نیستن یه عده معدودی هم بافرهنگن! ما دختریم دیگه ! من نمیتونم مثل پیرزنا رفتار کنم یه چشمو دربیارم بیرون هرکی رو دیدم اخم کنم (برله برله باخام خلخین قانی قاچا)دختر باید شیطون باشه دوست دارم با صدای بلند بخندم دوست دارم با دوستام خوش بگذرونم اصن دوست دارم خلاف جهت رودخونه شنا کنم غرق شدنم به کسی ربطی نداره ! حالا من دخترم خونوادمم روشن فکرن حرفایی که پشت سرم میزنید اهمیتی نداره اما دیگه چرا درمورد خانومای متاهل و نامزد چرت میگید؟ چرا زندگی مردمو تلخ میکنید؟

.

.

.

.

.

.

** بحث درباره فرهنگ مردم سنبل آباد در این وبلاگ ادامه خواهد داشت! امیدواریم با نظراتتون مارو در این بحث یاری کنید!


این پست هم سانسور شد . گفتن نظر سمانه حذف بشه


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1393/02/07 | 12:47 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

واویلا واویلا واااااااااااااااااویــــــــــــــــــــــلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

دخترای سنبل معتاد شدن!!! جمع میشن تو پارک میکشن !! واویلا واویلا

.

.

.

.

.

.

.

خب به من چه ! خانومای سنبلی میگن

اصلا روایت داریم حرف راستو باید از همون دختر بچه دبستانی شنید  برید ازش بپرسید!

{گفتنی درباره پارک زیاده! موند تو یه فرصت مناسب درموردش بنویسم! بابت تاخیر تو بروزرسانی وبلاگ ازتون معذرت میخوام ! معصوم تو که بیکاری اینترنتم که دم دستته لااقل وقتی ما نیستیم چنتا مطلب کپی کن بذار وبلاگ! اینو که دیگه میتونی؟   شیطونه میگه اسمتو حذف کنم }


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : شنبه 1393/02/06 | 9:2 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی ارزیابی توان محیطی و اکولوژیکی دهستان سنبل آباد

 

·  مسائل و مشکلات

- اجرا نشدن  طرح هادی به صورت کامل

- نداشتن شبکه هدایت فاضلاب

- وجود حیوانات وحشی ولگرد در نزدیکی مناطق مسکونی

- تبدیل زمینهای کشاورزی به مسکونی

- استفاده غیرقانونی از آب شرب روستایی برای موارد صنعتی و کشاورزی

- منفی بودن رشد جمعیت

- مناسب نبودن جنس خاک روستا برای باغداری

- مهاجرت اهالی به دلیل کمبود امکانات آموزشی و رفاهی به شهرها

- نداشتن امنیت کافی و نبود پاسگاه

- حفر چاههای عمیق غیرقانونی بدون رعایت فاصله قانونی

- نبود نیروی انسانی کافی برای توسعه روستا

- کمبود خدمات رسانی روستا

 

·   قابلیت ها و استعدادها

-  توانایی گسترش روستا و صنعتی شدن آن

-  دسترسی آسان به 3 راه ارتباطی مهم (جاده ترانزیت ، آزادراه، راه آهن)

-  توانایی ارتقا به بخش به دلیل امکانات نسبتا مناسب وچهره شهری روستا وفرهنگ بالا

-   استعداد قطبیت الکترونیکی در منطقه

-   ایجاد پایگاه کوهنوردی به دلیل نزدیکی به کوههای مرتفع استان زنجان

 

·  امتیازات خاص

-  داشتن ارتفاع بالا (مرتفع ترین بخش استان زنجان)

-  داشتن آب و هوای سرد و کوهستانی در زمستان و آب و هوای خنک در تابستان (که قابلیت ارتقای روستا به منطقه گردشگری در تابستانها را افزایش داده است)

-  نزدیکی به دو شهر بزرگ استان زنجان و قرار گرفتن بین این دو شهر یعنی ابهر و زنجان(فاصله با هردوشهر 45 کیلومتر می باشد)

-   نزدیکی به مرکز شهرستان ( شهر سلطانیه)

-   فراوانی آبهای زیر زمینی ، نداشتن سابقه خشکسالی و یخبندان

-   وجود 14 منطقه صنعتی در دهستان

-   وجود کتابخانه

-   وجود درمانگاه شبانه روزی و خانه بهداشت

-    اولین دهکده الکترونیکی استان زنجان

-    وجود تمامی امکانات ارتباطی (اینترنت، تلفن ثابت، دکل تلفنهای همراه)

-     داشتن گاز شهری، آب لوله کشی، برق

-     داشتن مرکز آی سی تی

-      داشتن دهیاری برای خدمات رسانی به مردم

-      داشتن پایگاه بسیج

-       داشتن محوطه بازی برای کودکان و نرمش

-       داشتن سالن ورزشی و زمین خاکی فوتبال

* ارائه راهکار و پیشنهاد

به نظر می رسد برای بهبود وضعیت این روستا تنها وجود سرمایه مالی و بودجه کافی نباشد زیرا این عزم جدی مسئولین و مردم هر بخش است که باعث پیشرفت آن می شود! اتحاد مردم این روستا می تواند سرمایه داران بزرگ را برای فعالیت در این دهستان مجاب کند ! روستای سنبل آباد نیازمند معرفی بیشتر توانایی های کشاورزی خود (ازجمله در کاشت گندم) و قابلیتهای صنعتی و ارتباطیش است! این روستا که دقیقا بین آزاد راه و جاده اصلی قرار دارد میتواند با ایجاد یک ورودی این دو راه مهم را در سریعترین و کوتاهترین مسیر بهم متصل کند همچنین وجود خط راه آهن چسبیده به این روستا میتواند کلید ترانزیتی شهرستان سلطانیه شده و با ایجاد یک ایستگاه مسافربری و ترانزیتی به پیشرفت روستا کمک کرد ! از توانایی های خدادادی و منابع سرشار طبیعی این روستا از جمله آب فراوان که کمتر منطقه ای از نعمتش برخوردار است به طور صحیح و علمی و اصولی استفاده کرد تا مانع از هدر رفت منابع طبیعی روستا شد. حیوانات بومی منطقه را شناسایی و شناسنامه دار کرد تا علاوه بر حفاظت از نسلشان مانع ورود آنها به مناطق مسکونی شد .

تهیه گزارش:

   خدیجه حسینی دانشجوی رشته ژئومورفولوژی دانشگاه پیام نور زنجان

*************************************************************

این پروژه رو نرگس نوشته که بدلیل طولانی بودن و داشتن عکسهای زیاد من نتونستم کامل بذارمش اینجا! ولی لینک دانلود کامل پروژه رو گذاشتم هرکی خواست دانلودش کنه! پروزه زیبا و جالبیه ! با خوندنش آدم به سنبل آبادی بودنش افتخار میکنه. کاش همه دانشجوها تو تحقیقات و مطالعاتشون سنبل آباد رو به عنوان جامعه آماری نمونه انتخاب میکردن تا لااقل مشکلاتمون ریشه یابی میشد.

 لینک دانلود پروژه سنبل آباد

 

 


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : جمعه 1393/01/29 | 5:39 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

نوستالژی ما سنبلیها و البته دردسر دوسنگانی ها ....

یادش بخــــــــــــــــــــــــــــیر.....

البته گازهای خونه های سنبلی اینجوری نبود ! یادمه اجاق گازها یه بخشی داشت که این کپسولو میذاشتن توش و اصلا معلوم نمیشد که خونه گاز شهری نداره ! خانومای سنبلی خیلی باسلیقه بودن! اما خب این تصویر واسه دوسنگانه ! یه پارچه هم کشیدن روش که مثلا تو عید مهمون میاد بد دیده نشه!!!! این شورا و دهیار دوسنگان هم منم منمشون گوش دنیا رو کر کرده اما چندساله سرکارن نتونستن یه گاز واسه روستاشون بگیرن! واقعا چرا؟  


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : چهارشنبه 1393/01/27 | 10:25 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

آهای خانوم سنبــل آبـــــــادی

آاااااااااای خانوم دهاتــــــــــی

خانوم ۳۵ سال به بالای سنبـــــــــلی

آهاااااااااااااای با شمام!!!

باشه بابا شهریا ٫ جنیفرا ٬ آنجلیناها

 دافیا٬لس آنجلسیا

با شمام ... بله بله با شمام

این کلیپس چیه رو سرتون؟؟؟؟

فکر میکنین باکلاس میشید؟ بگذریم از اینکه یه زمان سر گوسفندو نگه میداشتین تا آباجونتون بدوشتش  واقعا خیلی خنده دار میشید با این کلیپسها !  بیچاره شوهراتون میرن جون میکنن پول درمیارن شما میارید هفته ای ده تا کلیپس از چرچی وحید میخرید  

 از شوخی گذشته واسه کی تیپ میزنید؟؟ واسه یه مشت مفنگی که همیشه تو توهمن ؟ تا با دیدن شما توهمات ناجور بزنن و انواع حرفها رو پشت سرتون بگن؟؟؟ متاسفم اینو میگم اما مردهای سنبل آبادی خیلی کثیفن ! حتی به دختر بچه ها هم رحم نمیکنن و انواع حرفا رو واسشون درآوردن (در مورد مردها صحبت میکنم نه پسرها اونم مردهایی که اکثرا بالای ۳۵ سال دارن) مراقب خودتون٫ مراقب تیپتون٫ مراقب رفتارتون باشید خانومها!

 کلیپس بستن زنان بالای ۳۵ سال

 مردهای هیزی که واسه زنها حرف درمیارن

 پیرمردهای الافی که تو زندگی شخصی دختر پسرای جوون سرک میکش تا مثلا مچ بگیرن


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : سه شنبه 1393/01/26 | 10:23 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |
******لطفا اطلاع رسانی کنید******

چندروز دیگه که ثبت نام مرحله دوم یارانه ها شروع میشه مخابرات دوباره روزهای پرکاری خواهد داشت چنتا قانون هست که همت کنید رعایتش کنید خیلی سریع و منظم کارهاتون راه میفته:

۱- ساعت اداری روزهای تعطیل ۱۴ - ۹.۵ می باشد.

{ اینجا دوتا نکته مهمه: ۱ـ روزهای تعطیل: شما سنبلیهای با فرهنگ باید بدونید مخابرات اورژانس نیست که همه روزه باز باشه! روزهای تعطیل هم که می دونید کیه؟ همون روزاست که مدارس تعطیله پس روز تعطیـــــــل دم خونــــــه؟ نمــــی آیـــــــــــید! به ما زنگ؟ نمــــی زنـــــید! چون به ما ربطی نداره که شما قبوضتو پرداخت نکردی و روز تعطیل یادش افتادین! به ما ربطی نداره که روز تعطیل پول شما ته کشیده! به ما ربطی نداره که شما روز تعطیل کار واجب اینترنتی دارید!  ۲ـ واما نکته دوم: ساعت ۱۴ - ۹.۵ ! اگه باور نمیکنید بیاید بخشنامشو نشونتون بدیم که نوشته ساعت کاری مراکز آی سی تی روستایی به دلیل تامین امنیت از ۹.۵ صبح شروع خواهد شد! ساعت اداری هم که همه جای کشور تا ۲ بعدازظهره! پس ساعت ۷ صبح و بعد از ۲ دم خونه نمی آیـــــــــید ! ساعت ۷ و ۸ و بعد از ۲ به خونه زنگ نمی زنیــــــد به خانم حسیــــنی زنگ نمی زنیـــــد! }

۲ـ خانم های بسیار باشخصیت و محترم سنبل آبادی که مخابرات تشریف می برید یادتون باشه هر رابطه دوستانه ای که خارج از مخابرات با خانم حسینی دارید اهمیتی نداره و در مخابرات شما فقط یک مراجعه کننده هستید ! بنابراین حق ورود به پشت پیشخـــــوان رو نداریــــــــــــــــد!

{اینو دیگه باید خودتون رعایت کنید! خب بانکه دیگه یدفه دیدی یه پولی افتاد زیر میزی جایی گم شد اونوقت نسبت به کسانی که پشت پیشخوان هستند سوءظن پیش میاد که اصلا اتفاق خوشایندی نیست! ضمن اینکه اینکارتون و همینطور زیادی صحبت کردنتون باعث حواسپرتی مسئول مخابرات میشه}

۳ـ تنها کلماتی که علاوه بر توضیح دلیل حضورتان بین شما مراجعه کنندگان (چه آقا چه خانم) و مسئول مخابرات (خانم حسینی) رد و بدل خواهد شد "سلام تشکر" خواهد بود.

{ خانوما که اکثرا میان بحثهای خاله زنکی میکنن حواس مسئولم پرت میکنند ولی این نکته بیشتر متوجه آقایونه! درسته بعضا تو وبلاگ روشنفکربازی درمیارم اما یک امّلی هستم که نگوووووووووو..... اینجا محیط کاریه! معصوم کیه؟ ایشون خانم حسینی هستند! بعضیاتون که دیگه پارو فراتر هم میذارید و شوخی هم میکنید! اصلا خوشم نمیاد صمیمی باشید ! شما چه نسبتی با خواهر ما دارین که معصوم صداش میکنید! گؤرمیم دا }

۴ـ مراجعه کنندگان محترم وقتی میرید مخابرات فکر کنید که رفتین یه بانک یا اداراه ای خارج از سنبل آباد! سوال من اینه آیا اونجا هم برخوردتون و درخواستاتون مثل زمانیه که پست بانک اینجا میاید؟؟؟؟؟  نه دیگه نیست!

{این قانون بیشتر مخصوص خانوماست اما به آقایون هم سرایت کرده تازگیا! اینکه میرید مخابرات و به خانم حسینی میگید کارتم همرام نیست یه کم پول بده بعدا میارم یا نیاز شدید دارم یه پولی بده کارم راه بیفته و اینجور حرفا ُ یعنی چـــــــه؟ مگه مخابرات ملک شخصیه که هرموقع دلمون خواست یه پولی برداریم بدیم به شما! بعضی مواقع معصوم تو رودروایسی گیر کرده یه پولی به بعضیاتون داده اما باور کنید به جان خودم قسم که اگه دروغ بگم دیگه جونی نمونه که بهش قسم بخورم از حساب ما پول برداشته گذاشته جای پول پست بانک ! خب خودش که پول نداره از بانکم که نمیتونه بده از ما میگیره دیگه! یکم عزت نفس داشته باشید من اگه از گرسنگی هم بمیرم همچین درخواستی از مسئول یه بانک نمیکنم! یکم واسه خودتون شخصیت قائل شید چرا منو دق میدین همینطور درخواست غیرقانونی که میگید تلفناتونو قطع نکنیم تا پولشو بدین یا هروقت خواستیم قطع کنیم اطلاع بدیم هم کاملا اشتباهه و ما همچین وظیفه ای نداریم}

۵ـ خرابی تلفن رو فقط و فقط اطلاع دهید والسلام.

{ اول سیمکشی داخلی رو چک کنید اگه مشکلی نداشت اطلاع بدید! چندبار شده مسئول خرابی ها اومده و مشکل از خونه ها بوده؟ زیاد شده! درضمن واقعا متاسفم واسه برخی اهالی شهرک که با بی فرهنگیاشون آبروی سنبل آباد رو میبرن! البته سنبلی نیستن اما بی فرهنگیاشون به اسم سنبل آباد تموم میشه! مثلا یه بار مسئول خرابی ها بالای نردبون داشت کابل ها رو چک میکرد که یهو یکی رسید نردبونو کشید و دادوبیداد که چرا رفتی بالای نردبون خونه من دیده میشه!  خب خونه همه دیده میشه! خوشم اومد خانم حسینی یه بار خوب جوابشو داد و برگشت به یارو گفت: من تعجب میکنم بین اینهمه ترک یه ..... اومده غیرتی شده! یارو هم پیش همه ضایع مجبور شد برگرده خونش! یا مثلا یه نفر هست که هرروز با ماشین میزنه سیمهای تلفنو قطع میکنه اما بجای اینکه خسارت بده طلبکار میشه! آخه یارو از .... اومدی صاحب خونه شدی؟؟ تیر تلفن به اون بزرگی کابل تلفن به اون ضخامت رو نمی بینی واقعا؟}

۶ـ استفاده از تلفن مخابرات برای تماسهای غیرادارای به دلیل نبود باجه جداگانه ممنوع می باشد! پس برای تماس گرفتن به مخابرات تشریف نیارید.

۷ـ ایستادن صف و رعایت نوبت و همچنین سکوت مراجعه کنندگان از الزامات درست و به موقع انجام شدن کارهاست ایشالا چندروز آینده که ثبت نام مرحله دوم یارانه ها انجام میشه این نکته رو فراموش نمیکنید!

۸-و در آخر اینکه تو رو جون هرکی دوستش دارید هرجا میرید تمیز و مرتب و شیک برید! مخابرات هم از این قاعده استثنا نیست.

{آخه با بوی عرق با بوی پهن با دهن سیری با لباس کثیف کار میاید مخابرات خب حال آدم بهم میخوره  اصلا چجوری میتونید این شکلی برید بیرون؟}

***********************************************************

معصوم (واسه شما خانم حسینی) تو رودروایسی گیر کرده بود نمیتونست اینارو بگه اما من دیگه طاقت نیاوردم رسیده بود به گلوم شرمنده که بالا آوردمش و اینارو اینجا نوشتم! میدونیم که اشتباهاتون سهوی بوده و عمدی تو کارتون نبوده اما ایشالا از این به بعد همگی با هم سعی مکنیم دوباره فرهنگ بالای سنبل آبادی رو نشون بدیم و همین اشتباهات سهوی رو هم تکرار نکنیم! این قوانین رو به گوش بی سوادها هم برسونید تا اونا هم رعایت کنند. ممنون از همگی شما سنبلیهای گل و باشخصیت

** چهارشنبه یعنی ۲۰ فروردین شروع ثبت نام مرحله دوم هست منتظر نشون دادن فرهنگ بالاتون هستیم

ثبت نامها به ترتیب شماره آخر کدملی سرپرست خانوار انجام میشه و از صفر تا ۹ به ترتیب ۲۰ تا ۳۱ فروردین همراه با کارت ملی و شناسنامه اعضای خانواده تشریف میارید مخابرات! (استثناً ایندفعه ساعت کاری افزایش داره) بازهم تاکید میکنیم منتظر رعایت نظم و ترتیب و سکوت توسط شما عزیزان برای درست انجام شدن ثبت نام ها هستیم

کسانی که شماره آخر کدملی سرپرست خانواده آنها صفر است روز ۲۰ فروردین

شماره آخر کد ملی سرپرست خانواده یک روز ۲۱فروردین

شماره آخر کدملی سرپرست خانوار ۲ روز ۲۲ فروزدین

شماره آخر کدملی سرپرست خانوار ۳ روز۲۳ فروزدین

شماره آخر کدملی سرپرست خانوار ۴ روز ۲۴ فروزدین

شماره آخر کدملی سرپرست خانوار ۵روز ۲۵ فروزدین

شماره آخر کدملی سرپرست خانوار ۶ روز ۲۶ فروزدین

شماره آخر کدملی سرپرست خانوار ۷ روز ۲۷ فروزدین

شماره آخر کدملی سرپرست خانوار ۸ روز ۲۸ فروزدین

شماره آخر کدملی سرپرست خانوار۹ روز ۲۹ فروزدین

و روز ۳۰ و ۳۱ فروردین برای کسانی که جا موندن و ثبت نام نکردند! نبینم بدون رعایت این اعداد اومدین مخابرات ! به ترتیب بیاید . شناسنامه و کارت ملی اعضای خانوادتونم یادتون نره. (شماره آخر کد ملی سرپرست خانواده مهمه نه کد ملی زن و بچه هاتون ! شماره آخر کد ملی سرپرست خانواده رو نگاه کنید بعد تشریف بیارید) هرکسی اینترنت داره میتونه خودش بره سایت refahi.ir و ثبت نام کنه.


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : دوشنبه 1393/01/18 | 2:15 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |
زینب نوشته بود خواننده مورد علاقتون کیه؟ بدون هیچ توضیح اضافه ای نظرات ما سنبل آبادیا رو ببینید:

Zeinab Hosseini > پرنسس ها

ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﺘﻮﻥ ؟
1 ﻋﻠﻲ ﺗﻜﺘﺎ
2 ﻣﺤﺴﻦ ﻳﮕﺎﻧﻪ
3 ﻣﺤﻤﺪ ﻋﻠﻴﺰﺍﺩﻩ
4 ﻓﺮﺯﺍﺩ ﻓﺮﺯﻳﻦ
5 ﻣﺮﺗﻀﻲ ﭘﺎﺷﺎﻳﻲ
6 ﻣﻬﺪﻱ ﺍﺣﻤﺪ ﻭﻧﺪ
7 ﭼﺎﻭﻭﺷﻲ
8 ﺭﺍﻣﻴﻦ ﺑﻴﺒﺎﻙ
9 ﮔﺮﻭﻩ 7
10 ﺳﺎﻳﺮ ﻣﻮﺍﺭﺩ
 
نظرات:
 
La Dy Narges
hasan mamad zadeye sale 84 ro yadet raf bgi
(حسن ممدزاده سال۸۴ رو یادت رفت بگی)
 
Sámãneh Hosseïni
Hassan Mamadzade sale 84
(حسن ممدزاده سال۸۴)
 
Amir Kordi
faqaaat rezaaa khoorrraaaamm....akhe b in khooorooosa migan khanande....????
(فقـــــــــط رضا خرّم ... به این خروسا میگن خواننده؟؟؟؟؟)
 
Masoome Hosseini
11 va12 esmaeil hashemi
(۱۱و۱۲ و اسماعیل هاشمی)
 
Naser Naderi
حاج رحیم
 
**********************************************************
بدجووور سرمون تو لاک خودمونه  هیچکدوم قصد تمسخر این آقایونو نداشتیم واقعا صداشون خوب بود که نوشتیم ! اصلا از گزینه ها انتخاب نکردیم کلا آدمای باحالی هستیم ما سنبلیها
 
*توضیح: معذرت از کسانی که نظر دادن چون اینو بی اجازه گذاشتم وبلاگ!

موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : دوشنبه 1393/01/18 | 11:3 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

 سنبل آباد دوسال پیش:

سنبل آباد اسفند سال ۱۳۹۲مصادف با هفته منابع طبیعی روز درختکاری:

 این درختا کجا رفتن پس؟ برند سنبل آباد بود حیف شد حــــــــیف!


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : جمعه 1393/01/15 | 4:35 AM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

حذف شد

*****************************************************

فـاطـمـه تحویل سالم می شود

باعث خوبـــیه حالــم مـی شود...

(اینم گفتن که حذف کنیم)


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : چهارشنبه 1393/01/06 | 2:20 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

سلــــــــــــــــــام سال نوتون مبـــــــــــــــارک

شرمنده دیگه ! یادم رفته بود پست تبریک بذارم حواسم رفت به چهارشنبه سوری عید از ذهنم پرید!

با همون عکس پارسالی تبریک میگیم فقط بخاطر اینکه عکسش سنبل آبادیه 

عــــــــــــــــــــــــید شمــا مبـــــــــــــــــــارکـــــــــــــــــــــ

خب تاریخشم میزینم واسه اول فروردین مثلا که همونروز تبریک گفتیم

(نوشته شده در ۶ فروردین ۱۳۹۳)

چنتا عکسم از چهارشنبه سوری سنبل آبادی:

به هشدارها توجه نکردیم سوختیم

ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 1393/01/01 | 1:54 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

با سه خیابان اصلی سنبل آباد و اهالی این ۳ خیابان بیشتر آشنا شویم

۱- خیابان ورودی: این خیابان که ورودی سنبل آباد هم محسوب می شود درحدود ۲۰ سال قدمت دارد و از لحاظ جمعیتی نسبت به سایر خیابانها تراکم کمتری دارد!

اهالی این خیابون تقریبا مثل یه خانواده حساب میشن البته نه از لحاظ همدلی و صمیمیت٬ بلکه به دلیل رفت و آمدهای زیادی که به خونه همدیگه دارن مثل خانواده حساب میشن! ویژگی بسیار بسیار زشتی که متاسفانه گریبان اهالی این خیابان را گرفته ٬ چشم و هم چشمی است! شاید یکی از دلایل بروز چشم و هم چشمی همین رفت و آمدهای بیش از اندازه و خارج از قاعده به خونه همسایه هاست که باعث شده حالت رقابت در خرید لوازم خانگی ٬ مدل خونه ها و حتی لوازم شخصی برای اهالی این خیابان پیش بیاید ! نمیخوام اینجارو سیاه سیاه ببینیم پس باید خوبی های مردم این بخش از سنبل آباد رو هم بنویسیم که اجحافی صورت نگیره! بارزترین ویژگی خوبی که در اهالی این خیابون دیده میشه همواره در صلح و آشتی بودن همسایه هاست! هرچند ممکنه دلخوریهایی بینشون پیش بیاد اما مردم این قسمت سنبل عقده ای نیستن و زود همدیگه رو میبخشند! درمانگاه شبانه روزی سنبل آباد و مدارس قدیمی مهمترین مراکزی هستند که در این خیابان قرار دارند!

۲ـ مطمئنا همتون پرترددترین خیابون سنبل آباد رو میشناسید! خیابونی که تصاویرش بواسطه مناسبتهای مختلف بارها در وبلاگ قرار گرفته!

این تصویر متعلق به تازه تاسیس ترین خیابون سنبل آباده ! این خیابون چالا محله رو به طور کاملا مستقیم به شهرک سنبل آباد متصل میکنه(اهالی شهرک تا پارک و حوالی آن رو جزو همین خیابون به حساب میاریم ) حال امروز اهالی این خیابون حکایت از فرش به عرش رسیدنه! واقعا کی فکرشو میکرد مردمی که تا همین چندسال پیش تا زانو تو گل بودن یدفه بواسطه اجرای طرح هادی تا این حد پیشرفت کنند؟ به نظر میرسه مردم این خیابون چرچی نوازن (دارم حرف درمیارم) خب پاتوق همه فروشنده ها اینجاست ! شاید بخاطر تمیزیه خیابونش باشه! با وجود اینکه تقریبا همه مراکز پرتردد سنبل آباد بجز پست بانک در این خیابون قرار دارند اما تفکرات مردم اینجا سنتیه و یکم از تکنولوژی به دورند! اهالی این خیابون با وجود اینکه در ظاهر خود را مذهبی می دانند اما کارهایی میکنند که از دست کفار صدراسلام هم برنمیامد! مردم این بخش یکم زیادی کنجکاون و سرشون بیش از اندازه تو زندگیه مردم و مسائل شخصیه اونهاست برای همین فضولی ها هم هست که مردمش روابط خوبی باهم ندارند!  اهالی این خیابون برخلاف اهالی خیابون قبلی زیاد بخشنده نیستند و اشتباهات همدیگه رو کمتر فراموش می کنند و اهالی شهرک هم که کلا از جامعه دورند به قول نرگس از بس تو خونه خودشون مس سابیدن سیر شدن  و اما ویژگی خوب اهالی این محله اینه که تو فعالیتهای خیرخواهانه و عمومی مشارکت زیادی دارند ! شاید بشه گفت سنبل آباد بخش اعظمی از فعالیتهای اجتماعیشو مدیون اهالی این محله ست! مسجد ٬ کتابخونه٬ نانوایی ها ٬ پایگاه ٬ زمین خاکی٬ سالن ورزشی٬ مدارس٬ پارک٬ حمام قدیمی (اثر باستانیه سنبل)٬ محل برپایی خیمه ها٬ و محل برپایی دوشنبه بازار مهمترین مراکزی هستند که در این خیابون و کوچه هاش قرار دارند.

۳ـ و اما قدیمیترین و پرجمعیت ترین و خاطره انگیزترین خیابون سنبل آباد: یعنی چالا محلّه

 

این خیابون از ورودی قبرستان سنبل () تا دهیاری امتداد دارد و تنها خیابونیه که اسم قدیمی و محلی داره و به این دلیل که نسبت به دو خیابان قبلی در ارتفاع پایینتری قرار داره چالا محله نامیده میشه. چالامحله در تقاطع دو خیابان دیگر قرار دارد و در محل اتصال یک چهارراه نامتقارن را بوجود آورده! شاید به جرات بتوان گفت سنبل آباد لقب الکترونیکی اش را مدیون این خیابون و و مراکزش و مردمیست که در این خیابان و کوچه هایش زندگی می کنند هست!  زیرا محل زندگی بروزترین و اینترنتی ترین مردم سنبل٬ این خیابونه (دلیلشم ما و همسایه هامونیم ـمحله یدّی بوروق- ) اهالی چالا محله باصفا و خاکی اند بعضا زیر خاکی شدن  هرچند همسایه ها رفت و آمد خاصی باهم ندارند اما باهم صمیمی هستند و باوجود این صمیمیت به هیچ وجه در مسائل شخصی همدیگه دخالت نمی کنند ! مردم این بخش چشم و هم چشمی ندارند که ای کاش یکم داشتن٬ لااقل وضع خیابونا و کوچه هاش بهتر میشد! تنها ویژگی بد و قابل اشاره در چالا محله بوی نامطبوعیست که هر ازگاهی موجب رنجش خاطر مردمش می شود ! که اونهم چاره ای نداره خب شغل ۳چهار خانواده هم اینه دیگه نمیتونن که به دامشون بگن شماره دوشونو (بامعذرت از سنبلیهای مقیم شماره۲) ادکلنی دفع کنند! در ضمن این خیابون تنها خیابون  سنبل آباده که از ابتدا تا انتها در دوطرف چراغ روشنایی داره بهمین دلیل هم شبهای این خیابون دیدنیه! غسال خانه٬ دهیاری٬ بهداری٬ مرکز آی تی سی و البته بوجاری کبله ولی () مهمترین مراکزی هستند که در این خیابان قرار دارند. 


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1392/12/25 | 2:0 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

قدیمی های سنبل آباد تو چه خونه هایی زندگی می کردند

سادگی و اجاد حس صمیمیت و امیدواری از ویژگی های معماری کهن و سنتی روستاهای ایران است که با رواج مدرنیسم و غرب گرایی در کشور ویژگی های یاد شده در حال رنگ باختن می باشد. عکس های ذیل تصویر گر گوشه هایی از پیشینه معماری و خانه یازی ساده و دلنشین سنبل ابادی هاست که امیدواریم اهالی روستا در حفظ و بازسازی آنها به عنوان میراث تاریخی گذشتگان اقدام جدی بعمل آورند 

منبع:  سایت گردشگری رسا محله - صفحه سعید کریمی

************************************************************

در حفظ چی اقدام جدی به عمل آوریم؟؟؟  اینم بگید دیگه ما و همسایمون تا آخر عمر دست به دیوارای خونمون نزنیم که نکنه میراث تاریخی گذشتگان خراب شه  فکر کنم هر دو خونواده یکی دوسال پیش دیوارها رو اینجوری کردیم که سگ نیاد تو خونمون  میراث کجا بود؟ حالا شانسی که آوردیم اینه که رتبه وبلاگمون بالاتر از این سایته والا هرکی اسم سنبل آبادو سرچ می کرد اینارو میاورد آبرومون میرفت  


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : یکشنبه 1392/12/25 | 12:23 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

شنیدم قراره امسال مسابقات فوتبال برگزار بشه (!!!؟؟؟)

 قلم پاتون نشکنه میگم چرا هوا یهویی بد شد! تو لیگ برتر بودین چیکار میکردین؟ احتمالا ۹ماه سال سنگ میبارید یه نفرم اهل یکی از روستاهای اطراف بود میگفت زنگ زدن گفتن سنبل آباد کاپ گذاشتن تیم جمع کنید از ذوق چنان دوئیدم بیرون بچه ها رو خبر کنم که پام شکست دو سه ماه باید بمونه تو گچ !! چه پاقدمی داره این فوتبالتون حالا نمیدونم چرا این کاپی که اینهمه طرفدار داره سه۴سال برگزار نشد؟ فکر کنم همش تقصیر اون ذوالقدر اتاجی بود هی میگفت مراسمهای سیاسی - مذهبی بذارید مردمو امّل بار بیارید   امسالم که زدین همه رو ناقص کردین با کی میخواین مسابقه بدین؟

(تو این عکسهم هوا بد بوده همه رو باد برده)


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : شنبه 1392/12/24 | 1:34 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |

- رفتم خرید ۳ تومن (۳میلیون تومن) بردم فقط یه مانتو خریدم ۳ تومن تموم شد!

- یه شلوار خریدم ۲ میلیون!

- یه تومن دادم به این جوراب....

.

.

.

این روزها جملات بالا رو از اکثریت سنبلیها می شنویم (متاسفانه)! خب مبارکتون باشه ایشالا لباسها و وسایلتونو به خوشی و شادی بپوشین و استفاده کنید  اما این همه پز دادن واسه چیه؟ ۳تومن مانتو؟ اونم تو زنجان؟ خیلی شرمندم اینو میگم ٬ روم به دیوار ٬ روتون به دیوار ٬ طرف تا دیروز حتی شورتشم مامان دوز بود حالا جوراب یه تومنی می پوشه!!!؟؟ یه تومن واسه یه جوراب خیلیه ها! ۶تا صفر داره ! سال بعد بهش یارانه نمیدن  حالا از شوخی گذشته ما سنبلیها هممون همدیگه رو میشناسیم دیگه واسه چی الکی به هم پز میدیم؟ هممونم می دونیم که اکثر سنبلیها ماشالا دستشون به دهنشون میرسه و همه به تیپشون اهمیت میدن و سعی می کنن شیک باشن ولی خب دوتا لباس عید خریدن که گفتن نداره! دیگه هیچ جا این حرفا رو نزنید حالا فکر میکنن ما سنبلیها ندیدبدیدیم و تا یه چی میخریم پزشو میدیم.....

به امید روزی که فرهنگ بالامون(!!) به اینگونه موارد هم سرایت کنه!

 


موضوعات مرتبط: سنبل آباد

تاريخ : شنبه 1392/12/24 | 12:56 PM | نویسنده : سمانه - زینب و معصوم |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.